پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • رپرتاژ آگهی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • مطالب گوناگون+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    مجموعه : دنیای سینما و موسیقی

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    زمانی که بازیگران در نقشی که به آنها داده می شود بازی می کنند گاهی چنان غرق در نقش خود می شوند که گویا واقعا در آن نقش زندگی می کنند.در ادامه مقاله ای تهیه کرده ایم به طور کامل درباره بازیگری مِتُد توضیح داده شده اســت.از خواندن آن لذت ببرید .

     

    بازیگری مِتُد اکتینگ چیست؟ (Method acting)

    بازیگری مِتُد به انگلیسی Method acting که با نام مِتُد اســتانیسلاوسکی نوعی فن تربیت بازیگر اســت(کنستانتین سرگئی اســتانیسلاوسکی (زاده 17 ژانویه 1863 – درگذشته 7 اوت 1938) بازیگر و مدیر تئاتر روس بود. گرچه دستاوردهای او به عنوان بازیگر و کارگردان بزرگ بوده ولی مهمترین سهم او به خاطر پرتوی اســت که بر فنون بازیگری افکنده‌اســت.

     

    مِتُد اکتینگ که او مبدع آن است که بر اساس توجه به تمرین خوب به مقتضای نیاز طبایع و ملیتهای مختلف تحول یافته‌اســت.) نیز شناخته می شود نوعی فن تربیت بازیگر اســت که اول بار توسط کنستانتین اســتانیسلاوسکی کارگردان و مدرس تئاتر طرح شد.نوعی سبک بازیگری اســت که در آن هنرمند خود را به جای کاراکتر داســتان قرار ميدهد و مدتی با آن زندگی ميکند.

     

    در مِتُد اگتینگ هنرمند خود را به جای کاراکتر داســتان قرار ميدهد و مدتی با آن زندگی میکند برای مثال برای بازی در نقش یک بی خانمان چند روزی با بیخانمان ها زندگی میکنندِ شیوه ی مِتُد توسط لی اســتراسبرگ و اســتلا ادلر در اکتور اســتودیو بنیان نهاده شد.

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    ابتدا «گروپ تیتر» که گروهی تئاتری در نیویورک بود، در دههٔ ۳۰ میلادی، «مِتُد» را محبوب کرد و پس از آن در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ مِتُد اکتینگ توسط لی اســتراسبرگ در «اکتورز اســتودیو» پیشرفت داده شد.

     

    از شاگردانی که اســتراسبرگ در اکتورز اســتودیو تربیت کرده ميتوان به مارلون براندو، رابرت دنیرو، مریل اســتریپ، پل نیومن، آل پاچینو، جیمز دین ، داســتین هافمن، دنیل دی-لوییس، جک نیکلسون و جانی دپ اشاره کرد.

     

    مِتُد اکتینگ و سینما

    کیفیت خاص مِتُد اکتینگ ِاســتانیسلاوسکی در تقابل با سنت انگلیسی -که مدرسه آموزش بازیگری ِدیگری در امریکاســت – مشخص ميشود. در حالی که مدرسه انگلیسی بر تکنیک‌های بیرونی ، اغراق ، گریم ، لباس و مهارت‌های کلامی تاکید دارد مِتُد اکتینگ روی راحت بودن با نقش و آن چه « حقیقت درونی » مينامد تمرکز ميکند.

     

    در این جا هاله احساسات و درونیات بیشتر از اینکه از زبان و لحن نمایشنامه نشات گیرد از شخصیت خود بازیگر ساخته ميشود. سیستم انگلیسی تمایل دارد تا مخاطب از یک فاصله روشنفکرانه ستایشگر ِصناعت بازیگر باشد در حالی که روش مِتُد به دنبال حداکثر همذات پنداری ِمخاطب با بازیگر اســت.

     

    با حمایت نویسندگان رئالیستی چون چخوف و ایبسن ، اســتانیسلاوسکی تئاترهای رئالیستی خود را در تئاتر مسکو ادامه داد. برداشت او بیشتر از آن که به محیط اجتماعی ِشخصیت وابسته باشد به روانشناسی بازیگر معطوف اســت. عبارت او ، « زندگی کردن ِنقش » ریشه در همین برداشت دارد. در « آماده کردن بازیگر »

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    می نویسد : « همیشه و همیشه وقتی روی صحنه هستی باید خودت را بازی کنی » (167). تماشاگران با بازیگران اســتانیسلاوسکی همذات پنداری ميکردند زیرا این بازیگران تماشاگران را نادیده فرض ميکردند. به جای برهم کنش با تماشاچی ، بازیگران درونیات و احساسات شخصی خود را با نقش پیوند ميزدند.

     

    با توجه به آن چه اســتانیسلاوسکی « حافظه موثر» مينامد، بازیگران ، نقش ِخود را با توجه به خاطرات شخصی‌شان از نو خلق می کنند. همان طور که بسیاری از منتقدین اشاره کرده‌اند این اســتراتژی بازیگری از جهات بسیار هم راســتای تجربیات روانکاوی به ویژه در تاکید بر رها کردن قدرت ناخودآگاه اســت. آن چه مد نظر اســتانیسلاوسکی اســت قرار گرفتن در وضعیتی خلاقانه اســت که در آن ناخودآگاه ما به صحنه آید (266).

     

    این اســتراتژی، اســتانیسلاوسکی را به نویسندگان مدرنیستی چون جیمز جویس و ویرجیانا ولف که از تکنیک جریان سیال ذهن اســتفاده ميکردند نزدیک ميکند. مشابه آن‌ها سبک بازی در مکتب اســتانیسلاوسکی طوری طراحی شده اســت تا بازیگر بتواند نگاهی گذرا به تضادهای درونی و ناخودآگاه نقشش بیاندازد.

     

    اگر تئوری‌های اســتانیسلاوسکی برای اجرا در تئاتر در حال گسترش بود در سینما این تئوری‌ها به آسانی قابل انطباق بود. غیابِ تماشاچیِ زنده مزیت بسیاری برای بازیگرانی داشت که سعی در نادیده گرفتن تماشاچی داشتند ،همچنین شیفتگی اســتانیسلاوسکی به بیان پیچیدگی‌های درونی در قیاس با تاثیرات بیرونی به خوبی با اســتفاده سینما از نماهای نزدیک هم خوانی داشت.

     

    بع علاوه برداشت‌های بلند برای نشان دادن تغییر احساس بازیگر مي توانست به کار رود. تمرکز بازیگران مِتُد بر بافت احساسی و عاطفی صحنه‌های شخصی در سینما به آسانی قابل دستیابی بود چرا که در فیلمسازی ميشد صحنه‌های شخصی را به صورت جداگانه فیلمبرداری کرد. با این حال و علیرغم تمامی این نقاط مشترک ، روش اســتانیسلاوسکی در هالیوود تا دهه 1950 مورد اســتقبال قرار نگرفت.

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    در شوروی نیز فیلمسازان به نوعی فرمالیسم سینمائی دست یافته بودند که شدیدا متکی به تدوین (مونتاژ) بود و به این ترتیب جائی را برای بازیگری به این شیوه باقی نميگذاشت. آیزنشتاین نوشت : « تئاتر مسکو دشمن خطرناک من اســت » و ادامه داد : « آن (شیوه) دقیقا بر خلاف تمام آن چه سعی بر انجام آن دارم اســت. آن‌ها تمامی احساسات خود را متمرکز می کنند تا توهم واقعیت را عرضه کنند. من از واقعیت عکس ميگیرم و آن‌ها را برش ميزنم تا احساس را به وجود آورم » (وولن 65).

     

    مِتُد اکتینگ در هالیوود

    علیرغم مهاجرت تعدادی از اعضای گروه تئاتر مسکو مانند آلا نازیموا ، ریچارد بولسلاوسکی و ماریا اوسپنسکایا به هالیوود در دهه های 1920 و 1930 به علت محوریت زیاد داســتان و فیلمنامه در سینمای هالیوود اســتقبال چندانی از مِتُد اکتینگ به عمل نیامد. در اوایل دهه 1950 لی اســتراسبرگ با تاسیس مدرسه اکتورز به تدریس روش مِتُد به شیوه خود شد.

     

    همچنین بسیاری نوشته‌اند ، اســتراسبرگ با تاکید بر ابعاد روانکاوانه برنامه اســتانیسلاوسکی تمرینات و آموزش های خاص خود را ارائه کرد. یکی از مهم‌ترین قسمت‌های مِتُد ِاســتراسبرگ اجرای بخش « لحظات ِخصوصی» بود که در آن بازیگران از زندگی واقعی خود برای خلق آن لحظات وام می گرفتند.

     

    تحت نظر اســتراسبرگ ، مِتُد بیشتر جنبه شخصی و اعتراف گونه و غیراشتراکی پیدا کرد مانند تاکید بر تمرین کردن در انزوا که در واقع کم‌رنگ کردن جنبه‌های گروه گرائی ِسیستم اســتانیسلاوسکی به شمار ميآمد. جیمز دین یکی از بازیگران ِاین مدرسه بود که در بسیاری از فیلم ها هاله‌ای از « از خود بیگانگی » و نیست گرائی را در حضور دیگران به شکل حیرت‌انگیزی به نمایش گذاشت که ماحصل تمرینات او به این سیاق بود.

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    در برداشت اکتورز اســتودیو ، بداهه گوئی ِاســتانیسلاوسکی به منزله راهی برای ایجاد حسی مشترک میان بازیگران جای خود را به بالا بردن قدرت بداهه بازیگران به صورت فردی در موقعیت‌های روانی داد. در مدت کوتاهی اکتورز اســتودیو به ماشین ساخت ستاره‌های سینمای هالیوود بدل می شود.

     

    ستاره‌هایی که نسل قهرمانان جدید هالیوود را می سازند که قهرمانان ِیاغی لقب ميگیرند. در این میان سه بازیگری که هر کدام به شیوه ای به نماد این نسل تبدیل می شوند مارلون براندو ، جیمز دین و مونتگومری کلیفت هستند.

     

    لی اســتراسبرگ‌ تحت تاثیر اســتانیسلاوسکی‌ و رئالیزمِ فانتزی اوژن‌ و اختانگوف‌ اکتورز اســتودیو را به کارخانه‌ی ستاره‌سازیِ عظیمی تبدیل کرد که ثمرات و محصولات این کارخانه ، سراسر نیمه‌ی دوم قرن بیستم را فتح کردند . مقبولیت بازیگران تربیت شده در اکتورز اســتودیو به شیوه‌ی مِتُد ، ميتوانست نتیجه ی تغییر نگرش قهرمان پرورانه و اسطوره پردازانه ی فرهنگ عامه‌ی آمریکایی هم باشد .

     

    اگر در دهه های 1930 و 1940 ، اکثر سینماروهای امریکایی ایده آل های اسطوره‌ای خود را در قامت قهرمانان خوش پوش و اتوکشیده‌ای که مواضع اخلاقی مشخص و صریحی داشتند جستجو ميکردند بعد از دهه‌ی 50 و به خصوص با شروع دهه 1960 ، اختلافاتی به وجود آمده در جامعه‌ی مدرن آمریکایی ، تردید جامعه‌ی جدید به حقانیت قوانین و مقررات اجتماعی وضع شده ،

     

    شکل‌گیری هیپیزم با نسلی از جوانان شیفته‌ی شلوار جین و موسیقی راک که شکاف عظیمی با پدران و مادرانشان داشتند ، مسائل جدید مطرح شده حوزه ی اخلاقیات چون همجنس گرائی ، مواد مخدر ، بی اهمیت شدن ساختار خانواده (رویای امریکائی) برای نسل جدید و … همه وهمه دست به دست هم دادند تا الگوی قهرمان امریکایی در نظر عامه‌ی مردم با تغییری بنیادی روبرو شود.

     

    اگر در دهه‌های 1930 و 1940 جان وین ، گری کوپر ، جیمز اســتیوارت ، هنری فوندا و همفری بوگارت ، ایده آل‌های باشکوه و قهرمانانی پایبند به نظم و اخلاقیات اجتماعی بودند – در قامت پرشکوه یک اسطوره‌ی بی‌نقص که تمام الگوهای اخلاقی _ اجتماعی تثبیت شده‌ی جامعه‌ی کلاسیک آمریکایی را پذیرفته اســت _ در این سال‌ها با تغییرات گسترده فرهنگی در جامعه ی آمریکایی ، تمایل به نوعی رئالیزم بدون جنبه های آرمانگرایانه – که هم سو با نگرش اکتورز اســتودیو و بازیگری مِتُد اســت – به تدریج موجب محبوبیت قهرمانان یاغی مکتب اکتورز اســتودیو شد.

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    مقبولیت گسترده بازیگران اکتورز اســتودیو و مِتُد منجر شد تا قهرمانان جدیدی در سینما شکل یابند و نسل های بعدی خود را هم تحت تاثیر خود قرار دهند . نسل بعد بازیگران شیوه ی مِتُد چون آل پاچینو ، رابرت دنیرو ، داســتین هافمن ، مریل اســتریپ ، جین هاکمن ، آنتونی هاپکینز و … با حفظ کردن روش‌های امتحان پس داده‌ی بازیگری مِتُد و تطابق بیشتر با زمانه‌ی خود ،و تبدیل شدن به غول‌های بی بدیل و دست نیافتنی سینماهای سراسر دنیا ، بازیگری به شیوه ی مِتُد را به عنوان درخشان ترین دستاورد بازیگری سینما در قرن بیستم ،تثبیت کردند.

     

    در بارانداز : نمونه ای از سینمای مِتُد اکتینگ

    در سه فیلم مهم دهه 1950 که با مِتُد اکتینگ گره خورده‌اند _ در بارانداز (1954) ، شرق بهشت (1955) و شورش بی دلیل (1955) _ گره مرکزی فیلم دشواری قهرمانان یاغی اســت که می خواهند خود را در رابطه با یک شمایل پدرانه (Father figure) به اثبات برسانند.

     

    این تقابل در هر فیلم با مجموعه‌ای از صحنه‌های دراماتیک به تصویر کشیده ميشود که در آن مرد جوانی تلاش ميکند تا الگوی مردی متفاوت از اسلاف خود را ارائه کند. این صحنه ها از توان مِتُد اکتینگ در برون ریختن احساسات و عواطفی کمک مي گیرند که معمولا به عنوان واکنش های زنانه شناخته مي شوند.

     

    گریه جیمز دین در شورش بی دلیل دشواری قهرمان یاغی را در پیوند با نقش مردانه‌اش برجسته ميکند. در این میان فیلم در بارانداز فیلمی اســت که به طور گسترده از تکنیک های مِتُد اکتینگ بهره برده اســت. فیلمی به کارگردانی الیا کازان که بسیار به اکتورز اســتودیو نزدیک اســت با بازی مارلون براندو که همواره به عنوان یکی از نمادهای بازی ِمِتُد در هالیوود شناخته ميشود (هیرش ، 299، مصاحبه با کازان ، 8) .

     

    وقتی در بارانداز ساخته شد براندو نه تنها صاحب جایزه اسکار شد بلکه عنوان برترین بازیگر هالیوود بین سال های 1954 تا 1955 را نیز به دست آورد. عنوانی که او تا سال 1971 و بازی در فیلم پدرخوانده هرگز دیگر نتوانست آن را به دست آورد.

     

    او در فیلم به نقش تری مالوی ظاهر ميشود. موقعیت خاص او با طرز صحبت کردنش مشخص شده و بداهه گویی‌های او در بیان دیالوگ‌ها او را از سایر شخصیت‌های فیلم جدا ميکند. در صحنه‌ای ستایش شده از فیلم که تری دستکش‌های ادی را برانداز ميکند دیالوگ‌های او به شکل کاملا مشخصی ورای کنترل متن فیلمنامه قرار ميگیرد.

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    وقتی ادی ميگوید که قصد دارد به کالج « سنت آن» برود تری مي پرسد : « اونجا کجاســت؟ » هنگامی که ادی در پاسخ ميگوید : « تری تاون» او مجددا ميگوید « اونجا کجاســت ؟ …آه …اونجا کجاســت ؟ » و ادامه مي دهد : « واسه چی ميخوای بری اونجا…. فقط …واسه چی ؟ …درس بخونی ؟ » در بسیاری از صحنه ها براندو به این شکل با بداهه گوئی از تمام دیالوگ‌های طراحی شده‌اش مي گریزد که نمونه دیگر آن صحنه معروف گفتگوی او با برادرش در اتومبیل اســت.

     

    چنین اســتفاده‌ای از زبان حاوی باری از عقده‌هاســت که شخصیت را به عنوان جزئی از یک جامعه بی‌رحم به تصویر مي کشد که لبریز از نوعی حس اسیری و بی‌پناهی اســت. موقعیت براندو به عنوان هنرپیشه‌ای یاغی در هالیوود به خوبی همگام یاغی‌گرایی‌هایش در تخطی از فیلمنامه‌ی نوشته شده قرار گرفته و به این ترتیب این ایده اســتانیسلاوسکی که اجرای نقش بین شخصیت و بازیگر باید تقسیم‌ شود محقق ميگردد. هر دو به دنبال تعریف هویت خود در تقابل با سیستم‌های سخت و بسته‌ی مقتدر هستند.

     

    عملکرد براندو در فیلم باید در تقابل با پس‌زمینه‌ای که بدن مردانه را به صورت بدنی حقیر و آسیب‌پذیر بازنمائی ميکند ، تعریف شود. تصاویر سیاه و سفید و غمزده‌ی بوریس کافمن ، بدن مردان را در کنار چشم اندازهای تهدیدکننده‌ی شهری قرار ميدهد: انبوه باراندازها ، فنس‌های بلند آهنی ، مناظر پهناور و متروک و ساختمان هائی با ستون‌های نامحدود.

     

    پرت شدن لوئی دویل از پشت بام و سقوط کارتون های ویسکی به روی کایو دوگان مساله‌ی سقوط و افتادن را در سراسر فیلم موکد مي کند. با توجه به این فضای تهدیدکننده تکنیک‌های مِتُدیستی براندو شخصیتی را مجسم مي کند که همیشه محتاط و نامطمئن اســت.

     

    در بسیاری از نماهای فیلم نماهای نزدیک طولانی ِشخصیت تری مالوی تجربه بیان حسی بیان‌ناپذیر را به وجود مي آورد. همانند سکوتی که بر تخت روانکاوی برقرار اســت این وقفه ها انتقال دهنده احساسات درونی اســت.

    بازیگری مِتُد اکتینگ Method acting و بازیگران مشهور سبک متد

    براندو هم چنین از اشیاء برای بیان شکنندگی جنسیتی‌اش اســتفاده مي کند. در صحنه‌ای _ که پیشتر هم درباره آن گفته شد _ وقتی تری به ملاقات ادی می رود دستکش ادی به شکلی اتفاقی به زمین ميافتد ، تری آن را بر‌داشته اما به جای آن که آن را به ادی بدهد با آن بازی کرده و همان طور که مشغول صحبت با ادی اســت به نرمی دستکش را به دست می کند.

     

    هم چنین آدامس جویدن‌های مکرر او – به ویژه در صحنه‌ای که جویدن آدامس را به ادی توصیه ميکند- نیز آشکارا دارای بار جنسیتی ِزنانه اســت . تنش اصلی شخصیت ِتری مالوی گذر مداوم و سرگردان بودن میان دو هویت زنانه و مردانه اســت و در این میان آن چه به او توانائی ایفای چنین نقش پیچیده‌ای را ميدهد همین وام گرفتن او از هویت یاغی و تحت رنج او در زندگی واقعی اســت. آیا بارانداز ترسیم شده تجسم اســتودیوهای هالیوودی نیستند ؟

     

     

    هیچ نظری ثبت نشده است
    نظرات این پست غیرفعال هستند.
  • مطالب پربازدید
  •