بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

واقعا رابطه جنسی در ایران با بحران سنی روبرو اســت، دختران و پسران در نوجوانی به رابطه عاطفی اقدام می کنند که در بسیاری موارد به رابطه جنسی نیز ختم می شود. در این مطلب این معضل اجتماعی را بررسی می کنیم. شاید تا چندی پیش شنیدن خبر عاشق شدن دختر ۹ ساله مانند یک شوخی بود. فقط شاید در خاله بازی‌های دوران کودکی چنین اتفاقی ممکن بود. اما وقتی خبر واقعی خودکشی یک دختر را ميشنوید که در ۹ ساله‌گی عاشق شده، تعجب و غم یکجا جلویتان قد علم ميکند. رزگار قادر پور مشاور خانواده به آسیب‌شناسی روابط عاطفی در سنین پایین و راهکارهای مواجهه با آن ميپردازد.

 

سرطان ارتباط عاطفی

اخیرا یک رفتارشناس از پرونده‌ای گفت که درآن دختری از سن ۹ تا ۱۴ سالگی درگیر رابطه عاطفی بوده اســت و در ۱۴ سالگی متوجه ميشود که پسر اصلا علاقه‌ای به او ندارد و در نهایت تصمیم به خودکشی با تیغ ميگیرد. پیشتر دکتر محمود گلزاری، معاون وزیر ورزش و جوانان در نشستی تحلیلی اعلام کرده بود که در چند سال اخیر سن ارتباط با جنس مخالف تا 14 سالگی کاهش پیدا کرده اســت. به طوری که دوستی دختران و پسران با مسائل عاطفی آغاز ميشود و سرانجام به روابط جنسی و حتی ارتباط با چند نفر کشیده ميشود.

بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

به گزارش نیک شو، پژوهش ها در این زمینه نشان داده اســت که 40 درصد از دختران پیش از ورود به دانشگاه با پسری ارتباط داشته‌اند و 20 درصد دیگر قطع ارتباط کرده‌اند؛ بنابراین 60 درصد آنها ارتباط با جنس مخالف را پیش از سن 18 سالگی تجربه کرده‌اند.همچنین مشخص شده اســت که حدود 40 درصد این افراد در زمانی ارتباط خود را شروع کرده‌اند که سنشان کمتر از 14 سال بوده اســت؛ یعنی در دوران راهنمایی.

 

دکتر گلزاری پیش از این اعلام کرده بود که 80 درصد دختران دبیرستانی در ایران با یک پسر دوست هستند و حتی ممکن اســت ارتباط جنسی هم داشته باشند. در حالی که خانواده‌ها و مسؤولین مدارس از این موضوع بی‌اطلاع هستند. در این زمینه رزگار قادرپور در گفتگو با فرارو در مورد علت وجود چنین رابطه‌هایی و همچنین شکل این رابطه‌ها در سنین پایین و تبعاتی که ميتواند برای خانواده‌ها داشته باشد توضیح ميدهید. گفتگوی با این مشاور خانواده را در ادامه ميخوانید:

بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

بعنوان پرسش اول شما علت پایین آمدن سن شروع روابط عاطفی در میان نوجوانان را در چه چیزی ميبینید؟

 

وضعیت خانواده‌های جامعه ما با توجه به آن شرایطی که در آن قرار گرفته اند و با توجه به نبود مهارت‌هایی که خانواده را به سمت خانواده سالم سوق ميدهد باعث شده اســت که نوجوانان ما بر اساس این آماری که اعلام شده به سمت این روابط عاطفی بروند.

 

یعنی آن خلائی که به لحاظ عاطفی در نظام خانواده وجود دارد نوجوانان را به این سمت سوق ميدهد که یک جای دیگر این خلا را پر بکنند مثل اسفنجی که اگر جای خلاء داشته باشد و ما آن را در معرض هر مایعی قرار بدهیم – چه مایع خوب چه مایع بد- آن اسفنج مایع را جذب ميکند به خودش.

 

متاسفانه، چون در جامعه ما و در نظام کنونی خانواده‌های ما، این خلاء بسیار بزرگ اســت و والدین شاید زمان نداشته باشند و مشکلات خاص خود را داشته باشند. از دیدگاه منِ خانواده‌درمانگر، هم عمده مشکلات بر ميگردد به نداشتن صمیمیت و رابطه با نوجوانانشان و اتفاقی که ميافتد که این نوجوانان باید خلاء عاطفی را به نوعی پر بکنند و ترمیم کنند.

 

این خلاء در دوران راهنمایی و دبیرستان اگر وجود داشته باشد ارتباط عاطفی شکل ميگیرد که آسیب‌های زیادی را هم به دنبال دارد که این آسیب‌ها ميتواند در آینده این افراد مشکلاتی را بوجود آورد، چون معمولا در حالت پنهان کاری هم وارد این روابط ميشوند؛ و قطعاً این سیکل معیوب ادامه دار خواهد بود.

 

گزارش دیگری که توسط معاون وزارت جوانان داده شد بود این بود که بیشتر این روابط به جای رابطه عاطفی به سمت رابطه جنسی کشیده ميشود. علت این گرایش آنهم در این سن پایین را در چه ميدانید؟

 

رابطه جنسی به تعریف علم زوج‌درمانی و خانواده درمانی زمانی اتفاق ميافتد که دو فرد احساس صمیمیت بسیار زیادی داشته باشند.

 

رابطه جنسی دو بعد دارد یک بعد بحث روانشناختی قضیه اســت که بحث همان صمیمیتی اســت که خدمتتان عرض کردم. یک بخشش برميگردد به بحث فیزیولوژی و بحث هورمونها- یعنی عمل تخلیه جنسی- که به صورت عینی اتفاق ميافتد.

 

بحث فیزیولوژی ميتواند در این سن طبیعی باشد؟

 

خیر. اتفاقی که در اینجا رخ ميدهد این اســت که آن خلا عاطفی که در نظام خانواده وجود دارد به همراه نبود یک سیستم سالم وسازنده که بتواند مهارت‌ها را به نوجوان آموزش دهد و همچنین آن بعد پنهان کاری به این رابطه جنسی که شما گفتید منجر ميشود.

 

پنهان کاری متاسفانه به شکلی تعبیه شده که حتی بزرگسالان هم وقتی وارد یک رابطه عاطفی ميشوند بخاطر اینکه در نظام بیرونی دچار مشکل نشوند به محیط هایی پناه ميبرند که خلوت باشد. حالا در آن محیط خلوت نوجوان احساس صمیمیت بیش‌برآورد‌شده کاذب ميکند و این صمیمیت برایش ایجاد ميشود.

 

در واقع او قصد داشته اســت که دور از دید عموم برود در یک محیطی نیاز عاطفی‌اش را ارضا بکند، اما در این محیط خلوتی که برای خودش ایجاد کرده احتمال اینکه این فرد را به سمت رابطه جنسی سوق بدهد وجود دارد.

بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

یعنی علت شروع این رابطه‌ها همان خلا عاطفی اســت و ارتباط جنسی به عنوان نتیجه‌ای ناخواســته بوجود ميآید؟

 

دقیقا. با توجه به این توضیحاتی که گفتم اینگونه اتفاق ميافتد و متاسفانه کاری نميشود کرد که رابطه عاطفی به آنجا کشیده نشود.

 

البته در رابطه با آخرین سوال شما یک نکته را هم اضافه کنم یک بخشی از این روابط برميگردد به سیستم فضای مجازی که در اختیار این نوجوانان اســت و دنیای تحریکاتی که در آنجا اتفاق ميافتد و به راحتی در دسترسشان اســت و این هم به نوعی سوق دهنده‌ی این روابط اســت.

 

اما یکی دیگر از مهم‌ترین پارامتر‌ها در چنین روابطی برميگردد به نبود مهارت‌ها و دانشی که این نوجوانان باید در هندل کردن رابطه عاطفی داشته باشند. این بسیار مهم اســت.

 

رسالت آموزش مدیریت روابط در سن نوجوانی بر دوش آموزش پرورش اســت که باید آن را انجام ميداد و بدهد. اینکه یک سری مهارت‌ها بهشان آموزش بدهند که نیاز عاطفی به چه چیزی ميگویند و برای چگونه این قضیه باید به سمت رفع برود.

بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

وقتی این آموزش وجود نداشته باشد فرد هیچ شناختی ندارد و بخاطر همین اســت که ما در کلینیک با مراجعانی روبه رو ميشویم که رابطه عاطفی را به سمت رابطه جنسی کشیده اند و هیچ رضایتی ازین کار ندارند- من تاحالا موردی ندیدم.

 

اینکه این روابط در سن پایین آغاز ميشود و ممکن اســت تا مدت زیادی هم ادامه پیدا کند، بر آینده و ازدواج این نوجوانان چه اثراتی خواهد گذاشت؟

 

مشکلی که در این نوع رابطه بوجود ميآید این اســت که اگر به رابطه جنسی کشیده بشود با توجه به آن قید و بند هایی که ما به لحاظ فرهنگی در جامعه داریم ازدواج آن‌ها بخاطر فشار خواهد بود نه عقلانیت.

 

ببینید در رابطه دختر و پسر در نوجوانی اکثر دختر خانم‌ها تمام توانشان را به خرج ميدهند که فرد را به یک رابطه ازدواجی بکشانند. این ازدواج اگر اتفاق بیافتد بر اساس یک فشار بوده نه یک رابطه عاقلانه. یک فشار هیجانی که یک فرد داشته و حالا در نتیجه‌ی آن فشار به سمت ازدواج ميرود.

 

این رابطه، چون یک رابطه سالمی نبوده اســت مشکلات را حادتر هم ميکند. به تعبیر ما روانشناسانِ خانواده، ازدواج مثل موجود زنده متولد ميشود یعنی آن دو نفری که ميخواهند ازدواج کنند آن را متولد ميکنند؛ مثل یک نهالی اســت که آن را کاشت ميکنند و قطعا اگر این کار را درست انجام ندهند قطعا تحت تاثیر این ازدواج‌های تحت فشار- که برایشان ایجاد شده-برای آن خانواده هم نميشود آینده خوبی متصور بود.

 

یکی دیگر از موارد قابل توجه‌ای که در آمار‌ها به آن اشاره شده- بدون ذکر رقم و درصد- افزایش رابطه با چند نفر به صورت همزمان در میان نوجوانان اســت. شما ریشه را در همان خلاء عاطفی موجود در خانواده ميبینید یا باید به نوعی دیگر تحلیل کرد؟

 

متاسفانه شرایطی ایجاد شده که من را به سمت این تحلیل برده که یک سرطان اجتماعی اتفاق افتاده اســت و دیر یا زود این سونامی سرطان جان خانواده‌ها را در بر ميگیرد.

 

این که شما ميفرمایید بر ميگردد به همان داســتان یعنی این اتفاق در حال رخ دادن اســت، بخاطر اینکه متولیان امر خانواده کار عمده‌ای را نميتوانند انجام دهند یا سیستم قانونی به نوعی اســت که نميتوان کاری را انجام داد.

 

انگار یک سونامی راه افتاده و همه را ميبرد مثل سونامی طلاق- که قبلا در گزارش هایی به آن اشاره کردم. این سونامی رابطه با چند نفر هم راه افتاده و قطعا خیلی از خانواده‌ها را به سمت ناکامی و نا امیدی از زندگی موفق ميبرد.

 

پس در این مورد خاص که نوجوانان به سمت ارتباط هایی ميروند با چند نوع یا به چندین شکل یا با چندین نفر به آن زلزله هایی که در نظام‌های اجتماعی جامعه ما بوجود آمده اســت، برميگردد.

بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

ما این مساله را در کشورهای دیگر به صورت خیلی نادر داریم. در کشورهای غربی یا اروپایی وقتی یک فردی تعهدی برایش ایجاد ميشود در یک رابطه تا تکلیف آن رابطه را مشخص نکند سراغ رابطه دیگری نخواهد رفت، اما متاسفانه در کشور ما حتی در بین بزرگسالان هم وجود دارد و حالا در جوانان و نوجوانان هم که آمار‌ها به آن اشاره دارد شاهد هستیم.

 

این روابط بسیار ناخوشایند اســت و مشکلات بسیار زیادی را برای نظام خانواده در آینده و کل جامعه خواهد داشت.

 

من در گفتگویی با دکتر اقلیما رئیس انجمن مددکاری صحبت ميکردم؛ ایشان اعتقاد داشتند که برای مردان بالای ۴۰ سال در همه دنیا طبیعی اســت که برای مدتی به دنبال رابطه با شخص دیگری غیر از همسر خود ميروند. اولا شما تا چه حد با این قضیه موافق هستید و ثانیا آیا ریشه روابط متعدی که نوجوانان الان به سمت آن ميروند در همین قضیه اســت و به عنوان مثال از پدر خودالگو برداری کرده اند؟

 

در بحث‌های علمی و روانشناسی یک نظریه داریم به نام نظریه اریک اریکسون، که نظریه خیلی جاندار و قوی اســت. این نظریه به مراحل زندگی انسان اشاره ميکند.

بحران کاهش سن رابطه جنسی و عاطفی در میان دختر و پسرها

یکی از مراحل برای نمونه بحث هویت‌یابی دوره نوجوانی اســت که افراد ميروند به سمت هویت‌یابی. این مرحله در دوره نوجوانی اول اتفاق ميافتد که دورانش مشخص اســت: از ۱۰، ۱۱ سال تا ۲۰ سالگی.

 

دوره دیگری داریم که به آن ميگوییم”بلوغ دوم” که در دوره میانسالی اتفاق ميافتد. بیشتر انسان‌ها مخصوصا آنهایی که در دوره هویت یابی مشکل داشتند- در دوره هویت یابی اول- دوباره دچار بحران ميشوند.

 

این افراد ميخواهند در تمام اعتقادات و باور‌ها و حتی دوستی‌های خودشان بازنگری بکنند. تغییرات دیگری هم در حوزه‌های دیگری دارند. همچنین اگر به آمار‌های خیانت بر اساس سن و سال نگاه بکنیم مشاهده ميکنیم بیشتر افرادی که دچار خیانت ميشوند در این دوره هستند.

 

همچنین آمار دیگر آمار طلاق‌ها اســت که اگر دقت کنید طلاق‌ها در این دوران دوباره اوج ميگیرد که قطعا رئیس انجمن مددکاری منظورشان از بحثشان این بوده اســت که این “دوباره‌برآمدگی” دوباره بوجود ميآید و افراد را در این دوره دچار آشوب ميکند.

 

نوجوانان در دوره بلوغ اول هستند و پدر و مادرشان در دوره بلوغ دوم پس یک آشفتگی قطعا اتفاق ميافتد که باید مشاوران خانواده به تعداد خانواده‌های ایران به صورت مکانیزه در دسترس باشند تا عبور از این مرحله را تفهیم بکنند بطوریکه خانواده دچار آسیب نشود.

 

شما با تجربه‌ای که در زمینه مشاوره خانواده و ازدواج دارید، فکر ميکنید چه راهکاری را برای فراهم کردن زمینه روابط سالم و مفید برای نوجوانان ميتوان در پیش گرفت؟

 

به تاکید اگر من بخواهم از بالای هرم شروع بکنم رو به پایین توصیه من به ریاســت جمهور و قانون گذاران و مجلس محترم اســت که وزارتخانه‌ای را به نام وزارت خانواده پایه گذاری بکنند؛ حالا این که با چه ساز و کاری باشد بر ميگردد به این که چه کمکی از متخصصین ميخواهند.

 

چون ما اگر جامعه را حقیقتا نگاه بکنیم واحدهایش ميشود خانواده و اگر این خانواده متولی نداشته باشد قطعا آسیب‌ها بیشتر خواهد بود و همین الان ما آمار‌ها را بصورت خیلی جسته و گریخته و بسیار با اکراه ميبینیم که چه مشکلاتی برای خانواده‌ها بوجود آمده اســت.

 

توصیه بعدی من اگر بخواهم از بالا به پایین هرم بیایم به آن سازمان‌ها و متولیانی اســت- مثل وزارت ورزش و جوانان که بحث جوانان را دارد سازمان بهزیستی وزارت رفاه و … – آن‌ها حداقل یک مقدار از مسؤولیت را به عهده دارند.

 

آن‌ها بیایند یک مکانیسمی را تعریف بکنند که این خانواده ها ر ا آموزش بدهند که شیوه تشکیل یک خانواده سالم و موفق به چه شکل اســت. از کوچکترین مرحله مثل بحث پیش‌ازدواج شروع بکنند و آن را مدیریت بکنند تا جامعه ما از این آسیب‌ها دور شوند.

 

پایین‌ترین سطح بر ميگردد به خانواده‌ها. نباید خانواده‌ها را هم ر‌ها بکنیم تا نهاد‌ها بخواهند کاری انجام دهند، چون بسیار زمان ميبرد. ما باید بیاییم به تک تک خانواده‌ها رسیدگی کنیم.

 

ما ميگوییم هر خانواده‌ای باید مشاور خانواده داشته باشد. یعنی در بهترین حالت ممکنش- یعنی خانواده خیلی موفق که مشکلی ندارد- باید مشاور خانواده در کنار خودش داشته باشد و خانواده‌ای هم که دچار بحران شده باید مشاور در کنار خودش داشته باشد.

 

خدا را شکر ما این نیرو‌ها را در مراکز مشاوره تحت نظر سازمان بهزیستی و تحت نظر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره‌ای داریم. مردم ميتوانند به این مراکز مراجعه بکنند و این خدمات را دریافت بکنند که این اتفاقات نیافتد و جلوگیری بکنند از تمام اتفاقات ناگواری که امروزه به کمین خانواده‌ها نشسته اســت.

 

این هرمی را که شما متصور هستید اگر بخواهیم گسترده‌تر کنیم در پایین‌ترین قاعده آن خود فرد قرار ميگیرد. به نظر شما خود فرد چگونه ميتواند به سمتی برود که از رابطه ناسالم دوری کند؟ آیا اصلا نقشی برای خود فرد قائل هستید؟

 

خود نوجوان را حقیقتا فقط سیستم آموزش پروش ميتواند کمک کند. یعنی برای نوجوان یک سری مکانیزم‌ها – که خیلی هم مکانیزم سختی نیست- را در مورد هندل کردن و مدیریت کردن روابط عاطفی و نیازهای عاطفی خودشان، آموزش دهد و متولی این امر شود.

 

چون ما خانواده هایی را داریم که پدر و مادر‌ها خودشان مشکلات خاص خودشان را دارند و نميتوانند به بچه‌ها رسیدگی بکنند، نیاز اســت که خود آن بچه بتواند به کمک آن مهارت هایی که سیستم آموزشی به او داده اســت به طور کامل خودش را مدیریت بکند. این اســت که ما نیاز داریم به اینکه سیستم آموزشی این مهارت‌آموزی را انجام بدهد.

 

اگر خصوصا بخواهم در مورد نقش فرد آنطور که مد نظر شماســت بگویم باید گفت: نمی‎شود از فرد انتظار چنین خودآموزی را داشت مگر اینکه نوجوان آنقدر مستقل باشد که بتواند مراجعه کند به مراکز مشاوره و مشاورین مدرسه ای؛ که متاسفانه مشاوران مدرسه‌ای دوره‌های مرتبط را ندیده اند یا به روز ندیده اند یا رشته شان مشاوره نیست که بتوانند خدمات را به بچه‌ها ارائه بدهند و برای این بچه‌ها از گفتمان نصیحت و پند و اندرز وارد ميشوند که قطعا بچه‌ها فراری ميشوند و نتیجه‌ای در بر ندارد.

 

مطالب بیشتر:

۱۲ نوع رابطه جنسی که انسان ها در زندگی انجام می دهند

رابطه جنسی همزمان این دو پسر با زن جوان در ویلا

 

 

مطالب بیشتر

نظرات بسته شده است.