پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • رپرتاژ آگهی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • مطالب گوناگون+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • تبلیغات
  • مطالب خواندنی و جالب
  • تعبیر خواب
  • دنیای خودرو
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    مجموعه : داستان,حکایت و شعر

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    بهترین های عاشقانه از اشعار شاعران بزرگ قدیم و جدید برای شما

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    اشعار مولانا جلال الدین محمد بلخی

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
    دل من داند و من دانم و دل داند و من

    خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
    تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    غزل عاشقانه از دیوان شمس تبریزی

    چون نمایی آن رخ گلرنگ را
    از طرب در چرخ آری سنگ را

    بار دیگر سر برون کن از حجاب
    از برای عاشقان دنگ را

    تا که دانش گم کند مر راه را
    تا که عاقل بشکند فرهنگ را

    تا که آب از عکس تو گوهر شود
    تا که آتش واهلد مر جنگ را

    من نخواهم ماه را با حسن تو
    وان دو سه قندیلک آونگ را

    من نگویم آینه با روی تو
    آسمان کهنه پرزنگ را

    دردمیدی و آفریدی باز تو
    شکل دیگر این جهان تنگ را

    در هوای چشم چون مریخ او
    ساز ده ای زهره باز آن چنگ را

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    دوبیتی کوتاه عاشقانه از مولانا

    از آتش عشق در جهان گرمی ها
    وز شیر جفاش در وفا نرمی ها

    زان ماه که خورشید از او شرمنده‌ ست
    بی شرم بود مرد چه بی شرمی ها

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    رباعیات عاشقانه مولانا

    جز عشق نبود هیچ دم ساز مرا
    نی اول و نی آخهر و آغاز مرا

    جان میدهد از درونه آواز مرا
    کی کاهل راه عشق درباز مرا

     

    غزل های مولانا در مورد عشق
    اشعار مولانا در مورد عشق
    من پیر فنا بدم جوانم کردی
    من مرده بدم ز زندگانم کردی

    می ترسیدم که گم شوم در ره تو
    اکنون نشوم گم که نشانم کردی

     

    اشعار مولانا جلال الدین محمد بلخی

    اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
    آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

    دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
    جز غم که هزار آفرین بر غم باد

     

    گلچین بهترین اشعار مولانا

    اگر عالم همه پرخار باشد
    دل عاشق همه گلزار باشد

    وگر بی‌کار گردد چرخ گردون
    جهان عاشقان بر کار باشد

    همه غمگین شوند و جان عاشق
    لطیف و خرم و عیار باشد

    به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست
    که او را صد هزار انوار باشد

    وگر تنهاست عاشق نیست تنها
    که با معشوق پنهان یار باشد

    شراب عاشقان از سینه جوشد
    حریف عشق در اسرار باشد

    به صد وعده نباشد عشق خرسند
    که مکر دلبران بسیار باشد

    وگر بیمار بینی عاشقی را
    نه شاهد بر سر بیمار باشد

    سوار عشق شو وز ره میندیش
    که اسب عشق بس رهوار باشد

    به یک حمله تو را منزل رساند
    اگر چه راه ناهموار باشد

    علف خواری نداند جان عاشق
    که جان عاشقان خمار باشد

    ز شمس الدین تبریزی بیابی
    دلی کو مست و بس هشیار باشد

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    شعر عاشقانه زیبا و کوتاه برای همسر

    شعر عاشقانه زیبا و کوتاه
    شعر عاشقانه زیبا و کوتاه
    کی می رسد آن صبح
    که من صدایت بزنم
    تو بگویی جانا

     

    سلام من
    به آن پرنده سپیده و شادمان
    که در سپیده با نسیم
    ترانه ساز می شود
    صبح زیبات بخیر

     

    اشعار عاشقانه زیبا و کوتاه

    از چهره ى تو
    چیز زیادى یادم نیست
    جز این که
    اقیانوس آرامى
    ریخته بود بین چشمهات
    و روى طراوت لب هات
    زمزمه ى تردى بود
    که گنگم مى کرد
    و نمى گذاشت
    از چهره ى تو چیز زیادى
    یادم باشد

     

    شعر عاشقانه برای همسر مهربانم
    چه شد در من نمی دانم
    فقط دیدم پریشانم
    فقط یک لحظه فهمیدم
    که خیلی دوستت دارم …

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    تو معشوق ناب من هستی
    همیشه عاشقت و مجنون تو می مانم لیلی جانم

    تک بیتی عاشقانه زیبا برای شوهرم

    صبح خورشید نگاهت به سرش خواب ندارد؟
    پس بیا خوب نگهم کن که دلم تاب ندارد

     

    شعر عاشقانه زیبا و غمگین

    یا مشکل ارسال پیام از دل ما بود
    یا منبع گیرنده ی قلب تو خراب است

    زاییده ی دردیم و به بار آمده ی عشق
    در مکتب ما عشق فقط حرف حساب است

    یک جمله بگو دلبرکم حرف دلت چیست
    عاشق شده این شاعر و دنبال جواب است

     

    شعر عاشقانه زیبا و دلنشین
    عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
    که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی

     

    شعر نو عاشقانه زیبا برای همسرم

    صدا بزن مرا
    مهم نیست به چه نامی
    فقط میم مالکیت را آخرش بگذار
    می خواهم باور کنم، مال تو هستم …

     

    همسر عزیزم، تو تنها یار و همدم زندگی ام هستی
    چه بخواهی چه نخواهی تا ابد در قلب من می مانی …
    دوستت دارم

     

    اگر باغ نگاهم پر ز خار است، گلم تاراج دست روزگار است
    به چشمانت قسم، با بودن تو، زمستانی ترین روزم بهار است

     

    شعر عاشقانه برای همسر عزیزم

    تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن است
    ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟
    شهریار

    شعر عاشقانه زیبا و کوتاه برای عشقم
    شعر عاشقانه زیبا و کوتاه برای عشقم
    گرمای دستات آرامش منه

    ******

    شب وقتی زیبا است که بدانی
    یک نفر، یک جایی از این دنیا
    با تصویرسازی آغوش تو به خواب رفته است
    و چه زیباتر می‌شود وقتی که آن یک نفر
    همانی باشد که تو هم هرشب
    در خیال خودت در آغوشش می‌گیری

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    شعر رمانتیک زیبا برای عشقم

    امروز
    بیشتر از هر روز دیگری دوستت دارم
    دست خودم نیست جمعه‌ها عاشق‌ترم!
    مخصوصا اگر
    چشم در چشم #تُ
    از خواب بیدار شوم…

     

    بابا طاهر

    شعر عاشقانه زیبا و احساسی برای همسر
    شعر عاشقانه زیبا و احساسی برای همسر
    شعر دوبیتی عاشقانه زیبا

    یکی درد و یکی درمان پسندد
    یک وصل و یکی هجران پسندد
    من از درمان و درد و وصل و هجران
    پسندم آنچه را جانان پسندد

     

    گفته بودی که چرا محو تماشای منی
    آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

    مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
    ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

    فریدون مشیری

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    شعر عاشقانه زیبا
    شاعر میگه :
    لا تقسوا علی أنثی إلا فی عناقها…
    به زن سخت نگیرید
    مگر به هنگام در آغوش کشیدنش :))

     

    شعر عاشقانه برای همسر مهربانم

    بوی شور انگیز باراڹ می دهی
    با نگاهت بر دلم جان می دهی

    بسکه خوب و مھربان و صادقی
    بر دلم عشقی فراوان می دهی

    خواهشا با قلب تنھایم بمان
    چون فقط تو بوی انسان می دهی

     

    سیمین بهبهانی

    من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان
    من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را

    جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ‏ست‏
    با گرم‏ترین پرتو خورشید بیارا

    از دیده بر آنم همه را جز تو برانم‏
    پاکیزه کنم پیش رخت آینه‏ ها را

    من برکه ی آرام وُ تو پوینده نسیمی‏
    دریاب ز من لذت تسلیم و رضا را

    گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد
    آمد که کند شاد و دهد شور فضا را

    هر لحظه که گل بشکفد آن لحظه بهار است‏
    فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را

    می ‏خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم‏
    پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را

    از باده اگر مستی جاوید بخواهی‏
    آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا

     

    ملک الشعرای بهار

    اشعار عاشقانه زیبا از شاعران بزرگ
    اشعار عاشقانه زیبا از شاعران بزرگ
    شعرهای عاشقانه زیبا و دلنشین جدید

    از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت
    محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است
    اعضای وجودم همه فریاد کشیدند
    احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است

     

    فکر هایم تکه تکه شده اند
    تو که نباشی
    بهانه ایی برای جمع کردنشان ندارم
    کاش باشی
    تا فکرهایم بکر و خواستنی باشند

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    شعر عارفانه عاشقانه زیبا

    بیا بیا دلدار من دلدار من
    درآ درآ در کار من در کار من
    تویی تویی گلزار من گلزار من
    بگو بگو اسرار من اسرار من

     

    سنایی

    چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
    تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست

    آغاز عشق یک نظرش با حلاوتست
    انجام عشق جز غم و جز آه سرد نیست

    عشق آتشی ست در دل و آبی ست در دو چشم
    با هر که عشق جفت ست زین هر دو فرد نیست

    شهدیست با شرنگ و نشاطی‌ست با تعب
    داروی دردناکست آنرا که درد نیست

    آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان
    بنمای عاشقی که رخ از عشق زرد نیست

     

    تو را با قلب و جانم برگزیدم
    وزین نا مردمی ها دل بریدم

    به شوق دیدن روی تو ای دوست
    هزاران غمزه و نازت خریدم

     

    اشعار عاشقانه جدید و زیبا

    به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
    به دریا بنگرم دریا ته وینم

    بهر جا بنگرم کوه و در و دشت
    نشان روی زیبای ته وینم

     

    شعر دلتنگی و جدایی زیبا

    امشب دلم از آمدنت سرشار است
    فانوس به دست کوچه دیدار است

    آن گونه تو را در انتظارم که اگر
    این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است

     

    احسان افشاری

    بیراهه دور می‌زند بی تو دلم
    لبخند به زور می‌زند بی تو دلم

    هر وقت که دیر می‌کنی مثل سه تار
    در مایه شور می‌زند بی تو دلم

     

    ببار ای باران، ببار که غم از دلم رفتنی نیست
    اشک های روی گونه ام دیدنی نیست

    ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست
    آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست

    ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست
    غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست

     

    مولانا

    گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
    داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم

    تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
    بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

    مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
    چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

    چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
    که این یخ کرده را از بی کسی، ها می کنم هر شب

    دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
    چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

    کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
    که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    حافظ

    شعر رمانتیک و عاشقانه زیبا
    شعر رمانتیک و عاشقانه زیبا
    غزل عاشقانه زیبا

    ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند
    دولت احمدی و معجزه سبحانی

    جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا
    چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

     

    بهمن بنی‌هاشمی

    گفتم که پر از عطر بهاری بانو
    خب حرف بزن گاه گداری بانو
    گفتی به خدا حرف ندارم آقا
    گفتم به خدا حرف نداری بانو

     

    شعر عاشقانه برای ابراز عشق

    اگر دریای دل آبی ست
    تویی فانوس زیبایش
    اگر آیینه یک دنیاست
    تویی معنای دنیایش

    تو یعنی یک شقایق را
    به یک پروانه بخشیدن
    تو یعنی از سحر تا شب
    به زیبایی درخشیدن

    تو یعنی یک کبوتر را
    ز تنهایی رها کردن
    خدای آسمان ها را
    به آرامی صدا کردن

    تو یعنی چتری از احساس
    برای قلب بارانی
    تو یعنی در زمستان ها
    به فکر پونه افتادن

    اگر یک آسمان دل را
    به قصد عشق بردارم
    میان عشق وزیبایی ترا من دوست می دارم

     

    کاش قلبم درد پنهانی نداشت
    چهره ام هرگز پریشانی نداشت

    کاش برگ آخر تقویم عشق
    خبر از یک روز بارانی نداشت

    شعر درباره عشق | شعر عشق و محبت واقعی

    مانند یک بهار مانند یک عبور
    از راه می رسی و مرا تازه می کنی

    همراه تو هزار عشق از راه می رسد
    همراه تو بهار
    بر دشت خشک سینه من سبز می شود

    وقتی تو می رسی، در کوچه های خلوت و تاریک قلب من مهتاب می دمد
    وقتی تو می رسی
    ای آرزوی گم شده بغض های من
    من نیز با تو به عشق می رسم

     

    شعر درباره عشق و محبت،شعر در مورد عشق واقعی،شعر کوتاه در مورد عشق،اشعار مولانا درباره انسان،اشعار مولانا در مورد خدا،شعر نو در مورد عشق،شعر مولانا در مورد عشق،شعر در مورد عاشق شدن

     

  • مطالب پربازدید