پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • فحش های جنسی در میان زنان و مردان جامعه رو به قهقرا

    مجموعه : اخبار اجتماعی و سیاسی

    فحش های جنسی در میان زنان و مردان جامعه رو به قهقرا

    فحش و ناسزاهای جنسی این روزها حتی از دهان بچه های کم سن و سال نیز شنیده می شود که واقعا برای برخی تعجب برانگیز است، در فضای مجازی به وفور فحش های جنسی رد و بدل می شود و در جامعه نیز  می توان به راحتی این حرف ها را در کوچه و خیابان شنید.

     

    بد دهنی یعنی یک کنش تهاجمی زبانی که در جریان آن انگاره ای زشت و تصویری خوار و فروپایه از دیگری در حضور خودش بیان می شود؛ به این معنی که وقت تحلیل ناسزا ها باید به این نکته دقت کرد که پیش از هر چیز با یک ساخت زبانی و بعد از آن با یک کنش ارتباطی سر و کار داریم.

     

    دگردیسی الگوی فحاشی مردمان مثل تحول در هر عنصر گفتمانی دیگری شایسته پژوهش و بررسی است و در این زمینه هم در ایران و هم در سطح جهانی کاری جدی انجام نشده و همه پژوهش ها محدود و جسته و گریخته بوده اند. پژوهش درباره محتوا بد دهنیهای جاری در یک جامعه می تواند تا حدودی گرانیگاه های صورتبندی خودانگاره و انگاره در میان مردم را نشان دهد و فاش سازد که مردمان خود را چطور می نگرند و چه صفت ها و ویژگی هایی را نقطه ضعف و مایه شرمساری می دانند.

     

    ناسزا در ضمن زبانی است که در زمان خشم بیان می شود و برانگیختن خشم را هم آماج می کند. به همان ترتیبی که جوک و لطیفه و شوخی با خنده و شادمانی نسبت دارند، فحاشی با خشم همنشین است. از این رو با تحلیل ناسزا ها می توان رمزگان خشم و گفتمان های سازمان دهنده خشم در یک جامعه را دریافت. به همان ترتیبی که با وارسی موقعیت های اجتماعی که مردمان به هم ناسزا می دهند، می توان به جغرافیایی فرهنگی از جریان یافتن حس خشم پی برد.

    فحش های جنسی در میان زنان و مردان جامعه رو به قهقرا

    به اضافه وضعیت موجود و عینی فحاشی در یک جامعه، بررسی الگوی تحول آن و مسیر تکاملی اش هم بسیار آموزنده و کارگشاست. الگوهای سه گانه ای که پیشنهاد شد به ویژه از این رو اهمیت دارد که جوش خوردن لبه های گروه هایی اجتماعی را نشان می دهد که تا پیش از این با شکاف هایی جامعه شناسانه از خم جدا می شده اند و گفتمان هایی مفرق و واگرا را در خود حمل می کرده اند.

     

    حائز اهمیت ترین این لبه های درهم دوخته شده چنان که گفتیم به مرز میان زنان و مردان و کودکان و بزرگسالان مربوط می شود و باید مرزهای زمانی- مکانی را هم بدان افزود. این جوش خوردگی اخیر به انقلاب رسانه ای دهه های گذشته مربوط می شود که الگویی یکسره نوظهور از تبادل بد دهنی و ناسزا را ممکن ساخته است. آن هم روش ای کتبی است که با فرستادن پیام در تلگرام و فیسبوک ممکن می شود و زیرا احتمال دارد در فضایی عمومی مثل گروه های مجازی مخابره شود، دقیقا همان کارکرد ناسزا های سنتی را دارد.

     

    با این فرق که مرزهای زمانی و مکانی را در هم می ریزد. یعنی گیرنده ناسزا همزمان با فرستنده آن را دریافت نمی کند و گاه فاصله زمانی چشمگیری در این میان دهان می گشاید. ناهمزمانی دیده/ خوانده/ فهمیده شدن ناسزا از سوی تماشاچیان هم ویژگی شگفت دیگری است که در این روش از فحاشی می بینیم. ویژگی غریب دیگر این است که گوینده و شنونده ناسزا اغلب فاصله مکانی چشمگیری با هم دارند.

    فحش های جنسی در میان زنان و مردان جامعه رو به قهقرا

    ظهور رسانه های نوین الکترونیکی و پیدایش شبکه های مجازی باعث شده فردی بتواند به فردی دیگر که گاه هزاران کیلومتر با او فاصله دارد ناسزا بدهد و طرف چند روز بعد این ناسزا را ببیند و دریافت کند و تماشاچیان باقی هر یک در زمان و موقعیتی جداگانه به آن برخورد کنند و از آن آگاه شوند. این با یکی از ویژگی های بنیادین فحاشی که همزمانی و هم مکانی است ناسازگار است و فحاشی را از بستر اجتماعی مرسومش- که دعوا و مرافعه رویارو باشد- خارج می کند.

     

    به همین دلیل پیوند میان ناسزا و خشم در شبکه های مجازی تا حدودی سست شده است و فحاشی با سنجیدگی و سلطه بیشتر بر زبان و محتوا انجام می گیرد.دنکته جالب این است که رواج ناسزا های رکیک جنسی را در میان زنان و مردان کمابیش به یک اندازه می بینیم و این تحولی مهم است که نشانگر جا به جا شدن خطوط قرمز گفتمانی و تابوهای جنسی در جامعه است. سومین الگوی جالب توجه آن است که ناسزا ها و بد دهنیهایی که خیلی شان رکیک هم هستند، در صحبت های دوستانه بیشتر به کار گرفته می شوند.

     

    به کار بردن بد دهنی در مقام تحبیب البته در زبان پارسی رواج دارد ولی در زمان پیشینیان تنها درباره برخی از ناسزا ها که کمابیش ادیبانه اند (مثل پدرسوخته یا لندهور) رواج داشت و بیان ناسزا هایی با محتوای جنسی همواره به موقعیت های مرافعه آمیز و گرماگرم دعواها محدود می شد. واژه دشنام به خوبی تمام آنچه را که تا این جا گفتیم، خلاصه می کند. زیرا دو بخش آن یعنی دُش به معنای بد و بد دهنیوار و نام به معنای برچسب و نام، پیوند میان انگاره و زبان و خوارشماری را همزمان به خوبی بازنمایی می کند.

    فحش های جنسی در میان زنان و مردان جامعه رو به قهقرا

    در منابع تاریخی همه تمدن ها به ناسزا و بد دهنیهای مختلف اشاره شده و موقعیت هایی شرح داده شده است که در آن شخصیت های تاریخی نامدار در معرض بد دهنی قرار گرفته اند یا زبان به ناسزا گشوده اند. پژوهش درباره این موارد و بستر اجتماعی و بافت معنایی ای که در آن ناسزا تولید و درک می شده است، خود می تواند موضوع تحقیقی مفصل و جذاب باشد ولی کلیتی که از این منابع بر می آید آن است که ناسزا دادن و بد دهنیگفتن در ایران زمین امری ناپسند دانسته می شده است.

     

    هرودوت و مورخان بعدی رومی به ادب نمایندگان ایران زمان رویارویی با دشمنان سیاسی یا نظامی شان در دیدارهای دیپلماتیک یا میدان نبرد اشاره های زیاد دارند و آشکار است که از دورترین زمان ها هنجاری اخلاقی به نام ادب در ایران زمین وجود داشته و خوار شمردن دیگری با زبانی رکیک را ناخوش می داشته و آن را نوعی گناه می دانسته است. در حدی که در اوستا بندهایی چشمگیر هست که در آن به نام جانوران اشاره شده و گفته شده است که بدگویان این جانور را فلان مینامند، در صورتی که نام اهورایی اش بهمان است.

     

    به این معنی که در آن زمان هم مثل امروز از نام جانوران در ترکیب های بد دهنی بهره برده می شد و زرتشتیان آن را نتیجه زبانی اهریمنی می دانستند. در عصر بعد از اسلام هم توهین و بد دهنی کاری عبث و زشت و نکوهیده قلمداد می شد. خیلی از شاعران حتی هجوگویی را که شکلی هنرمندانه و ادیبانه از توهین است، طرد کرده اند و آن را در شأن خودشان ندانسته اند.

     

     

  • مطالب پربازدید