پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • دنیای خودرو+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت معمولی باشید!

    مجموعه : موفقیت و پیشرفت

    برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت معمولی باشید!

    برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت معمولی باشید!

    خیلی ها می خواهند برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی کارهای خارق العاده ای انجام دهند اما در واقع اشتباه می کنند. ما همیشه به عالی بودن، متمایز بودن و حتی به شگفت انگیز بودن تشویق شده ایم. این گزاره از همان کودکی در باورهای ما ایجاد شده است کــه موفقیت چیزی نیست جز غیرعادی و فراتر از دیگران بودن.

     

    برای اثبات این موضوع نیز به اندازه کافی داستان و مثال و مصداق وجود دارد کــه متقاعد شویم کــه خوشبختی و موفقیت فقط از کانال غیرعادی بودند می گذرد؛ مثلاً از انسان های معروف می گویند کــه راز موفقیت شان بیدار شدن در ساعت ۴ صبح است و اگر ما بیشتر بخوابیم لابد شانسی برای موفقیت نخواهیم داشت و نظایر این ها.

     

    واقعیت اما این است کــه در بهترین حالت، فقط می توانیم در یک چیز عالی باشیم، مثلاً فیلسوف خوبی باشیم یا تاجری زیرک ، یا مخترعی در رشته معدن یا شاعری سحرآفرین یا نویسنده ای متبحر یا معلمی فرهیخته یا ورزشکاری مدال آور یا خواننده ای خوش صدا و … (از استثناها می گذریم).

     

    تازه همان آدم هایی کــه ما نگاه تک بعدی به ایشان داریم – و مثلاً از این کــه ریاضیدان نابغه یا بورس باز حرفه ای یا سیاستمداری شناخته شده هستند شگفت زده می شویم- در بقیه بخش های زندگی شان کاملاً عادی هستند.

     

    می گویند یک بار یک مؤمن مسیحی کــه عاشق پاپ بود، توانست از او وقت ملاقات بگیرد. وعده دیدار کــه رسید، قلبش داشت از جا کنده می شد، مدام به ساعتش نگاه می کرد و منتظر ورود پاپ به اتاق بود. طاقتش کــه طاق شد از یکی از کشیش ها پرسید: چرا جناب پاپ تشریف نمی آورند؟

     

    کشیش به آرامی پاسخ داد: رفته اند دستشویی؛ الان می آیند.

     

    مرد کــه گویی حرف عجیب و غریبی شنیده بود مانند اسپند روی آتش از جا جهید و گفت: دستشویی؟ پاپ؟ مگر پاپ دستشویی هم می رود؟!

     

    و بعد در حالی کــه با دلشکستگی آنجا را ترک می کرد گفت: پاپی کــه دستشویی برود کــه پاپ نیست!

     

    حالا این متن جالب و بی تکلف را کــه به “دالتون ترامبو” نویسنده‌ آمریکایی منسوب است، بخوانید:

     

    “یادم هست پیش از ازدواج‌ام، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود کــه او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوش‌اش بیآید. ناگفته هم نماند؛ خودم بدم نمی‌آمد کــه او این قدر شیفته‌ یک آدمِ فرا واقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!

     

    ما با هم ازدواج کردیم. سال اول را پشت سر گذاشتیم و مثلِ همه زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم کــه حالا بعد از جدایی‌مان، چراغِ راه آینده‌ رفتارهایم شده:

    برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت معمولی باشید!

    -«منو باش کــه خیال می‌کردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!… ولی می‌بینم الآن هیچ‌چی نیستی!… یه آدم معمولی!»

     

    امروز کــه دقت می‌کنم، می‌بینم تقریباً همه‌ ما در طول زندگی، به لحظه‌ ای می‌رسیم کــه آدم‌های خاص و افسانه‌یی‌مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می‌شوند. و درست در همان لحظه، آن آدمی کــه همیشه برای‌مان بُت بوده، به طرز دهشتناکی خرد و خاکشیر خواهد شد.

     

    ما اغلب دوست داریم از کسانی کــه خوش‌مان می‌آید، بت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.

     

    واقعیت آن است کــه همه، آدم‌های معمولی‌ ای هستند. حتی آن‌هایی کــه ما ابر انسان می‌پنداریم هم وقتی دست‌شویی می‌روند، وقتی می‌خوابند، آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد، آن‌ها هم دچار اسهال و یبوست می‌شوند، می‌ترسند، دروغ می‌گویند، عرق شان بوی گند می‌دهد و… .”

     

    بنابراین یادمان باشد کــه به آدم ها به عنوان ابَرانسان نگاه نکنیم و از آنها انتظارات فرا ویژه هم نداشته باشیم.

     

    گفتیم کــه در بهترین حالت، ممکن است در یک عرصه موفق و سرآمد باشیم ولی مگر همه فیلسوف جهانی می شوند یا اگر در تجارت اند، به رده های بالای ثروت می رسند یا مگر همه در ورزش مدال می آورند؟

     

    معلوم است کــه نه!

     

    پس باید به جز عده ای بسیار بسیار اندک، همه میلیاردها انسان روی کره زمین را ناموفق و ناشاد بدانیم؟
    باز هم معلوم است کــه نه!

     

    معنای موفقیت را نظام های تربیتی، خانواده ها ، رسانه ها و … در طول تاریخ به طرز وحشتناکی تحریف کرده و نسل اندر نسل منتقل کرده اند تا به ما رسیده است و ما نیز همان مفاهیم تحرف شده را به فرزندان مان منتقل می کنیم.

     

    ما می توانیم بدون آن کــه حتی در یک موضوع خاص، سرآمد باشیم یا بدون آن کــه ثروتی هنگفت داشته باشیم یا بدون شهرت و محبوبیت اجتماعی نیز شاد و موفق باشیم: “با معمولی بودن”.

     

    فقط کافی است ارزش هایی کــه به نام موفقیت به مغزمان خورانده اند را بازنگری کنیم و ارزش های جدیدی را جایگزین شان کنیم. معروف ترین ارزشی کــه باید دور بریزیم این باور است کــه “برای موفق بودن باید خارق العاده باشیم” و به جایش این ارزش را جایگزین کنیم: “عادی بودن خود یک موفقیت است.”

     

    این باور به طرز قابل توجهی زندگی مان را تحت تأثیر قرار خواهد داد و حسی از آرامش و اطمینان را در زندگی مان جاری خواهد کرد.

     

    دیگر چه ارزش هایی را دور بریزیم و چه ارزش هایی را جایگزین اش کنیم؟

     

    پاسخ کلیدی این است: هر ارزشی کــه افسارش دست شما نیست را کنار بگذارید. این کــه من باید بنز S 500 داشته باشم، قطعاً خوشایند است. ریاست یک مجموعه بزرگ اقتصادی هم لابد جذابیت های خاص خودش را دارد. محبوب هر جمعی بودن هم کــه عالی است؛ اما وجه مشترک همه این ها -کــه برای بسیاری ارزش هایی جدی محسوب می شود- یک چیز است: افسارشان دست ما نیست. معلوم نیست بتوانیم بنز S 500 سوار شویم یا رئیس شویم یا ستاره هر جمعی شویم.

     

    با این اوصاف مفاهیمی مثل “تو باید دکتر شوی” را به مغز کودکان تان را تزریق نکنید چرا کــه این گزاره ها به اشتباه به عنوان ارزش های زندگی در باور آنها نهادینه می شود و اگر نتوانند مثلاً دکتر شوند، احساس شکست می کنند.

     

    به جای ارزش هایی کــه تحقق نهایی شان در دست شما نیست، ارزش هایی را وارد زندگی تان کنید کــه بر آنها تسلط دارید و عمل به آنها کاملاً در اختیار شماست.

     

    مثلاً درباره همین “تو باید دکتر شوی” (کــه واقعاً دست فرزندمان نیست کــه بشود یا نشود) ، می توان “تو باید تلاشت را بکنی” را جایگزین کرد (چرا کــه اصل تلاش در اختیار خود آدم است).

     

    این کــه من باید محبوب هر جمعی باشم، می تواند فاجعه بار باشد چرا کــه هر جمعی مختصات خاص خود را دارد و من باید در هر جمعی به رنگی دربیایم و آخر سر هم معلوم نیست محبوب جمع خواهم شد یا محبوبیت را به دیگری خواهم باخت.

     

    اما تحقق این ارزش کــه “من باید خوشرو” باشم، دست خودم هست. بنابراین در هر جمعی خوشرو خواهم بود و چون به ارزش خودم یعنی خوشرویی پایبندم، رضایت خاطر خواهم داشت.

     

    اگر من یک روزنامه نگار باشم، ممکن است ارزشم این باشد کــه تیراژ نشریه ام مثلاً ۱۰۰ هزار نسخه باشد و اگر ۸۰ هزار نسخه شد، ناراضی و سرخورده خواهم شد. اما اگر ارزشم این باشد کــه مردمی بنویسم، همین کــه مردمی نوشتم، احساس رضایت درونی خواهم کرد ولو آن کــه تیراژم ۱۰ هزار نسخه باشد.

     

    اگر من یک مادر هستم، شاید تحصیلات عالیه فرزندم را ارزش بدانم و اگر فرزندم به دانشگاه نرفت، احساس می کنم مادر موفقی نبوده ام ولی ممکن است به عنوان یک مادر ارزش اساسی ام در فرزندپروری، تلاش برای رشد همه جانبه جسمی و روحی فرزندم باشد و همین کــه مطمئن شوم تمام تلاشی کــه یک مادر می توانست برای تربیت فرزندش انجام دهد را انجام داده ام، احساس رضایت و موفقیت می کنم.

     

    پس عادی بودن را این گونه معنا می کنم: تعریف ارزش هایی کــه افسارشان دست خودم هست و سپس پایبندی به همان ارزش ها در حد متعارف. (بدیهی است کــه ارزش های تعریفی، نباید ضد اجتماعی باشند چرا کــه نقض غرض می شود و ما را وارد زندگی غیرعادی می کند.)

     

    حالا ممکن است با این ارزش ها، دانشمند شوم، نخبه ورزشی شوم، تاجر بزرگی شوم یا یک کارمند کاملاً معمولی؛ فرقی نمی کند چون در هر حال، به ارزش هایی کــه خودم برای خودم تعریف کرده ام پایبندم و از زندگی ام احساس رضایت دارم.
    به بیان دیگر، وقتی بین زندگی جاری و ارزش های من، فاصله بیفتد، من احساس سرخوردگی و عدم موفقیت می کنم ولی وقتی زندگی من با ارزش هایی کــه خودم تعریف کرده ام مطابقت دارد، من یک فرد معمولی، راضی و موفق هستم. بنابراین ورزشکاری کــه ارزش اصلی او کسب مدال جهانی است ولی در آسیا مدال می آورد، سرخورده است و ورزشکاری کــه برای سلامتی و نشاط ورزش می کند، بدون مدال هم حالش خوب و از زندگی اش راضی است.

     

    چند نکته کاربردی:

    – هیچ گاه نکوشید از خودتان شخصیتی خاص و شکوهمند به نمایش بگذارید. دیر یا زود معمولی بودن تان لو می رود و آن فرّ و شکوه فرو می ریزد. بکوشید خود واقعی تان باشید. حتماً دوست داشتنی تر خواهید بود و روابط تان پایدارتر.

     

    – درباره هیچ کسی، توهم انسان خاص بودن نداشته باشید، بعدها توی ذوق تان می خورد.

     

    – به دیگران اجازه ندهید از شما بت بسازند. هر بتی روزی فرو خواهد ریخت. بت سازی یا محصول فاصله هاست یا کار متملقان. با آدم ها فاصله هایتان را کم کنید و رفتاری متواضعانه، مهربانانه و خودمانی داشته باشید و به چاپلوسان میدان ندهید.

     

    – در بازبینی و بازتعریف ارزش های تان شجاعت داشته باشید و برایش وقت بگذارید؛ شما یک بار بیشتر زندگی نخواهید کرد.

     

    منبع : سواد زندگی

     

     

  • مطالب پربازدید