پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • رپرتاژ آگهی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • مطالب گوناگون+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • شعر زیبای آمد بهار جان‌ها از مولانا بلخی

    مجموعه : داستان,حکایت و شعر

    شعر زیبای آمد بهار جان‌ها از مولانا بلخی

    شعر زیبای آمد بهار جان‌ها از مولانا بلخی

    درباره فصل بهار برای شما شعری نغز و بسیار مشهور از مولانا جلال الدین محمد بلخی برای شما آورده ایم که برای تبریک فرارسیدن فصل سرسبزی و شادابی بهار می باشد.

     

    آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ
    چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ

    ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر
    ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ

    چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی
    از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ

    تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی
    گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ

    از عشق تاجداران در چرخ او چو باران
    آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ

    ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته
    رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ

    در دست جام باده آمد بتم پیاده
    گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ

    پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد
    یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

    تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد
    هجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ

    کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی
    کای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به رقص آ

    طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآید
    با مرغ جان سراید بی‌بال و پر به رقص آ

    کور و کران عالم دید از مسیح مرهم
    گفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ

    مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است
    اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

     

    هیچ نظری ثبت نشده است

    نظرتان را بنویسید

    *

    code

  • مطالب پربازدید
  •