پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • رپرتاژ آگهی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • مطالب گوناگون+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • تبلیغات

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    مجموعه : داستان,حکایت و شعر

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    در این مقاله به اشعار عاشقانه خیام در مورد عشق می پردازیم.امیدوارم از خوندن آنها لذت ببرید با در ادامه همراه باشید.

    گرچه غم و رنج من درازی دارد

    عیش و طرب تو سرفرازی دارد

    بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک

    در پرده هزار گونه بازی دارد

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    چون عهده نمی‌ شود کسی فردا را

    حالی خوش کن تو این دل شیدا را

    می نوش بماهتاب ای ماه که ماه

    بسیار بتابد و نیابد ما را

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    گرچه غم و رنج من درازی دارد

    عیش و طرب تو سرفرازی دارد

    بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک

    در پرده هزار گونه بازی دار

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    نیکی و بدی که در نهاد بشر است

    شادی و غمی که در قضا و قدر است

    با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

    چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است خیام

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    یک عمر به کودکی به استاد شدیم

    یک عمر زاستادی خود شاد شدیم

    افسوس ندانیم که ما را چه رسید

    از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم خیام

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    آن به كه در اين زمانه كم گيري دوست

    با اهل زمانه صحبت از دور نكوست

    آنكس كه به جمگي ترا تكيه بر اوست

    چون چشم خرد باز كني دشمنت اوست خیام

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    اشعار عاشقانه خیام

    این قافله عمر عجب میگذرد

    دریاب دمی که با طرب میگذرد

    ساقی غم فردای حریفان چه خوری

    پیش آر پیاله را که شب میگذرد

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

    در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

    این دسته که بر گردن او می بینی

    دستی ست که برگردن یاری بوده است

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

    این حل معما نه تو خوانی و نه من

    هست در پس پرده گفتگوی من و تو

    چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    افسوس که نامه جوانی طی شد

    و آن تازه بهار زندگانی دی شد

    آن مرغ طرب که نام او بود شباب

    افسوس ندانم که کی آمد کی شد

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    شعر زیبای خیام در مورد عشق

    در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

    یک ساغر می‌دهد مرا بر لب کشت

    هرچند به نزد عامه این باشد زشت

    سگ به ز من ار برم دگر نام بهشت

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است

    دریاب که هفته دگر خاک شده است

    می نوش و گلی بچین که تا درنگری

    گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است خیام

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    عمری‌ست مرا تیره و کاری‌ ست نه راست

    محنت همه افزوده و راحت کم و کاست

    شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست

    ما را ز کس دگر نمی‌باید خواست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    عشق در نظر خیام

    تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

    چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

    گر چشمه زمزمی و گر آب حیات

    آخر به دل خاک فرو خواهی شد

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    شعر عاشقانه خیام

    هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

    چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

    معلوم نشد که در طربخانه خاک

    نقاش ازل بهر چه آراست مرا

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    شعر های خیام

    می نوش که عمر جاودانی اینست

    خود حاصلت از دور جوانی اینست

    هنگام گل و باده و یاران سرمست

    خوش باش دمی که زندگانی اینست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    خیام در مورد عشق

    گر کار فلک به عدل سنجیده بدی

    احوال فلک جمله پسندیده بدی

    ور عدل بدی بکارها در گردون

    کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

    چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

    معلوم نشد که در طربخانه خاک

    نقاش ازل بهر چه آراست مرا

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    می نوش که عمر جاودانی اینست

    خود حاصلت از دور جوانی اینست

    هنگام گل و باده و یاران سرمست

    خوش باش دمی که زندگانی اینست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    شعر خیام در مورد عشق

    فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

    با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت

    پیش آر قدح که باده نوشان صبوح

    آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت

    ناگه برود ز تن روان پاکت

    بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

    زان پیش که سبزه بردمد از خاکت

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    هر صبح که روی لاله شبنم گیرد

    بالای بنفشه در چمن خم گیرد

    انصاف مرا ز غنچه خوش می‌آید

    کو دامن خویشتن فراهم گیرد

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    شعر عاشقانه از خیام

    خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح

    کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    با یار چو آرمیده باشی همه عمر،

    لذاتِ جهان چشیده باشی همه عمر،

    هم آخِرِ کار رحلتت خواهد بود،

    خوابی باشد که دیده‌باشی همه عمر.

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    مجموعه اشعار عاشقانه و زیبای خیام

    هر ذره که بر روی زمینی بوده است

    خورشید رخی زهره جبینی بوده است

    گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان

    کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    بسیار بگشتیم به گرد در و دشت

    اندر همه آفاق بگشتیم بگشت

    کس را نشنیدیم که آمد زین راه

    راهی که برفت ، راهرو باز نگشت

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

    کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد

    من می‌نگرم ز مبتدی تا استاد

    عجز است به دست هر که از مادر زاد

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    گر یک نفست ز زندگانی گذرد

    مگذار که جز به شادمانی گذرد

    هشدار که سرمایه سودای جهان

    عمرست چنان کش گذرانی گذرد

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    شعرهای زیبای عاشقانه خیام برای عشق

    چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

    برخیز و به جام باده کن عزم درست

    کاین سبزه که امروز تماشاگه ماست

    فردا همه از خاک تو برخواهد رست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    گر می نخوری طعنه مزن مستان را

    بنیاد مکن تو حیله و دستان را

    تو غره بدان مشو که می می نخوری

    صد لقمه خوری که می غلام‌ست آن را

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی

    هر لحظه به دام دگری پا بستی

    گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم

    آیا تو چنان که می نمایی هستی خیام

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    آن به که دراین زمانه کم گیری دوست..

    بااهل زمانه صحبت ازدور نکوست..

    آنکس که تورا بجملگی تکیه براوست..

    چون چشم خرد بازکنی دشمنت اوست.

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    رباعیات عاشقانه خیام

    هـــر ذرّه که در خاک زمینی بوده است

    پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است

    گـــرد از رخ نازنیـــن به آزرم فشـــان

    کان‌ هم رخ خـوب نازنینــــی بوده است

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    برخیز و بیا بتا برای دل ما

    حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

    در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

    این دسته که بر گردن او می‌بینی

    دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    اکنون که گل سعادتت پربار است

    دست تو ز جام می چرا بیکار است؟

    می‌خور که زمانه دشمنی غدار است

    دریافتن روز چنین دشوار است

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    در دایره‌ ای که آمد و رفتن ماست

    او را نه بدایت نه نهایت پیداست

    کس می‌نزند دمی در این معنی راست

    کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    امروز ترا دسترس فردا نیست

    و اندیشه فردات بجز سودا نیست

    ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

    کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    چون چرخ به کام یک خردمند نگشت

    خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

    چون باید مرد و آرزوها همه هشت

    چه مور خورد بگور و چه گرگ به دشت

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    در پرده اسرار کسی را ره نیست

    زین تعبیه جان هیچ‌ کس آگه نیست

    جز در دل خاک هیچ منزل‌ گه نیست

    می خور که چنین فسانه‌ ها کوته نیست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    آن قصر که جمشید در او جام گرفت

    آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت

    بهرام که گور می‌ گرفتی همه عمر

    دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب

    وز گردش دوران سرو سامان مطلب

    درمان طلبي درد تو افزون گردد

    با درد بسازو هيچ درمان مطلب خیام

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

    گردنده فلک نیز به کاری بوده است

    هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین

    آن مردمک چشم‌نگاری بوده است

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

    نتوان به امید شک همه عمر نشست

    هان تا ننهیم جام می از کف دست

    در بی‌ خبری مرد چه هشیار و چه مست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

    چون آب به جویبار و چون باد به دشت

    هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

    روزی‌ که نیامده‌ ست و روزی‌ که گذشت

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

    بی باده ارغوان نمی باید زیست

    این سبزه که امروز تماشاگه ماست

    تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست؟

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

    در صحن چمن روی دلفروز خوش است

    از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

    خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    تا کی غم آن خورم که دارم يا نه

    وين عمر به خوشدلی گذارم يا نه

    پرکن قدح باده که معلومم نيست

    کاين دم که فرو برم برآرم يا نه خیام

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست

    دریاب که هفته دگر خاک شده‌ست

    می نوش و گلی بچین که تا درنگری

    گل خاک شده‌ ست و سبزه خاشاک شده‌ ست

    عاشقانه اشعار خیام در مورد عشق

    دارنده چو ترکیب طبایع آراست

    از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست

    گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود

    ورنیک نیامد این صور عیب که راست

    نتیجه گیری:

    امیدوارم از مطلب لذت برده باشید. اگر شما هم  اشعار عاشقانه خیام  رو حفظ هستید برامون در قسمت دیدگاه ها بنویسید.ممنون از همراهی گرمتون.

    مطالب بیشتر:

    شعر من بی می ناب زیستن نتوانم از خیام

    شعر چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ از خیام

    شعر چون حاصل آدمی در این شورستان از خیام

    هیچ نظری ثبت نشده است

    نظرتان را بنویسید

    *

    code

  • مطالب پربازدید
  •