پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
تبلیغات
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • خدا هست

    مجموعه : مطالب جالب علمی

    خدا هست

    خدا هست

    نویسنده، عبدالصمد جعفری: در جهان امروز یعنی جهان علم و تکنولوژی و اثبات های گوناگون علمی، این بحث باز به وجود آمده که آیا خدا وجود دارد یا اینکه فقط یک تفکر است. این مبحث، اینبار و با وجود زندگی مدرن و پیشرفته انسانها به طور خیلی جدی تر بیان می شود. خیلی از نظریات اثبات می شوند که وقتی با تئوری های معنوی مقایسه می کنیم، معنویات خط می خورند.

     

    خب مشخص است که انسان ممکن است گمراه شود و از نظر من این گمراهی ها به دلیل عدم توجه، و همچنین کج فهمی های ما نسبت به حقیقت ها است. امروز می خواهیم با هم میز گردی تشکیل دهیم و با طرح سوالات مان و در کنار هم قرار دادن جواب ها که متشکل از نظریات علمی و معنویات و تئوری های عرفانی هستند، به نتیجه برسیم و بتوانیم شک های درون مان را به یقین تبدیل کنیم.

     

    اولین مقدمه قبل از طرح سوالات مان بدست آوردن منابع است، ما کتاب شریف و کاملی داریم به نام قرآن، که خداوند در این کتاب با ما سخن می گوید. حضرت محمد (ص) این کتاب جاودان را برای انسانها باقی گذاشت، او آخرین پیامبر آفریدگار بود. شاید بعضی سوال کنند که چرا آخرین؟ خب بعد از وفات پیامبر دوره ای آغاز شد که انسان رو به پیشرفت رفت تا به جهان مدرن امروز رسیده است.

     

    بیایید فکر کنیم: با وجود علم امروز که برای همه چیز دلیل می آورد و دسترسی ها آسان شده است، آیا لازم است پیامبری مبعوث شود؟ در جهانی که ما خودمان می توانیم برای سوالات مان جواب پیدا کنیم و به حقیقت برسیم آیا وجود یک پیامبر لزوم دارد؟ این را همیشه به یاد داشته باشید تا وقتی ما انسانها خودمان بتوانیم مشکلی را حل کنیم و جوابی را پیدا کنیم دخالتی از جانب پروردگار صورت نمی گیرد.

     

    خداوند در قرآن بارها ذکر کرده و گفته است: {این کتاب برای کسانی نازل شده است که می اندیشند}. پس با اندیشه و تفکر می شود به حقیقت رسید، نیازی نیست معجزه صورت بگیرد یا اتفاقات ماورای طبیعت بیافتد و یا فرشته ای بر ما نازل شود تا به ما جواب بدهد. در اصل این خود ما هستیم که باید به سمت حقیقت برویم و جواب های خودمان را پیدا کنیم، کسی به حقیقت دست پیدا می کند که خودش خواهان رسیدن به آن باشد.

     

    مه بانگ یا انفجار بزرگ بیگ بنگ

    خدا هست

    تا نیم قرن پیش اگر می گفتیم جهان بوجود آمده است، دانشمندان آن را نفی می کردند و می گفتند جهان منشا ندارد و نمی تواند بوجود آمده باشد، نظریات عرفانی و معنوی از دید علم نفی می شد. اما از سی سال پیش که دانشمندان ناسا به راز پیدایش جهان پی بردند و نظریه انفجار بیگ بنگ اثبات شد، همه فهمیدند که این جهانِ نا محدودِ هستی ازلی نبوده، بلکه بوجود آمده است. خداوند ۱۴۰۰ سال پیش به انسانها گفته است: { آسمان ها و زمین در ابتدا به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم} .

     

    ((( همچنین خداوند در قرآن از مرز دو دریای شور و شیرین، موجودات اعماق اقیانوس که به تازگی کشف شده اند، گردش سیارات در مدار های معین، و… صحبت کرده و همچنین مباحثی در قران وجود دارند که علم هنوز آنها را کشف نکرده است.)))

     

    حال می فهمیم که چرا قرآن کتابی جاودان و برای تمام عصر ها است، خداوند سال های خیلی قبل گفته بود که تمام جهان هستی به اندازه یک گوی کوچک در کف دست بوده و سپس در سیری که با زمان ما ۱۳٫۷ میلیارد سال و زمان معنوی ۶ روز بوده اینگونه بوجود آمده است. دانشمندان هم می گویند جهان در ابتدا به اندازه یک نخود و به رنگ سبز بوده و سپس طی یک انفجار تکامل یافته و لحظه به لحظه هم در حال بزرگ شده است، آیا این معنای بی نهایت نیست؟

     

    تحقیقات همین جا تمام شد، چون قبل از پیدایش جهان چیزی وجود نداشته و آیا چیزی که وجود ندارد کشف می شود؟؟؟ خب، حالا سوال می پرسیم: اصلا این انفجار چگونه بوقوع پیوست؟ آن گویی که منفجر شد از کجا آمده بود؟ چه چیزی باعث انفجار شد؟ آیا باز هم نمی خواهیم فکر کنیم که حتما باید آفریننده ای وجود داشته باشد؟ با این شواهد چرا ما باز هم درونمان شک داریم؟ البته شک بد نیست، در واقع شک لازمه ی رسیدن به یقین است، به شرطی که شک های مان، ما را وادار به تفکر و تحقیق کنند، نه نفی و گریز.

     

    سوال یکی از مدعیان عدم وجود خداوند در یکی از وب سایت های آتئیستی، عکس پایین را دیدم و خود را ملزم می دانم به او جوابی بدهم

    خدا هست

    در جواب تو می گویم: درست است که انسان گوساله و میمون شبیه سازی کرده، در جزیره هایی در آمریکا بصورت پنهان و غیر قانونی حتی انسانها هم شبیه سازی می شوند. خب حالا شما دانشمندان به من بگوئید، آیا انسان خودش آن را خلق کرده؟ از وجود خودش؟؟؟؟ همان طور که از اسم اش پیداست، این حیوانات شبیه سازی شده اند! خلق نشده اند! شبیه سازی یعنی لقاح مصنوعی که از طریق سلول برداریِ جانداران و لقاح سلول ها در یک رحم مصنوعی جنینی بوجود می آورند.

     

    آقای دانشمند! حال به من بگو می توانی از هیچ گوساله بوجود بیاوری؟ اگر موجودی وجود نداشته باشد که از آن سلول برداری کنی می توانی گوساله تولید کنی؟؟؟ تو به کپی کردن جانداران می گویی خلقت؟؟؟؟ حیف که اینجا نمی شود استیکر خنده و قهقهه برای جواب سوالت بگذارم!!!

     

    سوالی دیگر از مدعیان عدم وجود خداوند: اگر خدا صورت گر است، چرا بچه های زشت و ناقص هر روز متولد می شوند؟ این یعنی خدا صورت گر ماهری هم نیست!!!

    خب در جواب شما آتئیست محترم هم می گوئیم: اولا هیچ چیز در دنیا زشت خلق نشده است، همه مخلوقات خداوند زیبایی خودشان را دارا هستند، اینکه ما چیزی را زشت می خوانیم بسته به تعبیر خود ما از زیبایی است. بگذارید مثالی بزنم: در زمان پادشاهان روم، سفید پوستان که دارای موی بور و چشمان رنگی هستند زشت و برده خطاب می شدند، دلیل آن هم بردگانی بودند که از سرزمین ژرمانیا یا ژرمنی کنونی (آلمان) به روم آورده می شدند.

     

    پس نجیب زادگان رومی که بور به دنیا می آمدند دائما موهای خود را رنگ می کردند تا شبیه بردگان نژاد ژرمن (آلمان) نباشند. تعبیر آنها از زیبایی داشتن موی مجعد و سیاه بود. اما الان سفید پوستان مظهر زیبایی انسانها در دنیا هستند. اگر شما چیزی را زشت می خوانید این تعبیر خودِ شما است، شاید اگر شما وارد سرزمین دیگری بشوید که شبیه مردمانش نباشید، شما را هم زشت بخوانند. اینکه بچه ها ناقص (از هر نظر) به دنیا می آیند دلایل زیادی دارد، مانند ازدواج فامیلی یا تداخل ژنی پدر و مادر.

     

    آیا این اشتباهات انسانی که باعث بوجود آمدن این بچه ها می شوند تقصیر خداست؟ خدا اگر صورت گر نیست، پس یوسف نبی که بود؟ یوسفی که داستان آن در لوح های مصر باستان نوشته شده است. اگر چیزی را زیبا نمی بینید بسته به تعریف خود شما از زیبایی دارد پس نمی توان همه چیز را گردن خداوند انداخت دوست آتئیست من!

     

    سوال دیگر از مدعیان: خداوند که می تواند عذاب نازل کند، پس چرا با وجود جهان نابرابر کنونی و این همه جنگ و گروه تروریستی عذابی نازل نمی کند؟ پس حتما وجود ندارد یا اینکه آن چنان هم عادل نیست!

    و این هم جوابی برای شما: اینکه جنگی در می گیرد و انسانها کشته می شوند، تقصیر خود ماست، ما هستیم که جنگ و تفرقه راه می اندازیم نه خدا! ما انسانها هستیم که داعش درست می کنیم نه خدا! به من بگو وقتی خود ما انسانها می توانیم این جنگ ها را تمام کنیم، وقتی خود ما می توانیم در صلح زندگی کنیم آیا نزول عذاب لازم است؟ آیا خداوند دخالتی می کند؟ صلح در نمی گیرد زیرا کمپانی های اسلحه سازی غربی هنوز به اندازه کافی سود نکرده اند.

     

    آتئیستِ عزیز: نابرابری را خود ما بوجود می آوریم و خود ما هم قدرت و توان از هم زدودن آن را داریم، پس چرا باید گردن خدا بیاندازیم و انتظار داشته باشیم او مداخله کند؟ و جدای از آن هر که چه خیر کند چه نیک بازتاب اعمالش رو به خودش باز می گردد گاهی زود و گاهی هم بعد از مدت زمان طولانی، پس بیایید خودمان جدا از بقیه انسانها زندگی مان را بکنیم و سعی کنیم خوب باشیم، کسی را در گور دیگری نمی گذارند.

     

    بحث آخر

    ما انسانها خالق نیستیم ما در حقیقت کشف کننده ایم، اجازه دهید مثالی دیگر بزنم: نیروی الکتریسیته از بدو خلقت وجود داشت و ما آن را تازه نزدیک به دویست سال است که کشف کردیم، عناصر از بدو خلقت موجود بودند و ما تازه بعد از کشف جدول تناوبیِ مندلیف شناخت کامل درباره آنها پیدا کردیم.

     

    خالق نیستیم بلکه نیازمند ایم، یا به قول زیگموند فروید: مصرف کننده ایم. ما موجودات ضعیف و فنا پذیری هستیم، دقت کرده اید به حوادثی که روزانه اتفاق می افتد؟ تصادفات، حوادث، جنگ ها و… آدم ها خیلی زود می میرند و محو می شوند این طور نیست؟ این دنیا بی شک وفایی ندارد و به راستی که کِشنده و گول زننده است.

     

    و در آخر کلام: ما نه ماه در رحم مادر رشد کردیم و تغذیه و تنفس مان از طریق بند ناف بود. بعد وارد دنیای جدیدی به اسم زمین شدیم، و مطمئن باشید بعد هم جایی دیگر دوباره زندگی می کنیم. ما خلق شده ایم تا زندگی کنیم، خلق شده ایم تا وجود داشته باشیم، تا حس کنیم، لذت ببریم و کامل شویم.

     

    ما نیازمند خدائیم چون از وجود او خلق شدیم و برای تکامل به او نیاز داریم. خدا هست، خدا خیلی هست، اگر وجودش نباشد ما هم نیستیم، خدا نیاز به باور ما ندارد بلکه ما هستیم که به او نیازمندیم. بیایید درست زندگی کنیم، فراتر از دنیا زنده باشیم، هر وقت روحمان به اندازه کافی رشد کرد و کامل شد، آنگاه او خود ما را به سمت خودش می برد.

     

    مطمئنم بعضی ها نمی دانند در این بحث آخر چه می گویم و چرا حرف هایم پاره پاره اند و همچون پرندگان از این شاخه به آن شاخه می پرند، اما نگران نباشید هر گاه حقیقت را یافتید شما هم می فهمید. تا آن روز بدانید و به یاد داشته باشید که: خدا هست، و خدا خیلی هست… فراتر از بودن، هست…

     

     

    تبلیغات
    تبلیغات
  • مطالب پربازدید