پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • رپرتاژ آگهی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • مطالب گوناگون+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    مجموعه : داستان,حکایت و شعر

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    پروین اعتصامی از پیروان «جریان تلفیقی» اســت. مضامین و معانی اشعار پروین، توصیف‌کنندهٔ دلبستگی عمیق وی به پدر، اســتعداد و شوق فراوان او به آموختن دانش، روحیهٔ ظلم‌ستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران و حمایت و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستم‌دیدگان اســت.

     

    اشعار پروین اغلب از حوادث و اتفاقات شخصی و اجتماعی خالی‌اند. در میان اشعار او، شعری وجود ندارد که با کمک آن بتوان صراحتاً شخص شاعر را شناخت. شعر پروین از دیدگاه طرز بیان مفاهیم و معانی، بیشتر به صورت «مناظره» و «سؤال و جواب» اســت.

     

    محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
    مست گفت ای دوست، این پیراهن اســت، افسار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی
    گفت: جرم راه رفتن نیــست، ره هموار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: می باید تو را تا خانه‌ی قاضی برم
    گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: نزدیک اســت والی را سرای، آنجا شویم
    گفت: والی از کجا در خانه‌ی خمار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب
    گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
    گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم
    گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: آگه نیــستی کز سر در افتادت کلاه
    گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی
    گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیــست

    شعر مست و هشیار | محتسب و مست از پروین اعتصامی

    گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
    گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیــست

     

     

    هیچ نظری ثبت نشده است
    نظرات این پست غیرفعال هستند.
  • مطالب پربازدید
  •