پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • عروسک لولیتا ،جنایت برده جنسی شدن دختران +عکس

    مجموعه : اخبار گوناگون

    عروسک لولیتا ،جنایت برده جنسی شدن دختران +عکس

    عروسک لولیتا ،جنایت برده جنسی شدن دختران +عکس

    عروسک های لولیتا ، جنایت بزرگی که برای شهوت جنسی انجام می شود و متاسفانه در بسیاری از نقاط جهان این جنایت بزرگ مشاهده شده است. مدتی است که در برخی محافل غیررسمی صحبت از خرید و فروش برده‌های جنسی با نام «لولیتا» است. «لولیتا»‌ها دخترانی‌ هستند که پس از ربوده‌شدن توسط افراد ناشناس، قطع عضو و به عنوان برده جنسی فروخته می‌شوند. اما این موضوع تا چه حد صحت دارد؟

     

    برده‌های جنسی لولیتا

    «لولیتا» در واقع عنوان یک کتاب داستان اثر نویسنده روسی «ولادیمیر ناباکوف» است که مضمون بسیار بحث‌برانگیزی دارد. راوی غیرقابل اعتماد داستان یک استاد ادبیات روان‌پریش به نام «هامبرت هامبرت» است که عشقی بیمارگونه به دختری ۱۲ ساله به نام دلورس هیز ملقب به «لولیتا» دارد و چون پدرخوانده اوست با او وارد رابطه جنسی می‌شود. این کتاب همان ابتدا در پاریس موهن تشخیص داده و فروش آن ممنوع شد. کمی بعد در انگلیس، آرژانتین، نیوزیلند و آفریقای جنوبی نیز اجازه فروش پیدا نکرد و انتقادات زیادی هم از سراسر دنیا به اثر ناباکوف وارد شد.

     

    از زمان انتشار این کتاب به بعد و به‌ویژه در طول سال‌های اخیر به دختران جوانی که از سنین پایین درگیر مسائل جنسی می‌شوند، اصطلاحا «لولیتا» می‌گویند. حالا این اصطلاح در حال گسترده شدن در جهان است اما عمقش دردناک‌تر از آن چیزی است که تا اینجا خواندید. حالا به مرور در جهان، تجارتی سیاه در حال شکل‌گیری است که دختران جوان را با عنوان عروسک و اسباب‌بازی «لولیتا» خرید و فروش می‌کنند. البته دستیابی به اطلاعات کافی در این‌باره کار آسانی نیست زیرا این تجارت در «دارک‌وب» و «دیپ‌وب» انجام می‌شود.

    عروسک لولیتا ،جنایت برده جنسی شدن دختران +عکس

    «دارک‌وب» یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نیست و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسایی افراد در آن دشوار یا غیرممکن است. در این شبکه اطلاعات جامعی نهفته شده که افراد ناشناس آنها را مدیریت می‌کنند. فروشندگان مواد مخدر، هکرها، تروریست‌ها و افراد سودجو غالبا این افراد را تشکیل می‌دهند.

     

    دارک‌وب در واقع بخش کوچکی از وب پنهان است. در این شبکه، تمامی اطلاعات به صورت آنلاین و با پسوردهایی محافظت‌شده وجود دارند. برای دسترسی به اطلاعات آن باید از چندین پِی‌وال‌ گذشت و از نرم‌افزارهای خاصی استفاده کرد.

     

    بنابرین از آنجا که این اطلاعات در بخش وب تاریک نهفته‌اند، نمی‌توان اظهارنظر دقیقی درباره این تجارت سیاه کرد اما اخیرا فیلم‌هایی در یوتیوب منتشر شده‌اند که نشان می‌دهند «لولیتا» دختری است که دست‌هایش از آرنج و پاهایش از زانو توسط فردی ناشناس قطع شده است. از طرفی تمام دندان‌های او کشیده شده و روی لثه، پوششی نرم قرار گرفته تا لولیتا نتواند در برابر صاحبش که او را آزار می‌دهد از خود محافظت کند. همچنین، گفته می‌شود که این عروسک زنده توان صحبت کردن و داد زدن را هم ندارد زیرا به تارهای صوتی او آسیب زده‌اند.

     

    این تنها بخش اول زندگی دردناک دخترانی است که تبدیل به اسباب‌بازی‌ می‌شوند. آنها باید یاد بگیرند که چگونه با بدن جدید خود ارتباط برقرار و نیازهای خود را مثل غذا خوردن، دستشویی رفتن و … برطرف کنند. آنها باید یاد بگیرند که چیزی جز یک برده جنسی نیستند. در واقع آنها از مسائل بیرونی درک مشخصی دارند اما توانایی واکنش از آنها سلب شده است.

     

    خریداران «لولیتا» که عمدتا افرادی بیمار از نظر جنسی محسوب می‌شوند، پس از سفارش عروسک خود در دارک‌وب می‌توانند آن را به صورت وکیوم‌شده در منزل خود تحویل بگیرند.گفته می‌شود قیمت پایه لولیتا ۳۰ هزار دلار است و دقیقا هم مشخص نیست این سیستم فروش توسط چه افرادی اداره می‌شود.

     

    لولیتا رمانی است از ولادیمیر ناباکوف که به زبان انگلیسی نخستین بار در سال ۱۹۵۵ در پاریس منتشر شد. ناباکوف بعداً خودش آن را به زبان مادریش روسی ترجمه کرد. لولیتا مضمون بسیار بحث‌برانگیزی دارد. راوی غیرقابل اعتماد داستان یک استاد ادبیات روان‌پریش به نام هامبرت هامبرت است که عشقی بیمارگونه به دختری ۱۲ ساله به نام دلورس هیز (ملقب به لولیتا) دارد و چون پدرخوانده او می‌شود با او وارد رابطه جنسی می‌شود.

     

    لولیتا از آثار کلاسیک و شاهکارهای ادبیات داستانی قرن بیستم محسوب می‌شود و در رتبه چهارم بهترین رمان انگلیسی زبان کتابخانه مدرن قرار گرفته‌است. شهرت داستان در فرهنگ عمومی موجب شده تا نام «لولیتا» به لقبی برای دختران زودبالغ و سکسی تبدیل شود.این کتاب برای اولین بار در سال ۱۹۵۵ در پاریس توسط «Olympia Press» به چاپ رسید. استنلی کوبریک، در سال ۱۹۶۲، و آدریان لین در سال ۱۹۹۷، دو فیلم با اقتباس از این رمان ساختند. این رمان همچنین چندین بار دستمایه نمایش‌های روی صحنه بوده‌است.

     

    لولیتا در سال ۱۳۹۳ با ترجمه فارسی اکرم پدرام‌نیا توسط نشر زریاب به مدیریت منوچهر فرادیس در افغانستان به زبان فارسی منتشر شد. ترجمهٔ این کتاب جزء ممنوعیت‌های ایران است، اما دستفروشان در تهران آن را می‌فروشند. قیمت این کتاب ۳۵۰ افغانی ثبت شده‌است.

     

    محتویات

    ۱ طرح داستان
    ۲ مایه اروتیک و انتقادات
    ۳ ناباکوف در لولیتا
    ۳.۱ پایان
    ۴ واکنش به کتاب
    ۵ انتشار کتاب در ایران
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پانویس
    ۸ منابع

     

    طرح داستان

    هامبرت هامبرت، یک محقق ادبی در اروپا، مرگ نابهنگام معشوقه کودکی خود، آنابل لی، را توصیف می‌کند. به ادعای وی، عشق بی سرانجام او به آنابل موجب تمایل او به نیمفت‌ها یا همان دختربچه‌های جذاب ۹ تا ۱۴ ساله می‌شود. او با وانمود کردن به مطالعه کتاب در یک پارک عمومی و تحریک شدن با دخترانی که اطرافش بازی می‌کنند، در فانتزی‌های جنسی خود افراط می‌کند. علاوه بر این به دیدار یک فاحشه ۱۶–۱۷ ساله می‌رود و تصور می‌کند که سه سال کوچکتر است. بعد از اینکه بخاطر روابطش از طرف پلیس دچار مشکل می‌شود، با یک زن بالغ لهستانی با رفتاری کودکانه بنام والریا ازدواج می‌کند. ازدواج هامبرت با والریا فسخ می‌شود و بعد از ملاقات با یک روانپزشک، به شهر کوچک نیوانگلند می‌رود تا نویسندگی کند.

     

    هامبرت دربارهٔ ملاقات و محبت دختر ۱۲ ساله یک خانواده فقیر رویاسازی می‌کند که توافق کرده خانه‌شان را اجاره کند. یک کیف گران‌قیمت از اسباب بازی می‌خرد تا به دیدار خانواده مک کو برود ولی می‌فهمد که خانه‌شان در آتش سوخته‌است. خانم هیز پیشنهاد می‌کند که هامبرت در خانه آن‌ها اقامت کند. او هم به رسم ادب و بابی میلی به دیدن خانه‌شان می‌رود، چون “تمام دلایلش برای آمدن به این شهر از بین رفته بود.” او می‌خواهد پیشنهاد شارلوت میز بیوه را رد کند تا اینکه دختر ۱۲ ساله او، دولورس را می‌بیند که با نام‌های “لو”، “لولاً یا “دالی” شناخته شده‌است. هامبرت سریعاً شیفته دخترک می‌شود و به شباهت غیرطبیعی او به آنابل اشاره می‌کند و توافق می‌کند که در خانه شارلوت بماند تا نزدیک دخترش باشد. او پنهانی، دخترک را “لولیتاً می‌نامد.

    عروسک لولیتا ،جنایت برده جنسی شدن دختران +عکس

    وقتی «لولیتا» در کمپ تابستانی است، شارلوت که عاشق هامبرت شده‌است در نامه‌ای به او می‌گوید که یا باید با او ازدواج کند یا از آنجا برود. هامبرت با ازدواج با شارلوت توافق می‌کند تا کنار لولیتا زندگی کند. شارلوت نسبت به بی میلی هامبرت به خودش و علاقه او به لولیتا بی‌توجه است. تا اینکه دفتر خاطرات هامبرت را می‌خواند و از احساسات واقعی و قصد او باخبر می‌شود. شارلوت، لولیتا را به مدرسه تهذیب اخلاقی می‌فرستد و تهدید می‌کند که به همه بگوید که هامبرت یک «متقلب جانی، نفرت‌انگیز و منفور» است. درهرحال، سرنوشت طرف هامبرت را می‌گیرد: شارلوت حین عبور از خیابان در تصادفی کشته می‌شود.

     

    هامبرت، لولیتا را از کمپ می‌گیرد و تظاهر می‌کند که شارلوت در بیمارستان است. به جای برگشت به خانه، او لولیتا را به یک هتل می‌برد. او برنامه می‌ریزد که هرشب به لولیتا یک قرص خواب دهد (درکل ۴۰ قرص دارد) تا در حالت بیهوشی با او آمیزش جنسی داشته باشد. وقتی منتظر است اولین قرص اثر بگذارد، در هتل می‌چرخد و مردی را ملاقات می‌کند که گویا او را می‌شناسد. هامبرت به اتاقش برمی گردد و سعی می‌کند به لولیتا تجاوز کند ولی می‌فهمد که دارو خیلی ضعیف است. درعوض، صبح روز بعد، خود لولیا برای سکس پیش قدم می‌شود و توضیح می‌دهد که در کمپ با یک پسر خوابیده بوده‌است. بعداً، هامبرت فاش می‌کند که شارلوت مرده و لولیتا مجبور است پدرخوانده اش را بپذیرد تا به یتیم خانه نرود.

     

    لولیتا و هامبرت دور کشور می‌چرخند. برای جلوگیری از رفتن لولیتا پیش پلیس، هامبرت می‌گوید اگر دستگیر شود، لولیتا محجور شده و تمام وسایلش را از دست می‌دهد. هم چنین با غذا، پول یا رویدادهای تفریحی به او رشوه می‌دهد اگرچه می‌داند که لولیتا عاشقش نیست. یک سال بعد از گذر در آمریکای شمالی، این دو در شهر دیگر نیوانگلند ساکن می‌شوند و لولیتا به یک مدرسه دخترانه می‌رود. هامبرت خیلی سختگیر شده و اجازه نمی‌دهد لولیتا در فعالیت‌های بعد از مدرسه شرکت کند یا با پسرها معاشرت کند. بیشتر مردم شهر این کارها را نماد یک پدر دلسوز می‌بینند.

     

    لولیتا التماس می‌کند تا در نمایش مدرسه شرکت کند و هامبرت با بی میلی در ازای توجه جنسی بیشتر می‌پذیرد. نمایش توسط آقای کلر کوئیلتی نوشته شده‌است. کوئیلتی به یکی از تمرینات می‌رود و تحت تأثیر بازی لولیتا قرار می گرد. شب قبل از افتتاحیه، لولیتا و هامبرت بشدت باهم دعوا می‌کنند و لولیتا فرار می‌کند. هامبرت به جستجو می‌رود تا اینکه لولیتا را درحال خروج از یک تلفن خانه پیدا می‌کند. لولیتا راضی و سرحال است و می‌گوید «یک تصمیم عالی گرفته‌است.» آن‌ها با هم نوشیدنی می‌خورند و لولیتا به هامبرت می‌گوید که به نمایش اهمیت نمی‌دهد و می‌خواهد به سفرشان ادامه دهند.

     

    درحالیکه لولیتا و هامبرت دوباره به غرب می‌روند، هامبرت حس می‌کند کسی تعقیبشان می‌کند و بشدت دچار پارانویا می‌شود و شک می‌کند که لولیتا با بقیه توطئه کرده تا فرار کند. دخترک مریض می‌شود و در بیمارستان می‌ماند درحالیکه هامبرت در یک متل در همان نزدیکی اقامت می‌کند. یک شب، لولیتا از بیمارستان ناپدید می‌شود. خدمه به هامبرت می‌گویند که «عموی دختر» او را مرخص کرده‌است. هامبرت به جستجو می‌پردازد ولی نهایتاً تسلیم می‌شود. این بار، وارد رابطه‌ای دو ساله با یک زن بنام ریتا می‌شود.

     

    هامبرت نامه‌ای از لولیتای ۱۷ ساله دریافت می‌کند که می‌گوید ازدواج کرده‌است (با نام دولورس شیلر)، باردار است و بشدت به پول نیاز دارد. هامبرت به دیدن لولیتا می‌رود و در ازای دانستن نام مردی که او را برده، به او پول می‌دهد. او حقیقت را فاش می‌کند: کلر کوئیلتی بعد از تعقیب آنها، لولیتا را مرخص کرده و سعی کرده او را ستاره یکی از فیلم‌های پورنوگرافیکش کند. وقتی دخترک امتناع می‌کند، کوئیلتی او را بیرون می‌کند. او شغل‌های عجیبی را امتحان می‌کند تا اینکه با شوهرش آشنا می‌شود. هامبرت از او می‌خواهد شوهرش، دیک، را ترک کرده و با او زندگی کند اما لولیتا قبول نمی‌کند. درهرحال، هامبرت پول زیادی به او می‌دهد و می‌رود.

     

    هامبرت، کوئیلتی را پیدا می‌کند و می‌خواهد او را بکشد؛ ولی ابتدا می‌خواهد دلیل مرگش را به او بفهماند. نهایتاً هامبرت به کوئیلتی شلیک کرده و می‌رود. کمی بعد، برای رانندگی در سمت غلط جاده و انحراف دستگیر می‌شود. داستان با کلمات پایانی هامبرت برای لولیتا تمام می‌شود که برای او آرزوی سلامتی می‌کند و فاش می‌کند که این رمان خاطرات زندگی اوست تا بعد از مرگ خودش و لولیتا چاپ شود.

     

    مایه اروتیک و انتقادات
    بارها بعضی از منتقدان لولیتا را به عنوان «رمانی شهوانی و اروتیک» توصیف کرده‌اند. دائرةالمعارف شوروی کبیر، لولیتا را «یک تجربه در زمینه ترکیب یک رمان اروتیک با رمان رفتاری و ارزشی» می‌داند. تحقیقی در زمینه کتاب‌ها برای مطالعات زنان این کتاب را یک رمان اروتیک طعنه آمیز” معرفی کرد.برای طبقه‌بندی این کتاب از دسته‌های محتاطانه‌ای چون «رمان با مایه اروتیک» یا یکی از «چندین اثر ادبیات و هنر اروتیک کلاسیک» استفاده شده‌است.

     

    درهرحال، بر سر این طبقه‌بندی‌ها نزاع وجود دارد. مالکولم بردبری می‌نویسد «در ابتدا به عنوان رمانی اروتیک، لولیتا خیلی زود راهش را به عنوان اثری ادبی پیدا کرد.» ساموئل شومن می‌گوید که نابوکوف «یک فراواقع گراست؛ همانند گوگول، کافکا و داستایفسکی. لولیتا با طعنه و کنایه شخصیت پردازی شده‌است. این یک رمان اروتیک نیست.»

     

    لنس اولسن می‌نویسد «۱۳ فصل اول کتاب، با صحنه‌های زیادی از لو به اوج می‌رسد که سهواً پاهایش را روی دامن هامبرت می‌کشد… و این‌ها تنها فصل‌های اروتیک کتاب هستند.» ناباکوف، خودش در پایان رمان مشاهده می‌کند که چندی از خواننده‌ها با ابتدای کتاب گمراه شدند و فکر کردند که این کتاب قرار است به شهوت پرستی برسد و توقع صحنه‌های پی در پی اروتیک را داشتند. وقتی این اتفاق نیفتاد، خواننده‌ها هم متوقف شدند و احساس کسالت کردند.

     

    ناباکوف در لولیتا
    پایان

    در سال ۱۹۵۶، ناباکوف اختتامیه‌ای برای لولیتا نوشت که ابتدا در چاپ آمریکا و بعد در سایر چاپ‌ها ظاهر شد.یکی از اولین چیزهایی که مدنظر ناباکوف بود، این بود که برخلاف ادعای جان ری جونیور در دیباچه، هیچ منظر اخلاقی برای این داستان نبود.ناباکوف اضافه کرد که «اولین جرقه الهام برای لولیتا از یک داستان در روزنامه بود، دربارهٔ یک میمون باغ گیاهان که بعد از ماه‌ها نوازش از سوی یک دانشمند، اولین تابلوی زغالی توسط حیوانات را تولید کرد: این طرح میله‌های قفس حیوان بیچاره را نشان می‌داد.»[۵]

     

    واکنش به کتاب

    کتاب در ابتدا در پاریس موهن تشخیص داده شد و فروش آن ممنوع شد. کمی بعد در انگلیس، آرژانتین، نیوزیلند و آفریقای جنوبی نیز این کتاب اجازه فروش پیدا نکرد. در طول سال‌های اخیر به دختران جوانی که از سنین پایین درگیر مسائل جنسی می‌شوند به اصطلاح لولیتا می‌گویند.

     

    انتشار کتاب در ایران

    نخستین بار پیش از انقلاب کتاب لولیتا در ایران با ترجمه ذبیح اله منصوری به چاپ رسید. اما کتاب دارای دخل و تصرفهای فراوانی بود. در سال ۱۳۹۳ اکرم پدرام نیا مترجم ایرانی تصمیم گرفت کتاب را بدون سانسور در اختیار مردم برساند. ابتدا کتاب به صورت پاره‌پاره در سایت ادبی دوشنبه و هفته نامه شهروند چاپ شد. بعدها نشر زریاب افغانستان آن را به صورت کتاب منتشر و سپس اثر به بازار ایران رسوخ کرد. گفته می‌شود بیش از ۵۰ هزار جلد از آن در ایران بطور زیرزمینی به فروش رفته. بعدها وزارت ارشاد ایران این اثر غیرقانونی دانست و دستور جمع‌آوری آن را داد.

     

    لولیتا عروسک،عکسهای لولیتا،لولیتا در ایران،جنایت لولیتا،رمان لولیتا،عروسک لولیتا در ایران،عروسک لولیتا زنده

     

    مطالب بیشتر:

    دختری که ۱۰ سال برده جنسی مرد هوس باز بود

    فرار شبانه دختران ایزدی برده جنسی داعش +عکس

    مردان ربات جنسی را انقدر دستمالی کردند که خراب شد

    رابطه جنسی ملکه قطر همزمان با ۷ مرد در هتل +عکس

     

     

    عروسک لولیتا ،جنایت برده جنسی شدن دختران +عکس
    کاندوم
    تبلیغات
  • مطالب پربازدید