پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • رپرتاژ آگهی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • مطالب گوناگون+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • شعر بی تو می رفتم تنها تنها از حمید مصدق

    مجموعه : داستان,حکایت و شعر

    شعر بی تو می رفتم تنها تنها از حمید مصدق

    یکی از بهترین اشعار عاشقانه از حمید مصدق شاعر خوش قلم معاصر

    شعر بی تو می رفتم تنها تنها از حمید مصدق

    در من اینک کوهی ،

    سر برافراشته از ایمان است

    من به هنگامی شکوفایی گل ها در دشت ،

    باز می گردم

    و صدا می زنم :

    آی!

    باز کن پنجره را،

    باز کن پنجره را

    در بگشا !

    که بهاران آمد!

    که شکفته گل سرخ

    به گلستان آمد!

    باز کن پنجره را !

    که پرستو پـَر می شوید در چشمه ی نور،

    که قناری می خواند،

    می خواند آواز ِ سرو

    که : بهاران آمد

    که شکفته گل ِ سرخ

    به گلستان آمد!

    سبز برگان ِ درختان ِ همه دنیا را،

    نشمردیم هنوز

    من صدا می زنم :

    باز کن پنجره را،باز آمده ام

    من پس از رفتن ها،رفتن ها؛

    با چه شور و چه شتاب

    در دلم شوق تو ، اکنون به نیاز آمده ام

    داستان ها دارم،

    از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو،

    از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو ،

    بی تو می رفتم ، می رفتم ، تنها ، تنها

    و صبوریِّ مرا

    کوه تحسین می کرد

    من اگر سوی تو بر می گردم

    دست من خالی نیست

    کاروان های محبت با خویش

    ارمغان آوردم

    من به هنگام شکوفایی گل ها در دشت

    باز بر خواهم گشت

    تو به من می خندی

    من صدا می زنم :

    آی!

    باز کن پنجره را!

    پنجره را می بندی …

    شعر بی تو می رفتم تنها تنها از حمید مصدق

    شعر بی تو می رفتم تنها تنها از حمید مصدق

     

     

    هیچ نظری ثبت نشده است
    نظرات این پست غیرفعال هستند.
  • مطالب پربازدید
  •