پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • چرا ایرانی ها به خواندن اخبار تجاوز و قتل علاقه دارند؟

    مجموعه : اخبار اجتماعی و سیاسی

    چرا ایرانی ها به خواندن اخبار تجاوز و قتل علاقه دارند؟

    چرا ایرانی ها به خواندن اخبار تجاوز و قتل علاقه دارند؟

    وقتی از وب مسترها درباره بازدید مطالب سایت شان سوال می کنیم می گویند که اخبار تجاوز جنسی و قتل بیشترین بازدید را به خودشان اختصاص می دهند. به هم که ميرسیم دانسته‌های خبری‌مان را رو ميکنیم. «دیگه چه خبر؟» فصل مشترک تمام گفت‌وگو‌های تلفنی اســت. گوشی تلفن همراه را زیر و رو ميکنیم و خبر‌ها را شخم ميزنیم تا ردی از قتل، تجاوز، خودکشی، زلزله و … پیدا کنیم. این گونه خبر‌ها بیشتر جذبمان ميکند. برایمان جذاب‌تر هستند.

     

    حتی به این اکتفا نميکنیم و گاهی خبری تکان دهنده ولو تایید نشده را برای چند نفر فوروارد ميکنیم. چرایی انگیزه پیگیری و پی‌جویی اخبار منفی در جامعه ایرانی پرسشی اســت که در این گفتگو در پی یافتن پاسخ آن هستیم.

     

    دکتر هادی معتمدی، روانپزشک و مدرس دانشگاه، از اضطراب اجتماعی ایرانیان در شرایط فعلی ميگوید:

    چرا ایرانی ها به خواندن اخبار تجاوز و قتل علاقه دارند؟

    چرا جامعه ایرانی این قدر رغبت دارد اخبار منفی را پیگیری و بررسی کند؟

     

    از آن جا که در رابطه با مسائل اجتماعی، تحقیق و پژوهش خاصی انجام نميشود، یعنی بررسی‌های میدانی صورت نميگیرد، معمولا بر اساس تجربیات فردی خودمان با مسائل مواجه ميشویم. در کشور ما، مثل سایر کشورها، درصدی افسردگی بین افراد جامعه دیده ميشود که میزان آن بین خانم‌ها و آقایان در سنین مختلف متفاوت اســت و در مجموع رقمی بین ۱۵ تا ۲۰ درصد در نظر گرفته ميشود.

     

    جامعه ایرانی به دلیل شرایطی که دارد به منظورم تحریم‌ها و تهدید‌ها و شرایط پیرامونی منطقه و دیگر عوامل محیطی اســت – سطحی از اضطراب را تجربه ميکند که عامل اصلی گرایش مردم به اخبار و اطلاعاتی با سویه منفی اســت. از طرفی قشر جوان ما در شبکه‌های اجتماعی حضور فعالی دارد محیطی پر از اخبار ناامید کننده، شایعه و اخبار کذب که تنش و اضطراب را در جامعه تشدید ميکند.

     

    نکته دیگری که به نظر ميرسد در شرایط فعلی بسیار پریسامد شده و زمینه اضطراب اجتماعی در جامعه را فراهم ميکند، رفتار غیرمسئولانه مسئولان اســت. مسئولان و دولتمردان کوچک‌ترین مسائلی را که درون سازمانی اســت و ربطی هم به مردم ندارد، از ماه‌ها پیش مطرح ميکنند و مردم را در شرایط اســترس قرار ميدهند، مثلا اگر قرار اســت سال آینده جنس با کالایی گران شود، از امسال مردم را تحت فشار ميگذارند و شرایط را به بحران ميکشند.

     

    این موضوع مردم را به پیگیری اخبار ترغیب ميکند و جامعه را در حالت ملتهب نگه ميدارد و طبیعی اســت که یک جامعه ملتهب پیگیر موضوعات منفی باشد. در نهایت باید بگویم به اســتناد شواهد تجربی و به دور از تحقیقات و مطالعات میدانی به نظر ميرسد میزان گرایش ما به پیگیری اخبار منفی و بحران‌ها در قیاسی با سایر مردم دنیا بیشتر اســت.

     

    با توجه به پاسخ شما میتوان این طور اســتنباط کرد که برجسته شدن اخبار منفی نزد مردم برگرفته از شرایط فعلی جامعه اســت و امری ذاتی یا خصلتی انسانی نیست.

     

    جامعه ما به دو قسمت قبل از دسترسی به فضای مجازی و بعد از آن تقسیم ميشود. قبل از این که اینترنت و شبکه‌های جهانی و فضای مجازی داشته باشیم، مردم اغلب اطلاعاتشان را از روزنامه‌ها دریافت ميکردند؛ هرچند در هر دوره‌ای از تاریخ همواره رسانه و به ویژه روزنامه تحت کنترل بوده و از تیغ سانسور ميگذشته و به همین دلیل اجازه داده نميشد اخبار منفی به گوش مردم برسد.

     

    در دوره‌هایی اگر ميخواســتند موجی علیه یک دولت ایجاد کنند – مثل دولت مصدق – اخبار منفی درباره دولت را زیاد ميکردند. همچنین مجلات زردی بودند که به زندگی خواننده‌ها و مسائل این چنینی ميپرداختند و محتوای خاصی از مسائل سیاسی در آن‌ها دیده نميشد.

    چرا ایرانی ها به خواندن اخبار تجاوز و قتل علاقه دارند؟

    بعد از انقلاب هم چند سالی بحث جنگ و محدودیت‌هایی در مورد اخبار مطرح بود و بعد از آن، در زمان دولت اصلاحات، رفته رفته مسائل جدید مطرح شد، شبکه‌های مجازی روز به روز رونق گرفت تا به شبکه‌های اجتماعی امروزی رسید. مقصودم از مرور تاریخی رسانه این اســت که بگوم با توجه به سابقه شاهنشاهی طولانی کشور ما و مواجهه سانسورگونه با تکنولوژی و رسانه‌ها در آن و همچنین شرایط پیچیده‌ای که در هزاران سال گذشته داشته، مانند حمله مغول و جنگ‌های بعد از اسلام و اشغالگری‌هایی که بعد از جنگ‌های جهانی رخ داده فضای کنونی توجیه ميیابد و اگر به ذهن خود مراجعه کنیم درمی یابیم که چرا شنیدن و پیگیری اخبار منفی در بین مردم رواج دارد.

     

    جامعه ایرانی به افسردگی اجتماعی مبتلا شده اســت؟

     

    از نظر بیولوژیک، افسردگی در تمام دنیا تا حدی وجود دارد و نميتوان گفت نرخ افسردگی کشور ما با کشور‌های مرفه متفاوت اســت. در بعضی کشورها، مانند کشور‌های اسکاندیناوی، میزان خودکشی بالاترین نرخ را دارد. از نظر سایکولوژی، متاسفانه در سال‌های اخیر ناهنجاری‌های اجتماعی برای خانواده‌ها بحران ایجاد کرده‌اســت.

     

    چرا دنبال اخبار قتل، تجاوز، خودکشی و… ميرویم؟

     

    در بحث اجتماعی معضلاتی همچون بیکاری و فقر، مشکلات ازدواج جوان‌ها و پیش بینی زمان جنگ وجود دارد که در سال‌های اخیر به طور مکرر دیده شده اســت. چنین مسائلی در کشور‌های جهان سوم تا اندازه‌ای وجود دارد؛ بنابراین انتظار داریم وقتی بحث بیوسایکو سوشیال (روانشناختی اجتماعی) را مطرح ميکنیم، مسائل اجتماعی و سایکولوژی در جامعه ما زیاد باشد، ما ميتوانیم کاری کنیم که این آسیب اجتماعی به بحران اجتماعی تبدیل نشود. با توجه به این وضعیت به همان آمار ۱۵ تا ۲۰ درصد میزان افسردگی در جامعه ميرسیم؛ البته آمار بسیار بالایی اســت که برای کنترل و پایش و جلوگیری از رشد آن باید کار‌های لازم انجام شود.

     

    تبعات هر یک از ابعاد فردی و اجتماعی افسردگی برای جامعه چیست و کدام یک از آن‌ها خطرناک‌تر اســت؟

     

    از بعد بیولوژیک، افراد احساس خستگی ميکنند و در زمینه خواب، اشتها، چاقی و لاغری و حاضر شدن در محل کار مشکلاتی دارند. کاهش انرژی و افت عملکرد و ایجاد افکار خودکشی از دیگر نشانه‌های خطرناک اســت. از بعد اجتماعی، افزایش خشم، زد و خورد بی اعتمادی، کاهش سلامت اجتماعی و پورش مردم به باجه‌های سکه و طلا و ارز، عدم اعتماد به آینده و کاهش امیدواری، ميتواند تبعات زیادی داشته باشد؛ بنابراین نميتوان گفت که کدام یک از این‌ها مهم‌تر اســت. طلاق مهم‌تر اســت یا خودکشی یا جامعه در حال بحران به همه مسائل در ابعاد گوناگون اهمیت دارد و برای هر کدام باید راهکار جداگانه‌ای طراحی کنیم و در پی حل آن‌ها باشیم.

     

    حالا که به راهکار‌ها اشاره کردید، به این موضوع بپردازیم که از منظر مسئولیت شهروندی، حاکمان و مسئولان اصلا ميتوانند جامعه را از هجوم افکار و اخبار منفی نجات دهند؟ آیا این گره‌ای اســت که لزوما باید به دست حاکمیت باز شود؟

     

    درمان و پایش‌های مناسب، شناسایی بیماران اعصاب و روان و درمان دارویی و غیر دارویی و … بر عهده روانپزشکان و پزشکان اســت. قطعا دولت هم ميتواند کار‌هایی در زمینه تهیه دارو، رفع مشکلات داروخانه‌ها و اختصاص بیمه به بیماران اعصاب و روان که جمعیت زیادی را شامل ميشود، انجام دهد.

     

    از منظر سایکولوژی و خانوادگی، تسهیل ازدواج برای جوانان، اشتغال آنها، رفع مشکلات خانواده ها، بحث مهریه، جلوگیری از طلاق و کنترل آن نیازمند برنامه ریزی دولتمردان اســت. در بعد کلان و اجتماعی همیشه برای دولت بحث اشتغال‌زایی، مشارکت جوانان و کنترل اعتیاد مطرح اســت که همه این‌ها ميتواند خشم و بحران و ناکامی را در جامعه کاهش دهد، چراکه خشم ناشی از ناکامی اســت.

     

    برای هر آسیب اجتماعی، بیماری یا اختلالی مثل افسردگی در وهله نخست آموزش مهم اســت. کلید طلایی این کار آموزش و سپس مشارکت مردم اســت و دولت هر اندازه هم در این زمینه هزینه کرده و کمک کننده باشد، باز این مردم هستند که باید از طبیعت و جنگل محافظت کنند، خشم خود را کنترل کرده و با افراد جامعه درست رفتار کنند، حقوق زنان را رعایت کنند، قوانین رانندگی را زیر پا نگذارند و ترافیک ایجاد نکنند، این موارد چیزی نیست که دولت در آن نقش خیلی مهمی داشته باشد. امیدوارم با مدیریت صحیح، آموزش، مشارکت مردم، جلوگیری از موازی کاری در سال‌های آینده شاهد کاهش قابل ملاحظه آمار افسردگی و تبعات آن مثل خودکشی و طلاق باشیم.

     

    این روز‌ها با ورود شبکه‌های اجتماعی در زندگی مان و نقش پررنگ آن‌ها در زمینه‌های مختلف، شاهدیم که هر فردی عضو چند کانال و گروه اســت تا از قافله خبررسانی جا نماند. آیا ضرورت دارد که همه افراد درباره همه رویداد‌های جهانی آگاهی داشته باشند؟ اصلا آگاهی از این حجم از اطلاعات چه سودی ميتواند برای ما داشته باشد؟

     

    پاسخ سوال در خود سوال مستتر اســت؛ برای مثال لازم نیست یک خیاط همه مشکلات پزشکان را بداند با یک پزشک از همه مشکلات نانوا‌ها باخبر باشد یا یک نانوا همه مشکلات مهندسان را بداند و همه از مشکلات یکدیگر مطلع باشند. کمتر اســت در زمینه‌های تخصصی خودمان اطلاعات داشته باشیم. این که ما در شبکه‌های مجازی پیگیر هر چیزی باشیم، نه تنها ضرورت ندارد بلکه اجتناب از آن ضرورت دارد. موضوعات مطرح شده به صورت اطلاعات اســت و به سطح تحلیل نميرسد، شما حجم زیادی از اطلاعات را دارید، بدون این که آن‌ها را تحلیل کنید.

     

    به فرض قیمت دلار، سکه و گوشت و نخود و لوبیا بالا رفته یا این که ترامپ تهدید کرده اســت، خب این اطلاعات به من داده شد، حالا چه تحلیلی ارائه ميشود؟ این اخبار تحلیل نیست، تهدید اســت، ما را ناامید و زندگی را تلخ‌تر ميکند. آگاهی از مسائل خوب اســت، به شرط این که تحلیل درستی پشت آن باشد. وقتی نميتوانیم مسئله‌ای را تحلیل کنیم، از آن آگاه نباشیم بهتر اســت.

     

    پس این جا نقش رسانه‌ها مطرح ميشود که باید غربالگری داشته باشند؟

     

    رسانه‌ها هر خبری که ميدهند باید تحلیل مناسبی نیز ارائه دهند؛ نه از زبان یک نفر، بلکه از زبان گروه‌های مختلف. موافقان و مخالفان باید نظرشان را مطرح کنند. ما اگر تریبون‌های آزاد تحلیل کننده و نه تشدید کننده داشته باشیم، شک نکنید اتهام زنی در جامعه کاهش پیدا ميکند. مردم به جای رسانه معتبر، به اخبار کذب و سطحی شبکه‌های اجتماعی رو ميآوردند و بی اعتمادی تشدید ميشود.

     

    چرا دنبال اخبار قتل، تجاوز، خودکشی و… ميرویم؟

     

    اصولا یکسری کلیدواژه در اخبار شنیداری و دیداری بیشتر توجه ما را جلب ميکند، مثل سرطان، خودکشی، مرگ. این موضوع از منظر روانشناختی چگونه تبیین ميشود؟

     

    هر نوع خبر، فعل، تفکر یا اندیشه‌ای که ارائه ميشود اگر حاوی آموزش، مشارکت، وحدت و همگرایی مردم نباشد، باید آن را دور انداخت. صرفا اعلام خبر تعداد افراد مبتلا به سرطان یا نوع خودکشی مردم کمکی به ما ميکند. این جاســت که دوباره به نقش غربالگری و قوه تحلیلی رسانه‌ها باید تاکید کرد.

     

    شما در مطبتان با تغییر تعداد مراجعان در سال‌های اخیر مواجه شده اید؟

     

    متاسفانه شرایط موجود مراجعه به مطب‌های روانپزشکی را افزایش داده اســت. از مسئولان و افرادی که ذینفع هستند، ميخواهم مردم را نترسانند و برایشان هیجان‌های کاذب ایجاد نکنند که این امر فقط و فقط مطب‌های روانپزشکی را پر ميکند.

     

    بیکاری، اعتیاد، نداشتن خانه، بحث ارز و گرانی و … همه این موارد منجر به اضطراب و افسردگی در افراد ميشود که برای درمان به ما مراجعه ميکنند. امیدوارم کشور بحران را پشت سر بگذارد. مردم نیز با آگاهی در فضای رسانه‌ای حضور داشته باشند و از هر آنچه زمینه تشویش و اضطراب را در آن‌ها ایجاد ميکند، دوری کنند.

     

     

  • مطالب پربازدید