پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    مجموعه : دنیای سینما و موسیقی

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    فرهاد مهراد ستاره موسیقی راک ایران کـــه آهنگ های ماندگاری را خواند و تا امروز هم وقتی صدایش را با موسیقی اش مي شنویم لذت مي بریم. فرهاد مهراد نامي آشناســــت. نامي کـــه صدای خاص و آشنایش با چندین و چند ترانه در ذهن بسیاری از ما حک شده اســــت؛ از «گنجشکک اشی مشی» گرفته تا «جمعه» و «وحدت» و …! او از خوانندگان صاحب نام راک ایرانی اســــت کـــه نخستین آلبوم راک اندرول انگلیسی ایران را منتشر کرد.

     

    آنچه کـــه او را از دیگر خوانندگان هم نسلش متمایز مي کند، خواندن ترانه های اجتماعی اســــت. این عنصر در مضامين تمامي ترانه های او کاملا به چشم مي خورد و از این رو او را به عنوان یکی از اولین خوانندگان سیاسی ایران نیز مي شناسند.فرهاد اوایل دهه ۱۳۵۰ ترانه هایی با مضامين سیاسی، انتقادی مي خواند و در زمستان ۱۳۵۷ نیز ترانه انقلابی «وحدت» را خواند، اما پس از انقلاب تا سال ۱۳۷۲ از ادامه کار منع شد. از سال ۱۳۷۸ بیماری اش شدت گرفت؛ او به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود؛ در نتیجه عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در گورستان تیه پاریس به خاک سپرده شد.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    از انگلیسی خواندن در کوچینی و دیگر محافل تهران همراه با گروه بلک کتس تا پیچیده شدن صدایش ميان مردم مسیر چندان پیچیده ای را طی نکرد، هر چند کـــه روزگار زیادی را پس از آن در ممنوعیت گذراند، مي توان گفت در زمان محدودی کـــه برای کار داشت، خودش و موسیقی کـــه به آن باور داشت، کاری کردند کارستان.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    فرهاد مهراد ستاره موسیقی راک ایران

     

    او چندان برای مردم ایران شناخته شده نبود تا این کـــه صدایش در فیلم سینمایی «رضا موتوری» ساخته مسعود کیميایی شنیده شد. اسفندیار منفردزاده برای خواندن ترانه فیلم «رضا موتوری» دعوتش کرد و نتیجه کار هم بسیار موفق دز آب در آمد و در همين اولین قدم هم شرایط به گونه ای پیش رفت کـــه موفقیت بزرگی برایش رقم بخورد. فرهاد کـــه تا قبل از خواندن «رضا موتوری» به انگلیسی مي خواند و صدایش از رادیو و تلویزیون هم پخش نمي شد تا مردم او را بشناسند، با خواندن این قطعه معروف شد.

     

    صدای فرهاد یک صدای خوب به مفهوم کلاسیک نبود و با معیارهای سنتی یا حتی موسیقی عامه پسند آن دوران تفاوت داشت. صدای گرفته ای بود کـــه اگر در شرایط عادی مردم آن زمان مي شنیدند با خودشان مي گفتند، این دیگر چه جور صدایی اســــت؛ اما یک اتفاق خیلی مهم و شرایط تاریخی زمانه، همه چیز را به سمت و سویی برد کـــه به قول معروف در و تخته خوب به هم چفت شوند و ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند تا فرهاد مسیر موفقیت را طی کند.

     

    زمانی صدای این خواننده پخش و شنیده شد کـــه انقلاب فرهنگی بزرگی در جهان در حال رخ دادن بود و نشانه هایی از آن هم از غرب وارد ایران شده بود؛ هیپیزم یکی از آنها بود؛ انقلاب فرهنگی کـــه البته باید تاکید کرد از نگاه برخی جریانی ضد فرهنگی محسوب مي شد و شورشی علیه سنت و معیارهای گذشته بود. اصولا شاخص اصلی این جریان فرهنگی دهن کجی به سنت ها بود. در این مسیر جوانان غربی به شرق توجه کردند و موج مسافرهایی کـــه ذره ذره پیاده به هند و نپال مي رفتند، باعث شد موسیقی روز ایران هم تحت تاثیر قرار بگیرد.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    عکس های فرهاد مهراد

     

    اوج این اتفاقات در ماه مه سال ۱۹۶۸ بود و بر همه دنیا هم تاثیر گذاشت. هر چند رسانه ها مانند امروز گسترش پیدا نکرده بودند، این توفان به ایران هم رسید و شاخص تحولاتی در عرصه فرهنگ شد. در این مسیر شاهد اتفاقاتی بودیم کـــه از جمله آنها مي توان به این اشاره کرد کـــه روی موسیقی عامه پسند و حتی موسیقی پاپ کشورمان تاثیر گذاشتند. مهم ترین شاخص این تغییرها صدای فرهاد بود، صدایی کـــه انگار مخالفت مي کرد و از این رو مورد توجه قرار گرفت.

     

    در هر صورت نمي توان از این نکته گذشت کـــه فرهاد صدای خاص و سبک خاص خودش را در اجرا داشت و یکی از اسطوره های موسیقی پاپ ایران اســــت. او آنقدر خوب اســــت کـــه به رغم ممنوعیت هایی کـــه درباره اش ایجاد شده هنوز مورد توجه اســــت. برخلاف چیزی کـــه این روزها در عرصه موسیقی شاهدش هستیم، بسیاری شهرت و محبوبیت پیدا مي کنند، اما این شهرت گذراســــت و بسیاری از خوانندگان خیلی زود فراموش مي شوند. شاید بتوان گفت این اتفاق در همه دوره ها رخ مي دهد و از ميان همه صداها و همهمه ها تنها برخی از صافی زمان رد مي شوند و در گذر زمان برای نسل های بعد زنده مي مانند.

     

    هر چند گفتم فرهاد به رغم ممنوعیت ها فراموش نشده اما نکته فرعی و حاشیه ای کـــه بر اسطوره فرهاد تاثیر گذاشته همين ممنوعیت اســــت. این کـــه اجازه ندادند کارهایش پخش شود یا کنسرت برگزار کند، توانست به محبوبیت او کمک کند. در جامعه ما همه چیز سیاسی مي شود و این موضوع بر مسیر اتفاقات و افراد تاثیرگذار اســــت. برخی از کسانی کـــه قبل از پیروزی انقلاب جزو فعالان موسیقی عامه بودند، پس از انقلاب با ممنوعیت روبرو شدند. همين ممنوعیت به آنها این فرصت را داد کـــه در نگاه جامعه مظلوم به نظر آمده و رفته رفته به اپوزیسیون یا افسانه بدل شوند.

     

    طبعا ایجاد این ممنوعیت روی همه آنچه به عنوان پدیده فرهاد مي شناسیم تاثیر گذاشت، هر چند باید تاکید کرد کـــه فرهاد ارزش های خود را داشته و دارد. بعد از ممنوعیت و مظلوميت هم مرگ تراژیکش بر ما تاثیر گذاشت. مانند نوع مرگ فروغ فرخزاد در جوانی و حادثه اتومبیل کـــه روی اسطوره فروغ تاثیر گذاشت. با وجود همه این دلایل و با بررسی هر اتفاق یا دلیل دیگری کـــه به موفقیت فرهاد کمک کرده باشد، نمي توان از این نکته گذشت کـــه این خواننده اسطوره اســــت. اسطوره ای کـــه صدای اعتراض مردم شد و از دردهای شان خواند.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    پای صحبت تورج شعبانخانی درباره فرهاد مهراد از سکوت تا مرگ

    رضا نامجو: صحبت از فرهاد مهراد کـــه به ميان مي آید، دوستدارانش دچار دوگانگی مي شوند. از یک سو به یاد ترانه های ماندگاری مي افتند کـــه با صدای بی تکرارش در ذهن شان حک شده و از طرف دیگر روزهای سیاهی را مرور مي کنند کـــه خواننده محبوب شان به دور از موسیقی، کنج عزلت گزیده و سرانجام در غربت از دنیا رفت. هر چقدر روزهای پیش از انقلاب پر از عکس، تیتر و اتفاق در مورد فرهاد اســــت، ۲۴ سال پس از انقلاب را باید صفحه به صفحه ورق زد تا شاید بتوان ردی از این خواننده پیدا کرد.

     

    به سراغ یکی از هم نسلان و البته دوستان فرهاد رفتیم تا برای مان بگوید کـــه فرهاد چگونه فرهاد شد و البته در روزهای گوشه نشینی چه مي کرد. تورج شعبانخانی، یکی از آهنگسازان نسل طلایی موسیقی پاپ ایران در دهه پنجاه اســــت کـــه نشست و برخاســــت زیادی با فرهاد داشته اســــت. گفتگوی ما با تورج شعبانخانی درباره فرهاد مهراد را در ادامه مي خوانید:

     

    بسیاری فرهاد مهراد، فریدون فروغی و کورش یغمایی را خوانندگان موج نوی موسیقی ایران مي دانستند کـــه در حال کار به شیوه ای جدید چه به لحاظ ترانه و چه از نظر تنظیم بودند. از سال های بعد زندگی فرهاد چه اطلاعاتی در دست اســــت و چه شد کـــه کارهای دیگر فرهاد به غیر از «وحدت» هیچ گاه پخش نشدند؟

     

    – فرهاد مهراد پیش از انقلاب اسلامي در اوج شهرت بود. شاید او جزو پرفروش ترین خوانندگان زمان خود به حساب نمي آمد اما بسیار محبوبیت داشت. شاید خیلی ها تاکنون در این باره صحبت نکرده اند و حرف ها بیشتر حالت در گوشی داشته اســــت. فرهاد در شرایطی بود کـــه زندگی بسیار غم انگیزی داشت و خیلی اذیت مي شد. کاری نمي توانست انجام دهد و موسیقی پاپی هم وجود نداشت.

     

    اگر به خاطر داشته باشید، در آن زمان رادیو و تلویزیون فقط به موسیقی سنتی مي پرداختند. این مسائل باعث شد کـــه فرهاد طفلک خیلی افسرده شود و اتفاقات رویش تاثیر منفی گذاشت. او به دلیل این کـــه کاری مثل «محمد» را خواند، توقعش طبیعتا خیلی بالا بود و دلش مي خواســــت خیلی راحت تر از این حرف ها به عنوان یک موزیسین کار کند. به غیر از این کـــه نمي توانست در زمينه موسیقی پاپ فعالیت کند، مشکلات کاری او را ناراحت مي کرد.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    اصلا فعالیتی به آن شکل در موسیقی نداشت و این مسائل به شدت به فرهاد فشار آورد. زندگی خودش از یک طرف، شرایط بیماری و مشکلات هم بسیار او را در روزهای پایانی عمرش اذیت مي کرد. شاید باورتان نشود کـــه من به دنبال فرهاد مي گشتم تا او را پیدا کنم و یک ساعت با او حرف بزنم اما نمي توانستم چون بسیار بدحال بود. نمي شد مثل گذشته با او قرار گذاشت. به هر حال فرهاد اصلا توقع نداشت چنین برخوردهایی صورت بگیرد چون اصولا روحیه انقلابی داشت و از انقلاب متوقع بود. چند وقت پایانی عمرش آن طور کـــه باید و شاید حمایت نشد و نتوانست طوری کـــه دوست دارد زندگی کند

     

    این شرایط تنها برای فرهاد وجود داشت؟

     

    – نه، همين الان هم هیچ یک از ما هنرمندان زندگی نمي کنیم و واقعا با شرایط دشواری روبرو هستیم، مخصوصا کسانی کـــه قدیمي تر هستند توقع بالاتری دارند و اصولا زجر بیشتری هم مي کشند چون یک چیزهایی را حس مي کنند کـــه جوان ترها نمي فهمند. به هر حال این زجر را همه ما داریم مي کشیم ولی فرهاد بیشتر کشید. او خیلی با احساس بود و مردی بود کـــه دیگر نظیرش پیدا نخواهد شد.

     

    شما پس از انقلاب ملاقاتی با فرهاد داشتید؟ همان طور کـــه مي دانید در حد فاصل سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۱ کـــه در پاریس از دنیا رفت، یعنی نزدیک به ۲۴ سال زندگی مبهمي داشت…

     

    – اردلان سرفراز سال های ابتدایی پس از انقلاب هم در ایران حضور داشت و چند سال بعد از ایران رفت. او به منزل ما رفت و آمد داشت. خانه او در خیابانی قرار داشت کـــه منزل خواهر فرهاد هم در همان خیابان بود. زمانی فرهاد به خانه خواهرش مي رفت. سپس یک ضرب پیش من و اردلان مي آمد. مدت ها کار ما این بود. از زمانی کـــه بیکار شدیم دور هم جمع مي شدیم چون کارتی نبود کـــه انجام بدهیم. فرهاد نسبت به ما توقع بیشتری داشت.

     

    فرهاد طوری شده بود کـــه وقتی به او مي گفتیم «فرهاد! فلان آهنگ را بزن و بخوان» گویی ناسزا به او مي دادند! یعنی در این حد ناراحت مي شد. دیگر دنیایش فرق کرده بود. ما هم ناراحت بودیم و ناراحتی او ما را هم ناراحت تر مي کرد. ما فرهاد را بعد از انقلاب در خانه اردلان مي دیدیم. دو، سه سالی بود کـــه کاری نداشتیم.

     

    من هم قرار مي گذاشتم و پیش اردلان مي رفتم یا او نزدم مي آمد و با همدیگر کار مي کردیم. فرهاد هم به ما ملحق مي شد. ما فرهاد را دوست داشتیم. نه تنها ما بلکـــه همه فرهاد را دوست داشتند. او پیش ما مي آمد و با همدیگر صحبت مي کردیم ولی هميشه خیلی ناراحت بود.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    تصاویر فرهاد مهراد

     

    تمام منبع درآمد فرهاد مهراد پیش از انقلاب موسیقی بود؟

     

    – بله.

     

    بعد از انقلاب چطور زندگی اش مي گذشت؟

     

    – اتفاقا مشکلات زیادی داشت ولی مرجعی نبود کـــه به این مشکلات رسیدگی کند تا فرهاد بتواند کاری کـــه دلش مي خواهد را انجام دهد. مسلما فرهاد بعد از انقلاب وضعش خیلی خراب شد. حتی یک سفر به لندن رفت تا کنسرتی برگزار کند. آنجا سالن ها را کوچک مي گرفتند چون فرهاد در شرایطی قرار داشت کـــه به تنهایی ساز مي زد و مي خواند. به همين دلیل سالن خیلی بزرگی نبود.

     

    فکر نمي کنم درآمد چندانی از این کنسرت ها نسیبش مي شد به خصوص این کـــه ایرانی هایی کـــه مي روند آن سوی آب ها کار مي کنند، درآمد قابل توجهی ندارند. من تجربه اخرا در خارج از کشور را دارم اما پولی کـــه مي گرفتیم به آن صورت دندانگیر نبود. در واقع مجبور بودیم به خاطر شرایطی کـــه وجود دارد، بپذیریم در خارج از کشور برنامه اجر کنیم. فرهاد طفلک رفت آنجا کـــه بتواند یک منبع مالی برای خودش درست کند و کاری انجام دهد ولی چیزی عایدش نشد.

     

    در حد فاصل این سال ها تا مجاز شدن دوباره موسیقی پاپ در ایران، شرایط به گونه ای پیش مي رود کـــه فرهاد مهراد از همه دو رمي ماند. با این حال او در ۱۳۷۴ در کلن آلمان کنسرت برگزار مي کند و بعد با فاصله ای دو، سه ماهه در هتل شرق تهران به روی صحنه مي رود. شما در این کنسرت حضور داشتید؟

     

    – نه، من در آخرین کنسرت او در تهران حضور نداشتم.

     

    کارهای اجرا شده در این کنسرت را هم گوش ندادید؟

     

    – چرا یک چیزهایی شنیدم اما به دلیل این کـــه در مسافرت بودم، متاسفانه نتوانستم در سالن کنسرت حاضر شوم و برنامه را ببینم.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    همان طور کـــه مي دانید در مورد مرگ فرهاد، گزارش هایی تهیه شده اســــت. با همسرشان هم کـــه گفتگو کردند، ایشان گفت: «فرهاد برای جراحی و درمان به پاریس رفت.» به هر حال فرهاد با گرفتاری خاصی هم دست و پنجه نرم مي کرد. آیا علت بیماری فرهاد همان گرفتاری بود؟

     

    – به هر حال این موضوع هم خیلی تاثیر داشت.

     

    هیچ گاه برای نسل فرهاد یعنی کسانی کـــه کار و مسیر کسب درآمدشان موسیقی بود، شرایط فعالیت دوباره فراهم نشد. فکر مي کنید چرا این گونه بود؟

     

    – گویی هیچ گاه دل متولیان امر با خوانندگان پیش از انقلاب صاف نشد. خود ما هم هنوز قد علم نکرده ایم. یعنی الان در مقابل مخارج زندگی های امروزی وامانده ایم. خانواده داریم، خرج داریم، چشمان زیادی به دست ماســــت و ما نمي توانیم نسبت به مردم بی تفاوت باشیم. مجبوریم کاری کنیم تا آن چیزی کـــه به عنوان نت از ما صادر مي شود برای مردم حتما اتفاق بیفتد. ما نمي توانیم این کار را انجام دهیم و حالا شرایط درست برعکس شده اســــت. یعنی ما باید اجاره خانه بپردازیم و مشکلات مالی را هم تحمل کنیم.

     

    اکثر ما خانه نداریم و اجاره نشین هستیم. البته من شانس آوردم و یک آدم با خدایی پیدا شد و خانه اش را همين طور به من داد. یک سال در خانه اش نشستم و بعد پول ساختمان را به او دادم. آن آدم واقعا انگار فرشته بود کـــه به یکباره پیدایش شد. باورتان نمي شود کـــه ما خانه را قولنامه کردیم و سی ميلیون به عنوان پیش به او دادم. یک دفعه دیدم کلید خانه را مقابل من گذاشت. گفتم: «آقا من تمام پول را پرداخت نکرده ام.

     

    اجازه دهید پرداخت کنم و بعد کلید را از شما بگیرم.» گفت: «اختیار دارید آقای شعبانخانی. این حرف ها را نزنید. من اصلا از شما خجالت مي کشم کـــه همين پول را هم از شما مي گیرم.» این حرف ها به قدری روی من تاثیر گذاشت کـــه هنوز هم به فکر فرو مي روم.

     

    کمي به عقب تر برگردیم. آیا فرهاد مهراد موقعیت و محبوبیتی کـــه امروز در جامعه ایران دارد را پیش از سال ۱۳۵۷ هم داشت؟

     

    – بله، بیشتر از این حرف ها هم محبوب بود. فرهاد کسی بود کـــه منحصرا سبکی مخصوص به خودش را داشت و سبکش هم مشخص بود. سبک فرهاد، سبکی بود کـــه دارای والور بود و مثل لئونارد کوهن، شخصیت خاص خودش را داشت. به همين خاطر هميشه جوانان در هر نسلی از او خوش شان مي آمد. حتی الان مسن ترها کـــه از فرهاد پیرتر هستند و بیشتر کارهای سنتی گوش مي دهند، عاشق فرهاد هستند. آنها موسیقی پاپ را زیاد دوست ندارند اما فرهاد را دوست دارند.

     

    چرا این گونه اســــت؟

     

    – چون فرهاد از شعرهای خوبی اســــتفاده مي کرد. ملودی های گیرا و جذاب برایش ساخته بودند و خودش هم در این اواخر ملودی های خوبی مي ساخت. فرهاد در مجموع خوش سلیقه بود. در ضمن کسانی کـــه موسیقی فرنگی کار مي کنند مثل من توقع شان از ملودی بالا مي رود و هر ملودی به دل شان نمي نشیند. فرهاد جزو کسانی بود کـــه موسیقی فرنگی کار مي کرد و بعد وارد فارسی شد.

     

    به نکته خوبی اشاره کردید. همان طور کـــه به خاطر دارید موج نویی در سال ۱۳۵۰ معادل با دهه ۷۰ ميلادی در موسیقی ایران ایجاد شد کـــه همزمان با درخشش بیتلزها و این سبک از موسیقی در اروپا و آمریکا بود؛ نسلی کـــه در آن سوی آب ها به جنگ ویتنام نه مي گفت…

     

    – خود ما هم جزو همين نسل و همين زمان بودیم. گروه های زیادی بودند کـــه فعالیت مي کردند و شهرتی جهانی به دست آورده بودند.

     

    به لحاظ تاریخی فرهاد مهراد و فریدون فروغی تنها خوانندگانی نبودند کـــه به شیوه اعتراضی مي خواندند ولی چرا این دو بیشتر ماندگار شدند؟ چرا ما نمي توانیم در حافظه تاریخی مان بیشتر از دو یا سه نفر را به یاد بیاوریم؟

     

    – تعدادی از این خوانندگان فرنگی مي خواندند. خیلی ها فرنگی هم خواندند اما معروف نشدند ولی یکسری خواننده ها کـــه معروف شدند، خوانندگانی بودند کـــه فارسی خواندند. در واقع موسیقی خودشان را خواندند اما مدرن تر کار کردند. آمدند یک قدم جلوتر و جدیدتر موسیقی ساختند کـــه به سبکی برای آنها تبدیل شد. مثلا من اولین کار فریدون فروغی را به او دادم کـــه برایش به یک سبک بدل شد.

     

    آن زمان روزهایی بودند کـــه موسیقی پاپ ما همه اش اسپانیش بود. کارهای ویگن، آرتوش و … را کـــه گوش دهید، متوجه حرف من مي شوید. من با این کـــه جوان بودم و سن خیلی کمي داشتم، گفتم «باید در ملودی هایی کـــه ساخته مي شود نوگرایی کنم.» آهنگ «آدمک» را ساختم کـــه توسط فریدون فروغی خوانده شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. این نوگرایی در سال ۱۳۵۰ دلیلش این بود کـــه بچه ها با موسیقی فرنگی آشنا شدند و تکنیک های فرنگی را پیدا کردند. به همين خاطر موسیقی ما پا گرفت.

     

    در واقع از همان زمان پا گرفت و تا الان هم به عقیده من مسیر خوبی را طی کرده اســــت. فقط در چند سال اخیر کمي رکود دیده مي شود کـــه باعث شده مقداری عقب بمانیم وگرنه موسیقی جلو رفت و ما هم با دنیا جلو رفتیم.

     

    بالاخره این سبک بیان های ویژه ای داشت و ترانه در آن تغییر کرده بود، سازبندی ها هم به کل عوض شده بودند و مخاطبانش نیز از طبقه اجتماعی خاصی محسوب مي شدند. نمي توان گفت به طور قطع روی کارها فکر شده بود و آهنگسازان موج نو تعمدا این گونه آهنگ مي ساختند ولی دامنه مخاطبانش از طبقه اجتماعی و محدوده سنی خاصی بودند و آرمان خواه به شمار مي رفتند.

     

     

    به نظرتان چقدر موسیقی نسل شما و فرهاد ایرانیزه شده و موسیقی غربی متعلق به ما شده بود؟

     

    – آن موسیقی کـــه ما نام بین المللی را رویش مي گذاریم و در لندن و دیگر کشورهای غربی مصرف مي شد، اینجا هم مصرف مي شد. در واقع چون مصرف داشت، مردم مقداری فکرشان جلوتر رفت. خوانندگانی مثل فرهاد کـــه کارهای فرنگی مي خواندند بیشتر نسبت به بقیه سعی کردند در این زمينه کارهای بهتری انجام دهند.

    فرهاد مهراد ستاره راک با زندگی غم انگیز

    روحش شاد و یادش گرامي

     

    همين طور خود من از وقتی موسیقی فرنگی گوش مي دادم، مي زدم و مي خواندم. روی کل کارهای فارسی ام تاثیر گذاشته بود و شیک تر و بهتر شده بودند. آهنگسازهایی کـــه آن زمان شروع به کار کردند، همه مدرن تر کار کردند و این کارها برای مردم هم جذاب بود چون از دنیا تبعیت مي شد. همان چیزی کـــه در دنیا پیشرفت مي کرد ما هم به همان نسبت پیشرفت مي کردیم. یعنی به هیچ عنوان از تکنیک های دنیا عقب نمي ماندیم.

     

    مي خواهم به قطعه ماندگار «گنجشکک اشی مشی» برسیم کـــه ابتدا پری زنگنه خواند و بعد فرهاد اجرا کرد. پری زنگنه خواننده ای بود کـــه در قواره خودش و در ميان خوانندگان ارکستران، خواننده مطرحی بود. حتی مسعود کیميایی در تیتراژ فیلم «گوزن ها» از کار پری زنگنه اســــتفاده کرد اما چرا اثر فرهاد تا این حد مورد توجه قرار گرفت؟

     

    – ببینید، فرهاد اصولا از پری زنگنه محبوب تر بود. پری زنگنه بیشتر تئاتری بود و در تالار وحدت خودش را نشان مي داد اما فرهاد خواننده همگانی تری بود و موسیقی پاپ اجرا مي کرد. به همين خاطر کـــه محبوب تر بود کارش بیشتر گل کرد. همچنین فرهاد این کار را بهتر خواند. فرهاد بهتر از هر کسی مي خواند و این اتفاقی طبیعی بود.

     

    غم بی انتهای فرهاد تکرارناپذیر اســــت

    فرهاد مهراد از دریچه نگاه بهروز غریب پور

    علی نامجو: بخش ترانه ای اجتماعی و اعتراضی از گرامافون یک صفحه فروشی نزدیک به سینما کسری در روزهای منتهی به انقلاب او را مجذوب صدای فرهاد مهراد کرد تا جایی کـــه سال ها بعد در تئاتری از ترانه «جمعه» برای به تصویر کشیدن روزهای غم زده و تاریک دوران حکومت شاه اســــتفاده کرد.

     

    بهروز غریب پور، کارگردان شناخته شده تئاتر معتقد اســــت حساب فرهاد را باید از دیگر خوانندگان موسیقی پاپ راک ایران جدا کرد چرا کـــه او در فضایی متفاوت مي زیست و بی توجه به تعلقات دنیوی، تنها به ارائه کاری شریف مي اندیشید. شاید کمتر کسی بداند کـــه فرهاد کتابخانه ای بزرگ در منزلش داشت اما غریب پور از قرآن و مثنوی موجود در قفسه های کتابخانه ای مي گوید کـــه فرهاد مهراد از تمام شان نت برداشته و دانشی کـــه فرا گرفته بود را به مخاطب منتقل مي کرد.

     

    با بهروز غریب هم کلام شدیم تا از فرهاد مهراد، تاثیرش بر موسیقی ایران و وجوه کاری و شخصیتی او بگوید. گفتگوی ما با این کارگردان تئاتر را در ادامه مي خوانید؟

     

    نام فرهاد بهراد در تاریخ موسیقی ایران به عنوان خواننده ای مطرح بوده کـــه به مفاهیم اعتراضی در آثار خود مي پرداخت. فکر مي کنید چه المان هایی فرهاد را از دیگر خوانندگان هم نسل خود متمایز مي کرد؟

     

    – حساب فرهاد را باید از تمام خوانندگان پاپ دهه چهل و پنجاه جدا کنیم و با دیدی متفاوت به او بنگریم. اولین تفاوت جایی نمود پیدا مي کند کـــه متوجه مي شویم فرهاد برخلاف بسیاری از موزیسین های زمانه خود علم فراوانی داشت و علاوه بر زبان فارسی به زبان های دیگر از جمله انگلیسی مسلط بود. فرهاد مهراد کتابخانه بزرگی در منزل داشت کـــه کتاب های بسیاری را در خود جای داده بود و شاید تصور شود این کار تنها جنبه نمایشی داشته و شاید فرهاد اصلا به سراغ این کتاب ها هم نرفته اســــت اما من این فرصت را داشته ام کـــه کتاب های فرهاد را ببینم و ورق بزنم.

     

    نکته ای کـــه به شدت توجه من را جلب کرد، نت برداری فرهاد از تمام کتاب های موجود در کتابخانه بود. یعنی او تک تک این کتاب ها را خوانده و زیر مواردی کـــه برایش جالب و مهم بوده اند، خط کشیده بود. این دانش و تعمق را مي توان در آثار فرهاد شنید و لمس کرد.

     

    فرهاد خواننده ای بود کـــه کارش را با راک اند رول آغاز کرد و حتی در ابتدا به زبان انگلیسی مي خواند. چه شد کـــه او به یکباره به سمت و سوی موسیقی ایرانی گرایش پیدا کرد؟

     

    – سبک کاری فرهاد کاملا بر موسیقی غربی بنا شد و همان طور کـــه اشاره کردید کارهای ابتدایی او به زبان انگلیسی بود اما رگ و ریشه فرهاد در موسیقی ایرانی بوده اســــت. فرهاد مهراد تنها یک خواننده محسوب نمي شد بلکـــه به معنای واقعی کلمه هنرمند بود. از آنجایی بر کلمه «هنرمند» تاکید دارم کـــه هنرمند باید درک صحیحی از زمانه خود داشته باشد.

     

    برخی از اهالی هنر به درستی بر این باور هستند کـــه یک هنرمند زمانی مي تواند صدای مردم خود باشد کـــه ميان مردم زندگی کرده و دردهای شان را با جان و دل احساس کند تا بتواند اثری را ارائه دهد کـــه مصنوعی نبوده و مورد پذیرش قرار بگیرد. فرهاد مهراد هیچ گاه از وطنش جدا نشد و مانند بسیاری از ستاره های موسیقی دوران خود ایران را رها نکرد و به همين دلیل مردم با کارهایش همذات پنداری مي کردند.

     

    اشعار و ملودی های آثار فرهاد کاملا به سلیقه خودش انتخاب مي شد؟

     

    – دقیقا همين طور اســــت چون فرهاد پس از کسب شهرت و محبوبیت اسیر زرق و برق دنیا نشد و رنگ اسکناس های وسوسه کننده او را به سمتی نبرد کـــه هر چه به دستش مي دهند را بخواند. این گونه نبود کـــه به صرف درآمد بیشتر به سلیقه کوچه و بازار توجه کند یا هر چه سرمایه گذارها یا مدیران کاباره مي خواهند را بخواند. وقتی یک هنرمند مانند طلا پاک باشد دیگر دست منتی را بر سر خود احساس نمي کند.

     

    به همين دلیل تاکید کردم کـــه باید با نگاهی متفاوت به فرهاد و آثارش نگریست. وقتی کارنامه هنری فرهاد مهراد را ورق بزنیم به نام شاعران بزرگی مانند مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شفیعی کدکنی بر مي خوریم! شاعرانی کـــه کمتر خواننده ای در موسیقی پاپ و راک به سراغ اشعارشان رفته اســــت. فرهاد به جان کلام توجه داشت و به صورت سطحی به بحث شعر و ترانه نگاه نمي کرد.

     

    فرهاد را مي توان جزو اولین خوانندگان سیاسی ایران به شمار آورد؟

     

    – بهتر اســــت از تعریف و واژه دیگری به جای کلمه سیاسی اســــتفاده کنیم. به نظر من فرهاد یک خواننده معاصر بود. خواننده و به معنای بهتر هنرمند نباید به اتفاقات زمانه خود بی توجه باشد و به تعبیر بهتر باید جامعه خود را به طور کامل بشناسد. یک هنرمند واقعی، هنرمندی اســــت کـــه وقتی به آثارش نگاه مي کنید یا گوش مي دهید، بتوانید تصویری از دورانی کـــه در آن مي زیسته را تصور کنید.

     

    به نظر من آثار فرهاد دقیقا چنین تصویری را ارائه مي دهد و شما با گوش کردن به کارهایش مي توانید به چنین تصویری دست پیدا کنید. بسیاری فرهاد را به عنوان خواننده ای معرفی مي کنند کـــه اعتقادات مذهبی نداشته یا برخلاف خوانندگان موسیقی سنتی ایران علاقه ای به اشعار کـــهن ایران زمين نداشته اســــت؛ در حالی کـــه وقتی کتاب های کتابخانه فرهاد را نگاه مي کردم با قرآن، نهج البلاغه و مثنوی معنوی مولانا روبرو شدم کـــه نت برداری هایی از هر یک در کتاب ها وجود داشت و نشان مي داد آثار فرهاد از اعتقاداتی راسخ، ارادتی قلبی و دانشی عميق نشأت مي گرفت.

     

    همانطور کـــه گفتم بهتر اســــت از واژه اجتماعی و تا حدی اعتراضی برای فرهاد اســــتفاده کنیم. در ميان آثار او شاید نتوان کاری را یافت کـــه از نظر ملودیک یا شعری ضعیف باشد چون فرهاد مهراد دقت وسواس گونه ای در انتخاب اشعارش داشت.

     

    برخی از دوستداران فرهاد، بخشی از علاقه خود را فارغ از بحث موسیقی به وجود شخصیتی او مرتبط مي دانند. در این باره چه نظری دارید؟

     

    – فرهاد برخلاف بسیاری از ستاره های موسیقی زمانه خود ساده زیست بود و زندگی اشراف گونه ای نداشت. مي دانم کـــه فرهاد به هیچ عنوان ميلی به مال دنیا نداشت و اصلا مسائل مالی را در اولویت قرار نمي داد و تنها به دنبال ارائه اثری شریف بود. به همين دلیل پس از گذشت بیش از چهل سال همچنان با احترام از آثارش یاد مي شود و مي بینیم جوانانی متولد دهه هفتاد و حتی هشتاد کـــه بسیار از دغدغه ها و اندیشه های فرهاد دور بوده اند، به کارهایش گوش مي سپارند. صدای رسا و زخمي، ادای شیوای کلمات و غم بی انتهایی کـــه هیچ کس پس از او نتوانست حتی تقلیدش کند، دیگر تکرار نخواهد شد.

     

    خود شما هیچ وقت مخاطب آثار فرهاد بوده اید؟

     

    – بله، روزی از صفحه فروشی نزدیک به سینما کسری مي گذشتم.قرار بود شاه مخلوع از سفری خارجی به ایران برگردد کـــه دیدم صاحب صفحه فروشی ترانه فرهاد را از گرامافون پخش کرد. ترانه «جمعه» با تصویری از خیابان های دهه پنجاه تهران در ذهنم حک شده و صدای فرهاد ناخودآگاه من را به یاد ابهت از دست رفته حکومت پیشین مي اندازد. به تصویرسازی آثار هنرمند از دوران زندگی اش اشاره کردم. زمانی کـــه از ترانه «جمعه» در نمایش «۲۳۴۲ روز بعد» بهره بردم به دنبال ارائه تصویری از روزهای غم زده و تلاش مردم ایران برای دستیابی به آینده ای بهتر بودم و اعتقاد داشتم صدای فرهاد بهترین راه ارائه این تصویر اســــت.

     

     

  • مطالب پربازدید