پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • کدام افراد در جامعه به درآمد بیشتری می رسند؟

    مجموعه : موفقیت و پیشرفت

    کدام افراد در جامعه به درآمد بیشتری می رسند؟

    بسیاری از افراد هستند که به درآمد بیشتر فکر می کنند اما برای رسیدن به آن با موانع بسیاری روبرو هستند که فقط برخی می توانند از آن ها عبور کنند. شما هم قطعاٌ کسی را مي شناسیــد کــه با همين سن و سال و به اعتقاد شما با {{شانس بیشتر}}، درآمد ماهیانه اش چند برابر شماســت و البته مزایای دیگری برای وی قائل مي شوند و هميشه حسرت این را داریــد کــه {{ما کــه شانس نداریم!}}. اما واقعیت این اســت کــه شانس، درصد کوچکی از این اتفاق اســت.

    کدام افراد در جامعه به درآمد بیشتری می رسند؟

    این عده افراد با حقوق بالا معمولاً در چهار گروه قرار مي گیرند کــه از این تعداد، ورود به دو گروه اول برای شما امکانپذیر نیست و بهتر اســت نه حسرت آن ها را داشته باشیــد و نه به آن ها فکر کنیــد! و ورود به دو گروه دوم، برای شما کاملاً مهیاســت.

     

    گروه اول= دارای تحصیلات خاص دانشگاهی

    این ها افرادی هستند کــه در رشته هایی کــه پذیرش آن ها اندک و سخت اســت توانسته اند با موفقیت پذیرفته و فارغ التحصیل شوند و به مشاغل تخصصی کــه مبتنی بر مدرک دانشگاهی هستند دست یابند. مانند افرادی کــه در رشته های پزشکی «در سطح تخصص»، نفت، حقوق و … تحصیل کرده اند. برای شما اقطعاٌلاً قدری دیر اســت کــه برای این کار اقدام کنیــد و مستلزم صرف زمان و انرژی و هزینه بسیاری اســت.

     

    البته اگر شما حداقل مدرک فوق دیپلم یا لیسانس را نداریــد، بهتر اســت با توجه به شرایطی کــه به وجود آمده و امکان تحصیل بدون کنکور در دانشگاه های مختلف مهیا شده اســت، در کنار کار خود به کسب این مدارک به عنوان حداقلی کــه از سوی بازار کار معمولاً انتظار مي رود بپردازیــد. اما اگر دانشگاه رفته ایــد اما در رشته هایی کــه فکر مي کنیــد چنین بازار درخشان کاری ندارند، بایــد پذیریم معمولاً همه ما تلاشمان را در سنین کمتر برای رسیــدن به بالاترین رشته تحصیلی انجام داده ایم.

     

    اگر نتوانسته ایم، یا به خاطر فقدان اســتعداد لازم در آن زمينه بوده و یا انگیزه کافی برای آنقدر درس خواندن نداشته ایم. شما ممکن اســت در زمينه مدیریت یا اقتصاد فرد کاملاً مستعدی باشیــد و هیچ انگیزه ای برای خواندن دروس رشته حقوق نداشته باشیــد و به همين خاطر، حسرت خوردن از اینکــه چرا حقوق نخوانده ایــد کاملاً بیجاســت.

     

    پس اجازه بدهیــد به چنین مشاغلی هرگز فکر نکنیم و برای آن ها کــه اراده و اســتعداد چنین درس خواندنی داشته اند و توانسته اند این مشاغل کلیــدی را کــه متناسب با آن حقوق بالایی نیز دریافت می کنند به عهده بگیرند، آرزوی موفقیت کنیم.

     

    گروه دوم= دارای اســتفاده از رانت ارتباطی ناسالم

    این گروه از افراد، تحصیلات، توانمندی و سابقه ای همسان و یا کمتر از شما داشته اند، اما از آنجا کــه فردی سفارش آن ها را کرده اســت و نور چشمي بوده اند، توانسته اند یک فرصت شغلی خاص با حقوق و مزایای بالایی کسب کنند. البته بایــد به یاد داشته باشیم موقعیت های شغلی این افراد، معمولاً موقعیت های کاملاً پایــداری نیست و در صورتی کــه فرد سفارش دهنده یا گروهی کــه وی را سر کار آورده اند، کنار بروند، اقطعاٌل ادامه کار چنین فردی هم به صفر مي رسد!

     

    این عده اشتغال هایی را همراه با اصطلاح عامه، {{پارتی بازی}} مي ناميم. مساله ای کــه از نظر ما هم مذموم اســت. بیشتر این افراد بدون اینکــه شایستگی انتخاب برای چنین شغلی یا کارایی لازم در آن را داشته باشند، به این شغل رسیــده اند. اجازه بدهیــد این افراد هم «کــه تعداد آن ها به نسبت حجم اشتغال در بازار کار زیاد نیست اما خیلی به چشم ما مي آیند» برای خودشان مشغول باشند و حسرت اینکــه چرا ما نور چشمي هستیم نخوریم.

     

    گروه سوم= دارای ارتباطات بیشتر

    در نگاه اول، این افراد شبیه گروه قبلی به حساب مي آیند، اما تفاوت بسیاری وجود دارد و همين تفاوت اســت کــه برای شما، امکان قرار گرفتن در این گروه را قرار مي دهد. توانمندی ارتباطی، چیزی نیست کــه گروه ای داشته باشند و گروه ای نداشته باشند، بلکــه چیزی اســت کــه گروه ای از آن اســتفاده مي کنند و ارتباطات خود را توسعه مي دهند و دیگران به آن اهميتی نمي دهند. اجازه بدهیــد مثالی درباره خودم نقل کنم:

     

    سال ۱۳۸۴، در سومين سال تحصیل دوران کارشناسی و همزمان با مسئولیت اداره شرکت، تصميم گرفتم انجمن علمي دانشکده مدیریت دانشگاه تهران را فعال کنم. در شرایطی کــه سایر تشکل های دانشجویی حاضر در دانشکده -بر حسب طبیعت شان- حالت تقابلی با مسئولان دانشکده داشتند، با رویکردی مثبت به سراغ مسئولان[۱] رفتم و این موضوع را عنوان کرده و مورد اســتقبال آن ها واقع شد.

     

    انتخابات برای ۶ رشته تحصیلی «۶ انجمن علمي دانشجویی، هر انجمن ۵ نفر» برگزار شد و اکثریت ۳۰ نفره انتخاب شده از طیف مورد حمایت خودمان بودند و به همين خاطر، به عنوان دبیر شورای دبیران انجمن علمي دانشکده مدیریت انتخاب شدم. قطعاً انتخاب من به این عنوان، نه بر اساس {{شانس}} بود و نه {{پارتی بازی}}، بلکــه مبتنی بر ارتباط مثبتی بود کــه با مسئولان دانشکده داشتم و برای برگزاری انتخابات همراهی کردند.

     

    در گام بعد، بلافاصله بعد از انتخابات به دفتر انجمن های علمي دانشگاه تهران[۲] مراجعه کردم و اعلام کردم کــه انجمن های دانشکده مدیریت، مي توانند به عنوان یکی از انجمن های شاخص دانشگاه تهران مطرح شوند «ما ۶ انجمن از ۱۲۰ انجمن دانشگاه تهران را در اختیار داشتیم» ایشان اســتقبال کردند و از اسفند ۸۴ تا اردیبهشت ۸۵ عملکرد قابل قبولی داشتیم و یک گزارش چند صفحه ای برای ریاســت وقت دانشگاه تهران[۳] از عملکرد درخشان سه ماهه انجمن های دانشکده نوشتم.

     

    ایشان هم به فاصله چند روز پاسخی به این گزارش دادند و ضمن حمایت از انجمن های دانشکده مدیریت، راهکارهایی نیز ارائه کردند. ارتباطی کــه انجمن ما با ریاســت دانشگاه برقرار کرده بود و سایرین نکرده بودند. پایان سال ۸۵، در انتخاباتی کــه با حضور تمامي دبیران دانشگاه تهران برگزار شد، به عنوان دبیر شورای دبیران انجمن های علمي دانشجویی دانشگاه تهران انتخاب شدم و پس از آن، ارتباط موثری با دفتر انجمن های وزارت علوم برقرار کردم.

     

    قطعاٌ در اینجا این سوال پیش مي آیــد مگر باقی دبیران دانشگاه ها با وزارت علوم در ارتباط نبودند؟ مي توانم بگویم نه آنقدرها موثر. آن ها معمولاً یا در گردهمایی های سالانه ارتباط برقرار مي کردند یا در غیر از آن، معمولاً درخواســت بودجه یا حمایت داشتند و این ارتباط در واقع یک سویه بود. در صورتی کــه ارتباطی کــه ما سعی داشتیم با وزارت علوم داشته باشیم، بر مبنای یک تعامل برد-برد بود.

     

    به این صورت کــه بدون آنکــه بودجه بخواهیم برنامه هایی با برد تبلیغی وسیع برگزار مي کردیم و از آن ها هم برای حضور در برنامه هایمان دعوت به عمل مي آوردیم. همين رویکرد باعث شد با اینکــه حدود ۲۰ دانشگاه معتبر در تهران حضور داشتند، تعامل ما با وزارت علوم بهتر از سایرین باشد و به همين خاطر، پایه نخستین جشنواره ملی حرکت همراه با مدیر وقت امور انجمن های علمي دانشجویی وزارت علوم، در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران گذاشته شد.

     

    و به عنوان دبیرخانه این جشنواره مستقر بود و بنده هم به عنوان دبیر اجرایی انتخاب شدم. این مورد هم {{شانس}} و {{پارتی بازی}} نبود و صرفاً بر مبنای اعتمادی بود کــه بر اساس ارتباطات صورت گرفته ایجاد شده بود. این روند ارتباطی بعد از فارغ التحصیلی ام از دانشگاه تهران و واگذار کردن مسئولیت انجمن علمي، هم با دانشگاه تهران و هم با وزارت علوم ادامه داشت و اکنون هم به عنوان مدرس کارگاه های آموزشی امور انجمن های علمي وزارت علوم، در دانشگاه های مختلف حاضر مي شوم.

     

    نقل این خاطره، بیان الگویی عملی بود از اینکــه در یک موقعیتی کــه سایرین هم قرار دارند، چطور مي توان با توسعه ارتباطات به موقعیت هایی دست یافت. هنگامي کــه شما ارتباطات خود را با افراد مختلف توسعه مي دهیــد «به خصوص اگر طرف هایتان احساس کنند ادامه ارتباط با شما و توسعه آن ها به سودشان خواهد بود» این ارتباطات برای توسعه موقعیت های شغلی تان قطعاً مناسب خواهد بود.

     

    آن ها هر موقع به دنبال نیروی کار مناسب مي گردند، شما را به یاد خواهند آورد و هر موقع پروژه ای را مي خواهند به کسی واگذار کنند، یکی از افراد مورد اعتماد در ذهن شان شما خواهیــد بود. اما تفاوت شما در اینجا با افرادی کــه در گروه قبل از آن ها یاد کرده ایم چیست افرادی کــه در گروه قبل قرار گرفته اند، مهارت ارتباطی نداشته اند و صرفاً {{نور چشمي}} بوده اند، این افراد معمولاً هنگامي کــه در موقعیت شغلی هم قرار مي گیرند، ارتباط مناسبی با دیگران ندارند و معمولاً خود را دارای یک پشت گرمي اساسی مي دانند.

     

    «کــه اگر نبودند به چنین موقعیتی نمي رسیــدند!» در صورتی کــه شما وقتی بر اساس توسعه ارتباطات و ایجاد اعتماد متقابل به موقعیت شغلی معرفی مي شویــد، نخست آنکــه بر اساس توانمندی هایتان مورد قبول قرار مي گیریــد و نه صرفاً سفارش «سفارش تنها نقش معرفی شما را ایفا مي کند و نه قالب کردن شما به طرف مقابل!» به همين خاطر، موقعیت شغلی تان پایــدار خواهد بود. همچنین هنگامي کــه شما فرد توانمندی از نظر ارتباطی باشیــد، در موقعیت کاری جدیــد نیز ارتباطاتتان با دیگران بر اساس تعامل مثبتی خواهد بود و راحت تر مورد قبول قرار مي گیریــد.

     

    گروه چهار= دارای توانمندی مهارتی بیشتری

    در این مرحله، شما و فرد دیگر از نظر تحصیلات و ارتباطی کــه با شرکت یا سازمانی کــه در آن مشغول شده ایــد یکسان هستیــد، اینجا مهارت و اطلاعات واقعی اســت کــه مي تواند موجب پیشرفت فردی شود.ئدر دوره تحصیل اســتادی داشتیم کــه مي گفتند:{{هر چه جامعه به سمت خصوصی سازی پیش برود، ارزش مدرک پایین تر و ارزش تحصیلات بالاتر مي رود}}. بدین معنا کــه اگر مي خواهیــد در بخش خصوصی مشغول به کار شویــد.

     

    «کــه امروزه عمده اســتخدام های صورت گرفته از این نوع اســت» اینکــه شما چه مدرکی «کارشناسی ارشد، دکتری یا …» با چه معدلی و از چه دانشگاهی «دولتی یا غیر دولتی، تهران یا شهرستان» دریافت کرده ایــد مهم نیست، چرا کــه مدیران و تصميم گیران این شرکت ها هم اکثراً فارغ التحصیل دانشگاهی هستند و معنای مدرک شما را مي دانند!

     

    نکته بارزتر این اســت کــه شما چه چیزی از آنچه بازار کار به آن نیاز دارد مي دانیــد و چه مهارتی داریــد کــه دیگران ندارند؟ البته همانطور کــه پیشتر نیز گفته شد، داشتن مدرک تحصیلی فوق دیپلم یا بهتر از آن لیسانس یک شرط لازم برای حضور در بازار کار فعلی کشور اســت، اما داشتن مدارک تحصیلی بالاتر مگر در موارد خاص نمي تواند برای شما عامل موثری برای اســتخدام محسوب شود.

     

     

  • مطالب پربازدید