ناصر از سرکار به خانه آمد و زنش با مرد دیگر همخواب شده بود

ناصر از سرکار به خانه آمد و زنش با مرد دیگر همخواب شده بود

ناصر از سرکار به خانه آمد و زنش با مرد دیگر همخواب شده بود

ناصر 37 ساله است،او در میدان تره بار کار می کند،وقتی طبق معمول تا دیروقت سرکار بوده،تعطیل می کند و راهی خانه می شود،اما وقتی به خانه اش می رسد،زنش را در خانه با مرد دیگری می بیند! شوکه می شود و سریعا با پلیس تماس می گیرد. ماجرا را از زبان خود ناصر می شویم: یک شب که ساعت 2 بامداد به خانه برگشتم با مرد غریبه و زنم در خانه روبرو شدم. من در خانه را به روی او قفل کردم و از دو برادرم کمک خواستم. ما همان موقع با پلیس 110 تماس گرفتیم و حسن و سمیه بازداشت شدند اما …

 

به گزارش نیک شو، ناصر 37ساله و عموی همسرش با نام قهرمان 49 ساله، شامگاه دوازدهم مرداد 90 حسن 30ساله را که با همسر ناصر به نام سمیه 28ساله در ارتباط نامشروع بود طبق نقشه از پیش طراحی شده به باغی در شهریار کشاندند و پس از شکنجه هولناک وی را کشتند. متهمان پای میز محاکمه ایستادند و یکدیگر را عامل جنایت معرفی کردند. در آن جلسه ناصر گفت: عموی همسرم به تنهایی حسن را به قتل رساند.او طبق نقشه از پیش طراحی شده سمیه،

 

حسن را به باغ کشاند.سپس او به پسر غریبه جوهر نمک داد و دستانش را با سیگار سوزانده و او را خفه کرده است. عموی همسرم از من درخواست کرد تا در حمل جنازه به او کمک کنم . من هم از ترسم به او کمک کردم و جسد را به بیابانهای شهریار بردیم و آنجا رها کردیم. قهرمان نیز گفت: ناصر و برادرش به تنهایی پسر غریبه را کشتند و او را سر به نیست کردند.در آن جلسه سمیه حرف های تازه ای زد و گفت: شوهر و برادر شوهرم حسن را به قتل رساندند.

ناصر از سرکار به خانه آمد و زنش با مرد دیگر همخواب شده بود

با توجه به ضد و نقیض حرف زدن دو متهم و ادعای تازه سمیه پرونده برای از سر گیری تحقیقات به دادسرا برگردانده شد. با تکمیل تحقیقات متهمان برای دومین بار پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه که در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمد باقر قربان زاده و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و از طرف اولیای دم برای عاملان شکنجه مرگبار اشد مجازات خواست.ناصر پشت تریبون دفاع ایستاد و در تشریح جزییات ماجرا گفت: من در میدان تره بار کار میکردم.

 

بهمین خاطر شبها ساعت 12 به محل کارم میرفتم و صبح ها به خانه بر میگشتم. یک شب که ساعت 2 بامداد به خانه برگشتم با پسر غریبه روبه رو شدم. من در خانه را به روی او قفل کردم و از دو برادرم کمک خواستم. ما همان موقع با پلیس 110 تماس گرفتیم و حسن و سمیه بازداشت شدند. یک هفته بعد از این شکایت همسرم و پسر غریبه در دادگاه تبرئه شدند. اما من همسرم را طلاق دادم ولی عموی همسرم مدام با من تماس می گرفت و مرا تهدید می کرد او می گفت باید همان جا حسن را میکشتم و ماجرا را با خانواده ام نمی گفتم تا آبروریزی شود.

 

او ادامه داد: دوازدهم مرداد ماه 90 قهرمان با من تماس گرفت و مرا به باغش در شهریار دعوت کرد.وقتی به آنجا رفتم با یک پراید روبه رو شدم. وقتی در را باز کردم جنازه حسن را دیدم که روی صندلی عقب پراید قرار داشت. قهرمان مرا تهدید کرد تا در حمل جنازه به او کمک کنم. او سوار پراید حسن شد و من هم با ماشین خودم آنها را دنبال کردم تا اینکه قهرمان جنازه را در بیابان های شهریار رها کرد و با ماشین من به خانه برگشت.من از ترس قهرمان سکوت کردم و حرفی نزدم.وقتی قهرمان روبه روی پنج قاضی دادگاه ایستاد خودش را بی گناه خواند و گفت: ناصر و برادرش در غیاب من حسن را شکتند و جنازه اش را به بیابان بردند.

 

او ادامه داد: بعد از این ماجرا برادر حسن به من پیشنهاد کرد تا برای کمک به ناصر به مشارکت در قتل اعتراف کنم و در عوض 100 میلیون تومان پول بگیرم. او می گفت برایم وکیل می گیرد و رضایت اولیای دم را جلب می کند. من هم در اداره آگاهی به مشارکت در قتل اعتراف کردم اما حالا می خواهم حقیقت را بگویم. من بی گناهم.
سپس سمیه در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: همسرم و عمویم مرا مجبور کردند با حسن تماس بگیرم و او را به باغ بکشانم.

 

آنها هر دو حسن را شکنجه دادند. جوهر نمک به دهانش ریختند و او را با آتش سیگار سوزاندند. ولی ناصر به تنهایی حسن را خفه کرد. من قبلا در بازجویی ها به دروغ گفته بودم شوهر و برادر شوهرم حسن را کشتند.در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

 

مطالب بیشتر:

همخوابی داماد با خواهر زن ۱۳ ساله و بارداری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.