پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • رپرتاژ آگهی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • مطالب گوناگون+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • تبلیغات

    آیا واقعا زنان به دنبال ثروت و مردان به دنبال زیبایی هستند؟

    مجموعه : جامعه شناسی,روان شناسی

    آیا واقعا زنان به دنبال ثروت و مردان به دنبال زیبایی هستند؟

    آیا واقعا زنان به دنبال ثروت و مردان به دنبال زیبایی هستند؟

    بسیاری از ما تصور مي کنیم که زنان از مردان ثروتمند خوششان خواهد آمد و برعکس مردان نیز از زنان زیبا و جذاب خوششان خواهد آمد. من یک داســتان در مورد قرار ملاقات زنان و مردان ساخته ام که ممکن اســت صد سال دیگر به واقعیت بپیوندد. در حال حاضر تمایل به همسر جوان و جذاب بیشتر از زنان، در مردان شایع اســت. از طرف دیگر، زنان احتمالا برای پول و جایگاه اجتماعی شوهرانشان اولویت بیشتری قائل اند. چرا این طور اســت؟

    آیا واقعا زنان به دنبال ثروت و مردان به دنبال زیبایی هستند؟

    آیا مردان به دنبال زیبایی زنان و زنان به دنبال ثروت مردان هستند؟

    جاش و ميا در اولین قرار ملاقات خود آنچنان با هم صحبت مي کردند که گویی سالهاســت یکدیگر را مي شناسند. جاش عاشق شوخ طبعی ميا بود؛ و ميا صميميت و خوش خنده بودن جاش را مي پسندید. رابطه آنها عميق شد. اما هر چه گذشت شک و تردید آنها درخصوص این رابطه بیشتر شد.

     

    جاش سرپرستی کودکی را که از ازدواج قبلش داشت بر عهده گرفته بود و آینده مالی خوبی نداشت. البته این موضوع برای ميا مهم نبود، به این دلیل که شخصیت جاش آنقدر قوی بود که بتواند از پس این مشکلات برآید. با این حال، جاش گزینه ایده آل ميا نبود –گزینه ای که مي بایست بسیار جوانتر از او و علاوه بر این ورزشکار و خوش تیپ مي بود.

     

    از طرف دیگر جاش در رویاهای خود به زنی با درآمد بالا و بلندپرواز فکر مي کرد که جایگاه اجتماعی و تحصیلات بالایی داشته باشد، مثلا اگر یک یا دو مدرک دکترا مي داشت خوب بود. اما فوق دیپلم ميا تا آن نقطه آرمانی فاصله زیادی داشت. از همه این ها گذشته یکی از معیارهای مردان برای ازدواج این اســت که همسرشان یک فرد خاص باشد.

     

    این ماجرا ممکن اســت که عجیب و غریب به نظر بیاید و شاید شروع این ماجرا باید این طور مي بود: من یک داســتان در مورد قرار ملاقات زنان و مردان ساخته ام که ممکن اســت صد سال دیگر به واقعیت بپیوندد. در حال حاضر تمایل به همسر جوان و جذاب بیشتر از زنان، در مردان شایع اســت. از طرف دیگر، زنان احتمالا برای پول و جایگاه اجتماعی شوهرانشان اولویت بیشتری قائل اند. چرا این طور اســت؟

     

    بسیاری از روانشناسان تکاملی این تمایل را به عنوان قدرت محرک های زیستی طبیعی در نظر مي گیرند. دلیل آنها این اســت که انگیزه اولیه زنان برای اتکا به مردان ثروتمند به دلیل حمایت از فرزندانشان در دوران حاملگی و پرورش کودکانشان اســت. از سوی دیگر دغدغه مردان در مورد توانایی باروری زنان اســت و زیبایی و جوانی نشانه های وجود این توانایی اســت. در گذشته این رفتار با شرایط محیطی سازگار بوده و به همين دلیل تکامل این ویژگی را انتخاب کرده و برای هميشه در ژن های ما رمزگذاری کرده اســت.

     

    مطمئنا اولویت های همسر یابی در دوران جدید با آنچه که اجدادمان داشتند، بسیار متفاوت اســت. با این همه همانطور که روانشناسی به نام دیوید باس در سال 2003 در کتابش به اسم «تکامل ميل» آورده: «همان اســتراتژی های جنسی که توسط اجداد ما بکار گرفته مي شد امروزه نیز با نیرویی غیر قابل مهار مورد اســتفاده قرار مي گیرد. از این گذشته روانشناسی همسر یابی که توسط ما در دنیای جدید گسترش یافته اســت نقش کلیدی ای را بازی مي کند زیرا این تنها روانشناسی همسریابی ای اســت که ما در اختیار داریم.»

     

    با این همه تغییرات ساختاری زیادی در نقش های جنسیتی در طول 50 سال گذشته به وجود آمده اســت. تا همين اواخر یعنی در دهه 1980 خدمه های زن پرواز اگر ازدواج مي کردند ممکن بود توسط کارفرما اخراج شوند، یا در سویس حق رای زنان تا پیش از سال 1990 در همه جا اجباری نبوده اســت. آیا انتظار نداریم که این عادات ارتباطیِ در حال تغییر در اولویت های همسریابی مردان و زنان به طور عوم تغییری به وجود آورد؟ یا آنطور که روانشناسان تکاملی ادعا مي کنند، هنوز خودمان را در دست سرنوشت بیولوژیکی رها کرده ایم؟

     

    نتایج حاصل از تحقیقات روشن اســت: اولویت های همسریابی در ميان مردان و زنان به نحو فزاینده ای در حال نزدیک شدن به هم اســت. همزمان که زنان در کسب و کار، سیاســت و تحصیلات، منابع و فرصت های بیشتری را کسب مي کنند، تمایل به برابری جنسیتی به نحو مستقیی افزایش پیدا مي کند. در کشور هایی مثل ترکیه که نابرابری جنسیتی بیشتری وجود دارد، زنان به درآمد احتمالی همسرانشان دو برابر بیشتر از زنانی که در جوامعی که از برابری جنسیتی برخوردار هستند، نظیر فنلاند، اهميت مي دهند. همانند مورد جاش و ميا، مردان فنلاندی در حال حاضر همانند زنان فنلاندی به دنبال همسرانی هستند که از سطح تحصیلی بالایی برخوردار باشند.

     

    البته جنسیت گرایی از یک جامعه تا جامعه دیگر متفاوت اســت و سطح کلی یک کشور در خصوص برابری جنسیتی را نمي توان ضرورتا به نگرش برابری جنسیتی در ميان افراد تسری داد. اما اگر ترجیحات همسریابی به نحو بیولوژیکی از پیش تعیین شده باشد، جنسیت گرایی فردی نباید تاثیرگذار باشد. با این همه تحقیقات انجام شده در نه کشور عکس این موضوع را نشان مي دهد. هر قدر که نگرش شخصی مردان بیشتر به سمت نابرابری جنسیتی باشد، آنها بیشتر ویژگی هایی نظیر زیبایی و جوانی و جذابیت را در اولویت انتخاب قرار مي دهند و هرچه نگرش زنان بیشتر به سمت نابرابری جنسیتی تمایل داشته باشد، بیشتر به ویژگی هایی نظیر پول و جایگاه اجتماعی اهميت مي دهند.

     

    این تحقیق به برخی نواقص جدی در روایتی که روانشناسان تکاملی دارند اشاره مي کند. اگر ژن ها اولویت های همسریابی ما را تعیین مي کنند، چگونه این غرایز به ظاهر غیر قابل تغییر با گرایشات تساوی جنسیتی در سطح اشخاص و جوامع از بین مي روند؟

     

    اگر بخواهیم صادق باشیم، روانشناسان تکاملی اعتراف مي کنند که عوامل فرهنگی و آداب و رسوم محلی مي توانند بر نحوه همسر گزینی افراد تاثیر بگذارند. اما تساوی جنسیتی به عنوان یکی از این عوامل در نظر گرفته نمي شود چون که حتی در جوامعی که تساوی جنسیتی به طور نسبی رعایت مي شود، فاصله ميان اولویت های مردان و زنان صرفا کاهش مي یابد ولی از بین نمي رود. با این همه پاسخ ما به روانشناسان تکاملی ارجاع به شواهدی اســت

     

    که از یک شکاف عميق جنسیتی حکایت مي کند و این شواهد به طور موثری ادعای ما را اثبات مي کند: این تفاوت صرفا محدود به مقدار توجهی اســت که به برابری جنسیتی مي شود. برای خلاصی کامل از این شکاف جنسیتی مي بایست برابری جنسیتی را به کمال برسانیم، چیزی که هنوز وجود ندارد.

     

    متاسفانه، نقش های جنسیتی سنتی حتی در جوامعی که از برابری جنسیتی برخوردار هستند وجود دارد. در یکی از مطالعاتی که در کشور دانمارک انجام شده، شوهرانی که زنانشان درآمد بیشتری از آنها داشته اند بیشتر از مردان دیگر از داروهای کمک آميزشی اســتفاده کرده اند. یک تفسیر از این موضوع این اســت که آن دسته از شوهران احساس مي کردند که برای نشان دادن مردانگی خود تحت فشار هستند، زیرا نمي توانستند

     

    ادعا کنند که نقش «حامي» را بازی مي کنند. یک دیدگاه دیگر این بود که از دست دادن جایگاه «نان آوری» منجر به ناتوانی جنسی شده اســت. در تحقیق دیگری که در ایالات متحده انجام شده این موضوع آشکار شد که زنان مجرد اهداف شغلی خود را کم اهميت جلوه مي دهند و برای اینکه بیشتر به چشم مردان بیایند خود را کم اثر تر نشان داده اند. با این حال، اگر اهميتی که مردان به سطح تحصیلات و آینده شغلی زنان مي دهند در حال رشد باشد، ممکن اســت که این تدابیر نهایتا تاثیر خود را از دست بدهند.

     

    اگر یک جامعه بتواند به طور کامل برابری جنسیتی ایجاد کند چه؟ آیا اولویت های همسر گزینی زنان و مردان ضرورتا یکسان خواهد شد؟ من فکر مي کنم که انتخاب های مردان و زنان هیچوقت ممکن نیست که کاملا منطبق بر هم شود. تفاوت اصلی این اســت که احتمالا به دلیل درخواســت تغذیه کودک با شیر مادر – فعالیتی که مستلزم صرف انرژی و زمان بر اســت و به سختی مي توان این کار را با کارهای دیگر هماهنگ کرد- حداقل در حال حاضر به عنوان یک کار نگاه مي شود.

     

    این به آن معنی اســت که زنان با انتخاب شوهرانی با چشم انداز درآمدی خوب، به دنبال جایگزینی احتمالی برای از دست دادن درآمد خود هستند. با این حال این تصميم به انگیزه های اولیه در خصوص ازدواج با اَبَرمَردی که نقش محافظ را بازی مي کند کمک چندانی نمي کند؛ این تصميم با توجه به محاسباتی عقلانی در خصوص نیازهای آتی گرفته مي شود. علاوه بر این سیاســت های اجتماعی پیشرفته، تغییرات در محل کار و مشارکت بیشتر پدران در نگهداری از کودکان مي تواند فشار ناشی از عدم هماهنگی ميان کار مادر و وظیفه پرورش کودک را کاهش دهد.

     

    گاهی دانشجویانم از من مي پرسند که آیا اولویت های مبتنی بر برابری جنسیتی مي تواند مطلوب باشد؟ به نظر مي رسد که آنها نگرانند که این برابری، زندگی عاشقانه آنها را تحت تاثیر قرار دهد. یکی دیگر از خطرات این اســت که اولویت های همسر گزینی مبتنی بر تساوی مي تواند منجر به ازدواج های افراد با سطح برابر شود و این خود نابرابری اقتصادی را تقویت کند. اما با توجه به گزارش اخیر در خصوص شکاف جنسیتی در سال 2017 جایی برای نگرانی وجود ندارد. با توجه به نرخ فعلی تغییر، روزی خواهد آمد که جاش و ميا به هم برسند: حداقل باید صد سال دیگر منتظر بمانیم تا برابری جنسیتی محقق شود.

     

     

    هیچ نظری ثبت نشده است
    نظرات این پست غیرفعال هستند.
  • مطالب پربازدید
  •