پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک ۹۸

    مجموعه : مطالب خواندنی و جالب

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک ۹۸

    اگر دنبال بهترین و جدیدترین اسم های دخترانه سال هستید ما لیست کامل و بلندبالایی برای شما در ادامه قرار داده ایم که می توانید بخوانید و اسم مورد نظرتان را انتخاب کنید.

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98

    دقت داشته باشید که : 

    برخی از اسامی ممکن است هم دخترانه و هم پسرانه باشد.

    برخی از اسامی با یک شکل نوشتاری یکسان و با تلفظ متفاوت معنای متفاوتی دارند.

    برخی از اسامی با شکل نوشتاری و تلفظ یکسان، در فرهنگ و ریشه متفاوت دارای معنای متفاوتی هستند.

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98

    اسامی دخترانه زیبا و باکلاس به ترتیب حروف الفبا:

    اَنوشا
    معنی: بیمرگ و جاویدان
    ریشه: فارسی
    اُلگا
    معنی: اولین قدیسه‌ی روسی، همسر و نایب
    ریشه: یونانی
    اِلسانا
    معنی: مثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان
    ریشه: ترکی
    اِلناز
    معنی: مایه افتخار ایل، باعث فخر و تفاخر شهر و ولایت؛ موجب نعمت و رفاه و آسایش
    ریشه: ترکی
    اِلیکا
    معنی: هِل، دانه‌ی معطر گیاهی از تیره‌ی زنجبیل‌ها
    ریشه: سنسکریت
    اِلینا
    معنی: نیکویی و نعمت برای ما
    ریشه: عربی
    ایپک
    معنی: ابریشم، حریر، ابریشمی
    ریشه: ترکی
    آتریسا
    معنی: آذرگون مانند آتش، دختری با چهره‌ای زیبا و برافروخته
    ریشه: فارسی
    آترین
    معنی: آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی
    ریشه: فارسی
    آتنا
    معنی: در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش و صنعت
    ریشه: فرانسوی
    آتوسا
    معنی: نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی و به معنی قدرت و توانمندی است. اسم ریشه یونانی دارد اما از گذشته دور در فرهنگ ایرانی بوده است.
    ریشه: یونانی
    آدرینا
    معنی: آتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین
    ریشه: فارسی
    آدنیس
    معنی: آدونیس،‌ گلی به زرد و قرمز رنگ که موقع تابش خورشید باز می‌شود.
    ریشه: فنیقی
    آراگل
    معنی: آراینده گلها، زیبا کننده گلها
    ریشه: فارسی
    آرالیا
    معنی: نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی و درختچه‌ای که بعضی از آنها زینتی‌اند.
    ریشه: انگلیسی
    آرشیدا
    معنی: بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان (آر به دومعنی به کار می‌رود: اول مخفف آریایی و دیگری مخفف آرا به معنای آراینده)
    ریشه: فارسی
    آرمانا
    معنی: امیدوار، آرزومند
    ریشه: فارسی
    آرمیتا
    معنی: الهه نعمت، آرامش یافته
    ریشه: اوستایی – پهلوی
    آرمیس
    معنی: روشن، پاک و جاودان، نام پسر زئوس و مایا
    ریشه: فارسی
    آرمینا
    معنی: دختر همیشه پیروز، بانوی مقتدر، الهه زیبایی
    ریشه: فارسی
    آرنیکا
    معنی: آریایی نیک خو
    ریشه: فارسی
    آروشا
    معنی: درخشان، نورانی، باهوش، نام دختر داریوش سوم
    ریشه: فارسی
    آریانا
    معنی: منسوب به آریا، آریایی، نام قدیم ایران
    ریشه: فارسی
    آریسان
    معنی: مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است.
    ریشه: فارسی
    آسو
    معنی: شفق، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می‌کنند.
    ریشه: کردی
    آلما
    معنی: سیب، کنایه از زیبایی
    ریشه: ترکی
    آناشید
    معنی: مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر
    ریشه: فارسی
    آناهید
    معنی: آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه‌ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
    ریشه: فارسی
    آوین
    معنی: عشق
    ریشه: کردی
    آوینا
    معنی: عشق
    ریشه: کردی
    آیسان
    معنی: آی (ترکی) + سان ( فارسی) زیبا، مانند ماه
    ریشه: فارسی – ترکی
    آیشن
    معنی: مثل ماه، در زیبایی همانند ماه، شبیه ماه، (در مجاز زیبا)، ماهورا، زیبا رو
    ریشه: ترکی
    آیناز
    معنی: آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
    ریشه: فارسی – ترکی

    اسم دختر با کلاس، عکس دختر بچه با کلاس، عکس دختراسم دختر با کلاس
    باران
    معنی: قطره‌های آب که بر اثر مایع شدن بخار آبِ موجود در جو زمین ایجاد می‌شود؛ (در عرفان) باران کنایه ازفیض حق تعالی و رحمت اوست. غلبه عنایات را نیز که در احوال سالک حاصل شود از فَرَح و تَرَح باران گویند.
    ریشه: فارسی
    بنیتا
    معنی: دختر بی همتای من
    ریشه: فارسی
    بهار
    معنی: فصل اول سال؛ گیاهی زینتی؛ (به مجاز) دوره‌ی شادابی هر چیز؛ (به مجاز) سبزه و علف؛ (در موسیقی ایرانی) یکی از دستگاهها یا ادوار؛ در سنسکریت بتخانه و بتکده
    ریشه: فارسی
    بهارناز
    معنی: موجب فخر و نازش بهار
    ریشه: فارسی
    بهدیس
    معنی: مانند به (به میوه‌ای خوش عطر و بو)
    ریشه: فارسی

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98
    بیتا
    معنی: بی‌مانند، بی‌همتا، یکتا
    ریشه: فارسی
    پَرَند
    معنی: پروین، در قدیم نوعی پارچه‌ی ابریشمیِ ساده و بدون نقش و نگار، حریر ساده؛ گروهی از گیاهان
    ریشه: فارسی
    پَرَندیس
    معنی: (پَرَن + دیس (پسوند شباهت))، شبیه به پَرَن؛ زیبارو، نرم و لطیف چون پرند
    ریشه: فارسی
    پَرنیا
    معنی: هم معنی پرنیان
    ریشه: فارسی
    پَرنیان
    معنی: پارچه‌ای ابریشمی دارای نقش و نگار؛ نوعی پارچه‌ی حریر که برای نوشتن به کار می‌بردند؛ پرده‌ی نقاشی.
    ریشه: فارسی
    پَریوش
    معنی: (پری + وش (پسوند شباهت))، مانند پری در زیبایی
    ریشه: فارسی
    پادمیرا
    معنی: جاویدان، نگهبان مهر، نگهدارنده عشق
    ریشه: فارسی
    پادینا
    معنی: در گویش همدانی به گل پونه یا پودینه گفته می‌شود.
    ریشه: فارسی
    پارمیدا
    معنی: پارامیدا، پارامیس، پرمیس
    ریشه: فارسی
    پانته‌آ
    معنی: زن زیبایی از اهالی شوش که زیباترین زن آسیا به شمار میرفت؛ از اسامی باستانی.
    ریشه: فارسی
    پانیذ
    معنی: پانید، قند مکرر، شکر، شکر برگ، شکر قلم، نوعی از حلوا که از شکر و روغن بادام تلخ و خمیر می‌ساختند.
    ریشه: فارسی
    پاییز
    معنی: هنگام پاییز، برگ ریزان، مجازا دختر زیبا رو
    ریشه: فارسی
    پرستو
    معنی: پرنده‌ای سیاه و سفید با بال های باریک که مهاجر است.
    ریشه: فارسی
    پرناز
    معنی: مرکب از پر + ناز (زیبا، قشنگ)
    ریشه: فارسی
    پروا
    معنی: ملاحظه، فرصت و زمان پرداختن به کاری، فراغت و آسایش، توجه
    ریشه: فارسی
    پریا
    معنی: زیبا چون پری
    ریشه: فارسی
    پریچهر
    معنی: فرشته رو، زیبا مثل پری؛ زیبارو
    ریشه: فارسی
    پریسان
    معنی: مانند پری، دختری که مثل پری زیبا است، بانویی زیبا چون پری
    ریشه: فارسی
    پریشاد
    معنی: زیبا روی شاد و خرم
    ریشه: فارسی
    پریماه
    معنی: زیبا چون ماه و پری
    ریشه: فارسی
    پریناز
    معنی: دارای ناز و کرشمه‌ای چون پری
    ریشه: فارسی
    پندار
    معنی: فکر و اندیشه
    ریشه: فارسی
    پوپک
    معنی: هدهد، پوپوک
    ریشه: فارسی
    پینار
    معنی: به معنی چشمه، سرچشمه
    ریشه: ترکی

    اسم دختر زیبا و با کلاس، عکس دختر بچه خوشگل اسم دختر خوشگل و با کلاس

    تَرلان
    معنی: مرغی از جنس باز شکاری را گویند؛ (در کردی) به معنی زیبا؛ نام نوعی اسب است.
    ریشه: ترکی
    تَرنّم
    معنی: خواندن شعر، ترانه، و مانند آنها به حالت موسیقایی و معمولًا با صدای پایین، زمزمه کردن یک نغمه؛ آواز، نغمه، سرود.
    ریشه: عربی
    تَندیس
    معنی: مجسمه؛ بت، تصویر برجسته، تمثال؛ (به مجاز) زیباروی.
    ریشه: فارسی
    تُرنج
    معنی: بالنگ؛ طرحی مرکّب از طرح‌های اسلیمی و گل و بوته‌ای که معمولًا در وسط نقش قالی، تذهیب، و مانند آنها به کار می‌رود.
    ریشه: فارسی
    تِلما
    معنی: گندمگون
    ریشه: عربی
    تابان
    معنی: دارای نور و روشنی، درخشان، روشن
    ریشه: فارسی
    تاتیانا
    معنی: تاتینا، پرنده شکاری
    ریشه: فارسی
    تارا
    معنی: ستاره، کوکب، مردمک چشم
    ریشه: فارسی

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98
    تامارا
    معنی: درخت خرما؛ نام عروس یهودا چهارمین پسر حضرت یعقوب(ع)
    ریشه: عبری
    تامیلا
    معنی: از روی امیدواری، امیدوارانه؛ در برخی منابع به معنی بخشنده
    ریشه: عربی
    تبسّم
    معنی: لبخند، خنده‌ی بدون صدا؛ (به مجاز) درخشیدن
    ریشه: عربی
    ترگل
    معنی: گل تازه و شاداب
    ریشه: فارسی
    توتیا
    معنی: از آبزیان دریایی که در بستر دریا زندگی می‌کند؛ گردی که به عنوان سُرمه استفاده می‌کنند.
    ریشه: فارسی
    توسکا
    معنی: توسا، درختی بلند و جنگلی که در مناطق مرطوب و کنار آبها می‌روید.
    ریشه: فارسی
    تیارا
    معنی: تیه در گویش لری به معنای چشم و آرا به معنای آراینده می‌باشد، چشم آرا، زیبا
    ریشه: لری
    تیدا
    معنی: دختر خورشید، زاییده خورشید، دختر زیبارو، مرکب از تی به معنای خورشید و دا به معنای زاییده
    ریشه: اوستایی پهلوی
    تیسا
    معنی: در گویش مازندران خالص
    ریشه: فارسی
    ثَمین
    معنی: گرانبها، قیمتی، گران
    ریشه: عربی
    ثَمینا
    معنی: (ثمین + الف نسبت) منسوب به ثمین، ثمین
    ریشه: عربی
    جانا
    معنی: ای جان، ای عزیز
    ریشه: فارسی
    جانان
    معنی: معشوق، محبوب؛ خوب
    ریشه: فارسی
    جوانه
    معنی: تازه، نو؛ جوان
    ریشه: فارسی
    جیران
    معنی: آهو؛ (به مجاز) معشوقِ زیبا؛ چشمِ زیبا
    ریشه: ترکی
    چکامه
    معنی: شعر به ویژه قصیده
    ریشه: فارسی
    چکاوک
    معنی: پرنده‌ای خوش آواز و کمی بزرگ‌تر از گنجشک که تاج بر سر دارد.
    ریشه: فارسی
    چیستا
    معنی: نام فرشته دانش و معرفت
    ریشه: فارسی
    حریر
    معنی: ابریشم؛ نوعی پارچه ی ابریشمیِ نازک؛ به عنوان نماد هر چیزِ نرم و لطیف
    ریشه: عربی
    حنا
    معنی: گیاهی درختی که گل‌های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام.
    ریشه: عربی
    حورا
    معنی: حور، زن زیبای بهشتی؛ زنِ سفید پوستِ سیاه چشم و موی.
    ریشه: عربی
    حوردیس
    معنی: حور (عربی) + دیس (فارسی) آن که چون حور زیباست.
    ریشه: عربی – فارسی
    حوریا
    معنی: از حوری به معنی فرشته بهشتی می‌آید، آن که چون حور زیباست.
    ریشه: عربی
    خزان
    معنی: نام سومین فصل سال، پس از تابستان و پیش از زمستان، پاییز
    ریشه: فارسی
    خوشیار
    معنی: دوست و یار شاد و شادمان.
    ریشه: فارسی
    خوشین
    معنی: خوش و زیبا
    ریشه: فارسی
    دَریا
    معنی: (در جغرافیا) توده‌ی بسیار بزرگی از آب، دریاچه، (به مجاز) شخص بسیار آگاه و دانشمند، (به مجاز) (در تصوف) حقیقت یا ذات حق.
    ریشه: فارسی
    دُرسا
    معنی: دُر= مروارید، لؤلؤ + سا (پسوند شباهت)، شبیه به دُر؛ (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند.
    ریشه: فارسی
    دُرین
    معنی: دُر + ین (پسوند نسبت)، از دُر، ساخته شده از دُر؛ (به مجاز) گران بها و قیمتی
    ریشه: عربی
    دانژه
    معنی: غنچه گل نیمه باز
    ریشه: کردی
    دایانا
    معنی: (دایا (زر سرخ و طلا) + پسوند اسم سازِ (نا)) به معنی مثل زر سرخ و (به مجاز) زیبا روی، زیبا و گرانمایه مانند زر سرخ، همچنین نام دیگر آناهیتا الهه آب
    ریشه: فارسی
    دریتا
    معنی: در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید
    ریشه: عربی
    درین
    معنی: دُر + ین (پسوند نسبت)، از دُر، ساخته شده از دُر؛ (به مجاز) گران بها و قیمتی
    ریشه: عربی
    دلارام
    معنی: (به مجاز) موجب آرامش خاطر، محبوب، معشوق، با آسودگی خاطر
    ریشه: فارسی
    دل‌آرا
    معنی: موجب آرامش و شادی دیگران؛ محبوب، معشوق، نام همسر دارا (داریوش سوم) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی.
    ریشه: فارسی
    دنیز
    معنی: دریا، بحر
    ریشه: ترکی
    دیانا
    معنی: (اوستایی) نیکی رسان، نیکویی بخش؛ (در اسطورههای رومی) الهه‌ی ماه، جنگلها، جانوران و زایمان، همتای آرتمیس یونانی
    ریشه: فارسی
    دیبا
    معنی: نوعی پارچه‌ی ابریشمی معمولًا رنگین
    ریشه: فارسی

    اسم دختر با کلاس، عکس دختر بچه با خرگوشاسم دختر خوشگل و جدید

    رَسپینا
    معنی: فصل پاییز
    ریشه: فارسی
    رَستا
    معنی: رَستن، رهیدن + ا (پسوند)، رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده
    ریشه: فارسی
    رَها
    معنی: نجات یافته و آزاد، با آزادی، آزادانه، رهایی
    ریشه: فارسی
    رُزا
    معنی: رز
    ریشه: فرانسوی
    رُکسانا
    معنی: روشنک، نام دختر دارا که اسکندر به موجب وصیت دارا او را به ازدواج خود در آورد.
    ریشه: یونانی
    رُومینا
    معنی: زدوده و صیقل کرده شده و جلا داده؛ پاک و پاکیزه کرده
    ریشه: فارسی
    رامونا
    معنی: مظهر عشق، لاتین نگهبان عاقل
    ریشه: فارسی
    رایا
    معنی: اسم دخترانه و پسرانه به معنی آنکه مورد توجه خداوند است، فکر و اندیشه
    ریشه: عبری
    رایان
    معنی: نام کوهی در حجاز در زبان سانسکریت به معنی شاهزادهٔ کوچک است، در هند قدیم به معنای دارای قدرت و در خاورمیانه قدیم به مردان رایان گفته میشد، بسیار باهوش
    ریشه: عربی
    روناک
    معنی: روشن، تابناک
    ریشه: کردی
    رونیکا
    معنی: روی زیبا، زیباروی
    ریشه: فارسی
    رویا
    معنی: رویا، مجموعه‌ای از تصاویر، افکار و احساسات که در حالت خواب بطور غیرارادی از ذهن می‌گذرد، آنچه واقعیت ندارد و فقط در عالم خیال می‌یابد.
    ریشه: عربی
    زُلفا
    معنی: (زلف = موی بلندِ سر، گیسو + الف (پسوند نسبت))، منسوب به زلف؛ (به مجاز) زیبایی زلف معشوق؛ (در عربی، زلفی)
    ریشه: عربی
    زوفا
    معنی: گیاهی پایا و معطر از خانواده نعناع
    ریشه: عربی
    ژالین
    معنی:ئشعله آتش
    ریشه: ترکی
    ژرفا
    معنی: عمیق، عمیق ترین یا دورترین نقطه جایی
    ریشه: فارسی
    ژیکان
    معنی: قطره‌ی باران (به مجاز) زلال و شفاف، زیبا و آرامش بخش
    ریشه: کردی
    ژینا
    معنی: باهوش، نابغه، ژنیک
    ریشه: فرانسه
    ژینوس
    معنی: باهوش، نابغه، ژینا
    ریشه: فرانسه
    سَروناز
    معنی: سرو نورسته، سروی که شاخه‌های آن به هر طرف مایل باشد؛ نام نوایی در موسیقی ایرانی
    ریشه: فارسی
    سَروین
    معنی: شبیه سَرو؛ (در کردی) روسری و چارقد
    ریشه: فارسی
    سَلین
    معنی: سیل مانند؛ نام رودخانه‌ای در آذربایجان
    ریشه: ترکی
    ساتیا
    معنی: از نامهای باستانی
    ریشه: فارسی
    سارا
    معنی: خالص، نام زن حضرت ابراهیم(ع) و مادر اسحاق(ع)
    ریشه: عبری
    سارگل
    معنی: گل زرد
    ریشه: فارسی
    سارینا
    معنی: خالص، پاک
    ریشه: فارسی
    سامینا
    معنی: مانند مینا؛ نام گلی
    ریشه: فارسی
    ساناز
    معنی: نام گلی؛ کمیاب، نادره
    ریشه: ترکی

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98
    سایان
    معنی: منسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی
    ریشه: کردی
    سپینود
    معنی: در شاهنامه دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور
    ریشه: فارسی
    سونیا
    معنی: (سو = نور + نیا) نورِ نیاکان، (در یونانی) خرد و عقل، دختر نور، دختری که در اجتماع رتبه بالایی داشته باشد.
    ریشه: ترکی
    شِیدا
    معنی: عاشق، دلداده؛ آشفته و پریشان
    ریشه: فارسی
    شادگل
    معنی: آن که چون گل شاداب است.
    ریشه: فارسی
    شارونا
    معنی: سرزمین پربار و حاصلخیز
    ریشه: آشوری
    شایلی
    معنی: بی همتا
    ریشه: ترکی
    شکوفا
    معنی: ویژگی گل یا غنچه‌ای که باز شده است، شکفته؛ (به مجاز) با رونق، پیشرفته، رشد یافته
    ریشه: فارسی
    شکیبا
    معنی: صبور، برد بار، باشکیبایی.
    ریشه: فارسی
    شوکا
    معنی: نوعی گوزن بومی اروپا و آسیا؛ در مازندرانی به معنی آهو و غزال.
    ریشه: فارسی
    شهگل
    معنی: بهترین گل، گلِ شاهانه
    ریشه: فارسی
    صُراحی
    معنی: ظرف شراب، ظرف شیشه‌ای شراب؛ شراب زلال؛ در تصوف مقام انس را گویند.
    ریشه: عربی
    صبرا
    معنی: بردباری کردن در برابر سختیها و ناملایمتها، شکیبایی
    ریشه: عربی – فارسی
    صوفیا
    معنی: منسوب به صوفی
    ریشه: عربی – فارسی
    طَراوت
    معنی: تر و تازگی؛ (به مجاز) سامان و رونق
    ریشه: عربی
    طیلا
    معنی: می پخته شده، شرابی که از جوشاندن فشرده انگور، مویز، یا خرما به دست می‌آید.
    ریشه: عربی
    عسل
    معنی: مایعی خوراکی که زنبور عسل می‌سازد، بسیار شیرین و دوست داشتنی
    ریشه: عربی
    غَزل
    معنی: نوعی شعر، شعر عاشقانه؛ در موسیقی ایرانی هر نوع سخن آهنگین که به آواز یا همراه سازها خوانده می‌شده است.
    ریشه: عربی
    فاطیما
    معنی: فاتیما
    ریشه: عربی
    فرانک
    معنی: پروانه، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر برزین و زن بهرام گور، نام مادر فریدون پادشاه پیشدادی و همسر آبتین
    ریشه: فارسی
    فرگل
    معنی: دارای شکوه و زیبایی گل
    ریشه: فارسی
    فرمهر
    معنی: کسی که شکوه و عظمتی چون خورشید دارد. اسم دختر
    ریشه: فارسی
    فریال
    معنی: دارای اندام و هیکل باشکوه، قوی و باشکوه، مرکب از فر (شکوه) + یال (گردن، بالای بازو)
    ریشه: فارسی
    فلورا
    معنی: فلوریا، در رم باستان، الهه گل ها و بارآوری
    ریشه: لاتین
    کاترین
    معنی: پاک، بی آلایش
    ریشه: فرانسه
    کارولین
    معنی: نام ناحیه ای در آمریکای شمالی
    ریشه: فرانسه
    کاملیا
    معنی: گلی درشت و زیبا سفید و صورتی رنگ که در بهار ظاهر می شود.
    ریشه: فرانسه
    کامیلا
    معنی: محافظ معبد، نام دختری جنگجو در افسانه تروا اسم دختر
    ریشه: لاتین
    کیارا
    معنی: اندوه و ملالت، میل شدید به خوردن انواع خوردنی جات
    ریشه: فارسی
    کیانا
    معنی: طبیعت
    ریشه: سریانی
    کیمیا
    معنی: اکسیر، هر چیز نایاب و دست نیافتنی، افسون
    ریشه: فارسی
    کیناز
    معنی: به کسر کاف، موجب افتخار پادشاه، دختری که پادشاه نازکش اوست، بانویی که در بین بزرگان عزیز است.
    ریشه: فارسی
    گلاره
    معنی: مردمک چشم، به معنی هر دو چشم هم بکار می‌رود.
    ریشه: کردی
    گلاسا
    معنی: مانند گل، مرکب از گل و پسوند مشابهت
    ریشه: فارسی
    گلسان
    معنی: گلسا، مانند گل
    ریشه: فارسی
    گلوریا
    معنی: فرانسه از لاتین، مجلل، بزرگ، سرافراز
    ریشه: لاتین
    گندم
    معنی: دانه خوراکی غنی از نشاسته
    ریشه: اوستایی – پهلوی
    لامیا
    معنی: نام شهری است از تسالی این شهر نام خود را به جنگ «لامیاک» که میان یونان و مقدونیه پس از مرگ اسکندر (۳۲۳) درگرفت داده است امروز لامیا شهری است نزدیک خلیج لامیا
    ریشه: عبری
    لنیا
    معنی: (فارسی- سنسکریت) دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن (سنسکریت) + ی نسبت (فارسی) + الف تانیث
    ریشه: سنسکریت
    لیانا
    معنی: بانوی درخشان و زیباروی، مرکب از لیان به معنای درخشان و الف تأنیث
    ریشه: فارسی
    لیدا
    معنی: خانم، بانوی گرامی
    ریشه: لاتین
    لیندا
    معنی: قشنگ، زیبا
    ریشه: لاتین

    اسم دختر با کلاس، عکس نوزاد دختراسم دختر باکلاس و جدید
    مَهشید
    معنی: پرتو ماه، ماهتاب
    ریشه: فارسی
    مَهگل
    معنی: (مَه = ماه + گل)، ۱- گلِ ماه؛ ۲- (به مجاز) زیبارو
    ریشه: فارسی
    مِهرسا
    معنی: (مهر = خورشید + سا (پسوند شباهت))، مثل خورشید؛ (به مجاز) زیبارو
    ریشه: فارسی
    مِهرنیا
    معنی: (مهر = مهربانی، محبت + نیا)، از نژادِ مهربانان؛ ۲-(به مجاز) مهربان و با محبت
    ریشه: فارسی
    ماتیسا
    معنی: ماهتیسا، در گویش مازندران ماه تنها
    ریشه: فارسی
    ماریا
    معنی: مریم، ماریا نوعی گشتار آوا شناختی از مریم در زبان‌های اسپانیایی و آسیایی است.
    ریشه: عبری
    مانِلی
    معنی: پری دریایی برایم بمان (بمان به نام علی، امام اول شیعیان)، در گویش مازندران بمان برایم، نامی دخترانه در شمال ایران، نام پسری در شعری از نیما یوشیج
    ریشه: فارسی
    مانا
    معنی: (دخترانه و پسرانه) ماندنی، پایدار؛ (در پهلوی) مانند و مانند بودن
    ریشه: فارسی
    مانیا
    معنی: (پسرانه و دخترانه) (در پارسی باستان) خانه، سرای، (در پهلوی) برابر با واژه ی مان به معنی خانه و مسکن، معرب از یونانی، دیوانگی، جنون
    ریشه: یونانی
    ماهک
    معنی: خوبروی کوچک، معشوقک زیباروی و یا خوبروی دوست داشتنی
    ریشه: فارسی
    ماهناز
    معنی: (ماه + ناز = قشنگ، زیبا) ماهروی زیبا
    ریشه: فارسی
    مرسانا
    معنی: هدیه خداوند
    ریشه: عبری
    ملیکا
    معنی: گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده‌ی گندمیان که خودرو هستند. معشوقه زئوس
    ریشه: یونانی
    مونا
    معنی: تک، یکتا، در متون ایران باستان به مُحبَّت هم معنا شده است، گل یاس، امید
    ریشه: عربی
    مهرآنا
    معنی: (مهر = محبت و دوستی، مهربانی + آنا (ترکی)= مادر)، مهربانی و محبت و دوستی مادر؛ (به مجاز) مهربان و بامحبت
    ریشه: فارسی
    مهسان
    معنی: مهسا، مانند ماه، زیبا
    ریشه: فارسی
    مهستا
    معنی: (مهست = بزرگترین، مهمترین + ا (پسوند نسبت))، (به مجاز) دختر بزرگتر و مهمتر؛ دارای قدر و مرتبه ی عالی.
    ریشه: فارسی
    میترا
    معنی: مهر، خورشید؛ پیمان؛ مهر
    ریشه: اوستایی – پهلوی
    نادیا
    معنی: امید، آرزو
    ریشه: فرانسوی
    نارمیلا
    معنی: (ترکی- فارسی) شکوفه، غنچه، خصوصا شکوفه گل انار
    ریشه: فارسی
    نارینا
    معنی: دختر ظریف، بانوی تر و تازه، همچنین دختر بر افروخته و آتشین
    ریشه: فارسی – عربی
    نازلی
    معنی: ناز (فارسی) + لی (ترکی) دارای ناز و عشوه
    ریشه: فارسی
    نانسی
    معنی: نام شهری در فرانسه
    ریشه: فرانسوی
    نایریکا
    معنی: برگزیده، پسندیده، از اسامی قدیمی ایرانی
    ریشه: فارسی
    نکیسا
    معنی: نام موسیقیدان مشهور در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی
    ریشه: فارسی
    نگار
    معنی: نقش، تصویر، زیور، زینت، دختر یا زن زیباروی
    ریشه: فارسی
    نگین
    معنی: سنگ قیمتی و زینتی که بر روی انگشتر، گوشواره، و جز آنها کار می‌گذارند.
    ریشه: فارسی
    نگینا
    معنی: موسیقی، آواز
    ریشه: عبری

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98
    نوا
    معنی: صدای آهنگین، نغمه،آواز، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی
    ریشه: فارسی
    نورا
    معنی: نور (عربی) + ا (فارسی)، مؤنث انور درخشان، تابان
    ریشه: فارسی – عربی
    نوژان
    معنی: درخت صنوبر و کاج
    ریشه: فارسی
    نوشاد
    معنی: نام شهری که زیبارویان آن معروف بوده‌اند.
    ریشه: فارسی
    نوشین
    معنی: شیرین، خوشایند، دلپذیر، گوارا، خوش گوار
    ریشه: فارسی
    نونا
    معنی: برج حوت، نام مادر ابراهیم(ع)
    ریشه: سریانی
    نیکا
    معنی: چه خوب است، خوشا، نام رودی در شمال ایران
    ریشه: فارسی
    نیکو
    معنی: خوب، زیبا
    ریشه: فارسی
    نیکی
    معنی: خوب بودن، خوبی، نیکوکاری، احسان
    ریشه: فارسی
    نینا
    معنی: زیبایی، خوش اندامی و ظرافت
    ریشه: عبری
    نیوشا
    معنی: شنوا، شنونده
    ریشه: فارسی
    وانیا
    معنی: هدیه با شکوه خداوند
    ریشه: فارسی
    ورونیکا
    معنی: نام تیره‌ای از گیاهان که پوپک از آن دسته است.
    ریشه: فارسی
    وناز
    معنی: با وقار، متین
    ریشه: کردی
    ونوس
    معنی: الهه زیبایی یونان، ستاره زهره
    ریشه: فرانسوی
    ونوش
    معنی: گل بنفشه
    ریشه: کردی
    ویانا
    معنی: فرزانگی، بخردی، دانایی
    ریشه: اوستایی پهلوی
    ویدا
    معنی: آشکار و هویدا
    ریشه: فارسی
    ویشکا
    معنی: نام روستایی نزدیک رشت
    ریشه: فارسی
    وینا
    معنی: رنگارنگ، همچنین روشن و آشکار
    ریشه: فارسی
    ویونا
    معنی: منسوب به وَیو، (به مجاز) عروس، دختری که عروس شده، نام روستایی در نزدیکی کاشان
    ریشه: فارسی
    هانا
    معنی: پناه، نفس، امید، فریاد
    ریشه: فارسی
    هلما
    معنی: معنی اسم را در این قسمت بنویسید خیلی صبور
    ریشه: عربی
    هلن
    معنی: فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد.
    ریشه: یونانی
    هلنا
    معنی: هلن
    ریشه: یونانی

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98
    هلیا
    معنی: خورشید
    ریشه: یونانی
    هلینا
    معنی: هلن، فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد.
    ریشه: یونانی
    هورناز
    معنی: خورشید زیبا
    ریشه: فارسی
    هیلدا
    معنی: نیرومند، قوی
    ریشه: لاتین
    یافا
    معنی: زیبایی، جمال، نام شهری قدیمی در ساحل مدیترانه
    ریشه: عبری
    یسنا
    معنی: پرستش، بخشی از اوستا
    ریشه: فارسی
    یگانه
    معنی: صمیمی، همدل، یکرنگ، بی همتا، بی نظیر، تنها و منحصر به فرد
    ریشه: فارسی
    لنا
    معنی: نصیب و بهره
    ریشه: عربی
    یارا
    معنی: (دخترانه و پسرانه) توانایی، قدرت
    ریشه: فارسی

    اسم دختر جدید و باکلاس | اسم دختر تک 98

    آمارهای سازمان ثبت احوال نشان می‌دهد که در قرن اخیر مردم ایران گرایش های متناسبی نسبت به انتخاب اسامی مذهبی و ایرانی داشته اند. پربسامدترین اسامی دختران و پسران از سال ۱۲۹۷ که از آن زمان اداره سجل یا ثبت احوال کنونی شروع به کار کرده است تا پایان دهه‌ی اخیر منتشر شده است. در این نوشتار با ۱۲۵ اسم دخترانه آشنا خواهید شد که محبوبترین و پرطرفدارترین اسامی دخترانه در یک صد سال گذشته بوده اند. این نوشتار از چند فهرست مجزا برای چند سال و چند دوره شکل گرفته است.

     

    به علاوه تعداد اسامی مندرج در این فهرست ها متفاوت است. به دلیل نبود آمار تجمعی امکان تهیه ی فهرست واحد وجود نداشته است. بنابراین در بعضی فهرست ها شاهد تکرار اسامی هستیم . این طبیعی است چون بعضی از اسامی در این یک صد سال گذشته صرف نظر از تغییرات فرهنگی و اجتماعی گسترده در ایران کماکان مقام و جایگاه خود را حفظ کرده اند. این نام ها قطعا در بین زنان موفق ایران زمین بسیار پربسامد بوده اند و هستند و بی تردید نماد نام گذاری درست و نیز موفقیت و اعتماد به نفس دارندگانشان بوده اند و هستند.

     

    در این فهرست ها دو فهرست آخر به ترتیب به۱۰۰ محبوبترین اسم دخترانه( ایرانی و غیرایرانی) و ۲۰ محبوب ترین اسم دخترانه ایرانی

     

    – فارسی اصیل از ۱۲۹ تا ۱۳۸۰ اختصاص دارد.

    ۱. پرطرفدارترین و بهترین اسم دختر در سال ۱۳۹۶

    سازمان ثبت احوال کشور پر طرفدارترین اسامی نوزادان دختر در سال ۹۶ توسط خانواده ها را اعلام کرد و با بیان اینکه والدین نوزادان همچون آمارهای موجود سال قبل نام های امیر علی و فاطمه را به عنوان بهترین نام برای فرزندانشان انتخاب می کنند، ۱۰ اسم منتخب دخترانه از سوی والدین برای نوزادانشان در سال ۹۶ به این صورت اعلام شد:

    ۱. فاطمه
    ۲. زهرا
    ۳. حلما
    ۴. یسنا
    ۵. زینب
    ۶.نازنین زهرا
    ۷. رها
    ۸. آوا
    ۹. باران
    ۱۰. ریحانه

     

    ۲. پرطرفدارترین و بهترین اسم دختر سال ۱۳۹۵

    هم چنین در سال ۱۳۹۵ پرطرفدارترین و بهترین اسم نوزاد دختر به ترتیب به شرح زیر از سوی بیمارستان ها و سازمان ثبت احوال اعلام شده است.

    ۱. فاطمه
    ۲. زهرا
    ۳. نازنین زهرا
    ۴. حلما
    ۵. باران
    ۶. یسنا
    ۷. ریحانه
    ۸. زینب
    ۹. النا
    ۱۰. آوا

     

    ۳. پرطرفدارترین و بهترین اسم دختر سال ۱۳۹۴

    در ۱۳۹۴ خانواده های ایرانی ترجیح دادند ۵ اسم دخترانه زیر را بیش از سایر اسامی روی نوزادان دختر بگذارند.

    ۱. فاطمه
    ۲. زهرا
    ۳. نازنین زهرا
    ۴. یسنا
    ۵. باران

     

    ۴. پرطرفدارترین و بهترین اسم دختر از ۱۳۸۰ تا پایان ۱۳۹۳

    برای اجتناب از طولانی شدن این مطلب ناگزیر این فهرست را در این جا نمی آوریم. برای آگاهی ۱۰۰ اسم دختر منتخب مردم در بازه زمانی می توانید به سامانه فراوانی ۱۰۰ نام اول دختران و پسران را از سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۳۹۳ مراجعه کنید.

     

    ۵. پرطرفدارترین و بهترین اسم دختر از ۱۲۹۷ تا پایان ۱۳۸۰

    همان گونه که در بالا اشاره شد بر پايه تحقیقی که توسط سازمان ثبت احوال كشور انجام شده و در كتابي به نام تأثير وقايع بر نامگذاری ايرانيان به چاپ رسیده است اسامی محمد ، علی، حسین، مهدی، حسن، رضا، احمد، محمدرضا، عباس و علیرضا ده نام برگزیده پسران و نام های :فاطمه، زهرا، مریم، معصومه، سکینه، زینب، رقیه، خدیجه، لیلا و سمیه ده نام برگزیده دختران ایرانی در یکصد سال اخیر است. در زیر دو فهرست الف و ب آمده است. فهرست اولی یا الف حاوی ۱۰۰ محبوب ترین اسم دختر در دوره مذکور است و فهرست دومی یا ب دربدارنده ۲۰ اسم دختر ایرانی اصیل است که از فهرست اول به دست آمده است.

     

    الف ۱۰۰ پرطرفدارترین و محبوب ترین اسم دختر

    فهرست زیر حاوی ۱۰۰ اسم دختر محبوب از ۱۲۹۷ تا ۱۳۸۰ بنابر آمارهای سازمان ثبت احوال کشور است. این فهرست ۸۴ ساله نشان می دهد از زمات تاسیس این سازمان تا ۱۳۸۰ ما ایرانیان به ۱۰۰ اسم دختر زیر به عنوان برترین اسامی دخترانه رای دادیم.

     

    ۱ فاطمه

    معنی فاطمه: در لغت و اصطلاح عرب به زنی گفته می شود که فرزند خود را از شیر باز گرفته است. فاطمه نام دختر پیامبر اسلام (ص) است که فرمود :دخترم را از آن جهت فاطمه گویند که: «ان الله عزوجل فطمها و فطم من احبها من النار» همانا خداوند متعال او و کسانی که او را دوست دارند از آتش جهنم باز می دارد . رانده شده از آتش.

     

    ۲ زهرا

    معنی زهرا: روشن و درخشان، (در اعلام) لقب حضرت فاطمه (س) . زهرا مؤنث «ازهر» به معنای روشن و درخشان است . همچنین زهراء مأخوذ از «زهره» به معنی سفید و نورانی است . زهرا، لقب حضرت فاطمه سکینه ( س) است. زیرا هر وقت آن حضرت در محراب خود به نماز قامت بر می افراشت نور او فضای عرش را روشن می کرد بطوریکه اهل آسمان نور مبارک او را تماشا می کردند .

     

    ۳ مریم

    معنی مریم: گل سفید خوشه ای خوشبو و دارای عطر با دوام، اصل این گیاه را از ایران میدانند که از اینجا به دیگر نقاط دنیا برده شده است. این گیاه علفی و دارای گلهای سفید زیبائی است و عطر مطبوعی دارد. هر زن پارسا که حدیث مردان را دوست دارد

     

    ۴ معصومه

    معنی معصومه: پاک، بی گناه، با عصمت، عصمت پرست، پاک دامن

     

    ۵ سکینه

    معنی سکینه: نامی است دخترانه به معنای آرام، آرامش، طمانینه، قرار، آرامش خاطر، سکنیت، وقار

     

    ۶ زینب

    معنی زینب: زینب در لغت به معنی زین ،آراستن وآرایش و خوبی است و نیز به معنی درختی خوش منظره و زیباست. زینب کبری نام دختر امیر المومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) است که از زنان فاضل و عالم و مفسر قرآن کریم و عقیله بنی هاشم به حساب می آید . درختی است خوش منظر و خوشبوی، پاکیزگی بشره.

     

    ۷ رقیه

    معنی رقیه: به معنی دعا، تعویذ، (در اعلام) یکی از چهار دختر پیغمبر اسلام (ص) از خدیجه، دختر امام حسین (ع )،سحر و افسون، نام یکی از چهار دختر پیامبر (ص) از خدیجه

     

    ۸ خدیجه

    معنی خدیجه: مولودِ پیش از اتمام ماههای بارداری، ولادت قبل از موعِد، (در اعلام) نام همسر پیامبر اکرم (ص) و مادر حضرت فاطمه (س) و نیز نام دختر علی بن ابی طالب (ع) – نام همسر پیامبر (ص)

     

    ۹ لیلا

    معنی لیلا: شب طولانی، لاله ی سرخی که به شکل جام است

     

    ۱۰ سمیه

    معنی سمیه: صدای خوش، اوازی که در آن خیر باشد، نام مادر عمار یاسر که از اصحاب پیامبر (ص) بود

     

    ۱۱ مرضیه

    معنی مرضیه: کسی که خدا از او راضی باشد – پسندیده، مرضی

     

    ۱۲ صدیقه

    معنی صدیقه: (مؤنث صدیق )، صدیق، (در اعلام) لقب حضرت فاطمه (س) و لقب حضرت مریم مادر حضرت عیسی (ع) – مؤنث صدیق، بسیار راستگو و درستکار، لقب عایشه همسر پیمابر (ص) و لقب مریم (ع)

     

    ۱۳ کبری

    معنی کبری: (مؤنث اکبر )، بزرگ، کبیر، بزرگتر، اکبر، (در اعلام) لقب زینب کبری (س) دختر حضرت علی (ع) – کبرا، بزرگ، کبیر

     

    ۱۴ طاهره

    معنی طاهره: پاکدامن، عفیفه، محصنه، مطهره

     

    ۱۵ صغری

    معنی صغری: (مؤنث اصغر )، کوچک، کوچکتر، (در اعلام) (فاطمه ی صغری) دختر علی بن ابی طالب (ع) – مؤنث اصغر، زن کوچک تر و هر شیء مؤنث که کوچک باشد

     

    ۱۶ اعظم

    معنی اعظم: بزرگ، بزرگتر، بزرگترین، بزرگوار، بزرگوارتر، از صفات خدوند – بزرگوارتر، بزرگ تر

     

    ۱۷ زهره

    معنی زهره: ناهید، ونوس، در نزد قدما زهره نماد نوازندگی و خنیاگری است

     

    ۱۸ اکرم

    معنی اکرم: گرامی تر، آزادتر، جوانمردتر، بزرگتر، بزرگوار، گرامی، از نام های خداوند – بزرگوار، گرامی

     

    ۱۹ ربابه

    معنی ربابه: اسمی دخترانه و عربی رباب – نام سازی است

     

    ۲۰ شهربانو

    معنی شهربانو: همسر پادشاه، ملکه، (در اعلام) نام یکی از سه دختر یزدگرد که امیرالمومنین (ع) او را به پسرش امام حسین (ع) داد – ملکه، بانوی شهر، نام یکی از دختران یزدگرد پادشاه ساسانی و همسر حسین (ع)

     

    ۲۱ الهام

    معنی الهام: مکاشفه، وحی، القا- در دل افکندن، فرتابی

     

    ۲۲ بتول

    معنی بتول: کسی که از دنیا منقطع شده است و به خدا پیوسته است، زن بریده از دنیا برای خدا، (در اعلام) لقب حضرت فاطمه (ع) – پاکدامن، پارسا، لقب فاطمه (س) و مریم (ع)

     

    ۲۳ هاجر

    معنی هاجر: به معنی ‘ فرار ‘، (در اعلام) همسر حضرت ابراهیم خلیل (ع) و مادر اسماعیل (ع) ]هاجر در ادبیاتِ یهود نشانه ی بندگی در شریعت است[ – معرب از عبری فرارکننده، مهاجرت کننده، نام مادر اسماعیل و همسر ابراهیم (ع)

     

    ۲۴ نرگس

    معنی نرگس: گلی سفید و کوچک و خوشبو، کنایه از چشم معشوق

     

    ۲۵ طیبه

    معنی طیبه: (مؤنث طیب )، طیب – مؤنث طیب، پاک، مطهر، پاکیزه

     

    ۲۶ محبوبه

    معنی محبوبه: نام گیاهی (محبوبه ی شب )، محبوب (زن )، معشوق، معشوقه، محبوب، + نک محبوب – مؤنث محبوب، دوست داشتنی، مورد محبت

     

    ۲۷ آمنه

    معنی آمنه: (مؤنث آمن) ایمن و بی خوف، در امن و امان، (در اعلام) نام مادر حضرت رسول اکرم (ص) – نام مادر پیامبر (ص )، مونث آمن به معنای بانوی نترس، زن دلیر، خانم استوار

     

    ۲۸ فریده

    معنی فریده: (مؤنث فرید )- ا ز نام های زنان . در فارسی به معنی : مغرور، متکبر.

     

    ۲۹ فریبا

    معنی فریبا: بسیار زیبا، دل پسند و خوشایند، (در قدیم) به معنای فریفته – بسیار زیبا، دلپسند و خوشایند

     

    ۳۰ راضیه

    معنی راضیه: پسندیده، خوش، خشنود، از القاب فاطمه زهرا (س) – خشنود، خرسند

     

    ۳۱ مهناز

    معنی مهناز: زیبای نازنین – آن که چون ماه ناز و زیبا است، آن که به ماه ناز و فخر می فروشد

     

    ۳۲ نسرین

    معنی نسرین: نام گلی است معروف و آن سفید و کوچک و صدبرگ می باشد وآن دو نوع است یکی را گل مشکین می گویند و دیگری را گلنسرین. صورتِ معشوق

     

    ۳۳ عصمت

    معنی عصمت: پارسایی، پاکدامنی، پاکی، عفت، ناموس، نجابت، بازداشتن، منع

     

    ۳۴ حمیده

    معنی حمیده: شایسته، پسندیده، ستوده

     

    ۳۵ فرزانه

    معنی فرزانه: بخرد، حکیم، خردمند، دانا، عاقل، هوشمند

     

    ۳۶ سمیرا

    معنی سمیرا: زن گندمگون، شمیرا، سمیرا ترجمه ‘ مهین بانو’ است

     

    ۳۷ فرشته

    معنی فرشته: جبرئیل، سروش، ملک، ایزد، پری

     

    ۳۸ پروین

    معنی پروین: دسته ای از شش ستاره ی درخشان در صورت فلکیِ ثور، ثریا، هفت خواهران، خوشه ی پروین، (در قدیم (به مجاز) اشک، (در اعلام) پروین اعتصامی شاعره بنامِ معاصر – دسته ای از شش ستاره درخشان در صورت فلکی ثور، ثریا

     

    ۳۹ مینا

    معنی مینا: آبگینه، شیشه، جام، جام می، لایه خارجی دندان، ترکیبی ازلاجورد و طلا، لعاب مخصوص، لعاب شیشه ای، شیشه شراب

     

    ۴۰ سارا

    معنی سارا: خالص و صاف، بی غل و غش

     

    ۴۱ ناهید

    معنی ناهید: زهره، دومین سیاره ی منظومه ی شمسی به نسبت فاصله از خورشید که از درخشنده ترین اجرام آسمانی است، ونوس، ]زهره در نزد قدما نماد خنیاگری و نوازندگی است[، آناهیتا یا ناهید (در اوستا) ایزد آب است و در اوستا به صورت دوشیزه ی بسیار زیبا، بلند بالا و خوش پیکر توصیف شده است، (در اعلام) نام دیگر کتایون همسر گشتاسب که دختر قیصر روم بود و مادر اسفندیار و پشوتن – زهره، آناهیتا، از شخصیتهای شاهنامه، نام دیگر کتایون همسر گشتاسپ پادشاه کیانی

     

    ۴۲ شهناز

    معنی شهناز: در موسیقی ایرانی گوشه ای در دستگاه شور، (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) از لحن های قدیم ایرانی، شاهناز – موجب فخر و نازش شاه، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی، نام خواهر جمشید پادشاه پیشدادی

     

    ۴۳ کلثوم

    معنی کلثوم: پرگوشت- رخسار بی ترشرویی، دارای گونه و چهره ی پر گوشت، زیبا چهره، (در اعلام) ام کلثوم نام دختر رسول اکرم (ص) – نام یکی از دختران حضرت علی (ع)

     

    ۴۴ سهیلا

    معنی سهیلا: به معنای نرم، لطیف، ملایم – نرم و ملایم

     

    ۴۵ افسانه

    معنی افسانه: سرگذشت، قصه، داستان، سرگذشت و حکایت گذشتگان، افسون، سحر، ترانه – داستانی که بر اساس تخیل ساخته شده، زیب

     

    ۴۶ ثریا

    معنی ثریا: پروین، نرگسه، چلچراغ – یکی از صورت های فلکی .

     

    ۴۷ مهری

    معنی مهری: (مهر + ی (پسوند نسبت) )، منسوب به مهر، مهر، به علاوه (در موسیقی) نوعی از چنگ – منسوب به مهر

     

    ۴۸ مهین

    معنی مهین: مرکب از (مَه = ماه + ین (پسوند نسبت) ) می باشد و منسوب به ماه است – مانند ماه

     

    ۴۹ ملیحه

    معنی ملیحه: ملیح، زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک، (در قدیم) دوست داشتنی و مورد پسند – زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک

     

    ۵۰ فهیمه

    معنی فهیمه: باهوش، دانا، فرزانه، دانشمند – مؤنث فهیم

     

    ۵۱ اشرف

    معنی اشرف: بلند تر افراشته تر گرانمایه تر شریفتر . یا اشرف مخلوقات . آدمی انسان . یا حضرت اشرف . برای صدور و وزرای عظام استعمال شود . یا جناب اشرف .

     

    ۵۲ سمانه

    معنی سمانه: بلدرچین، کرک، آسمانه، سقف خانه

     

    ۵۳ الهه

    معی الهه: اله، بت، رب النوع، صنم

     

    ۵۴ پروانه

    معنی پروانه: در موسیقی ایرانی گوشه ای در دستگاه راست پنجگاه و نوعی تحریر – حشره ای با بدن کشیده و باریک و بالهای پهن پوشیده از پولکهای رنگارنگ

     

    ۵۵ حلیمه

    معنی حلیمه: زن خویشتن دار، صبور و با تحمل، دختر بردبار – مؤنث حلیم، بردبار، شکیبا، نام دایه پیامبر (ص)

     

    ۵۶ صغرا

    معنی صغرا: کوچک، کوچک تر

     

    ۵۷ پریسا

    معنی پریسا: افسونگر، زیبا مانند پری. کنایه از زنی زیبا روی است. مخفف پری افسانه ای در ایران باستان پریساتیس بوده است.

     

    ۵۸ جمیله

    معنی جمیله: (مؤنث جمیل )، زیبا، زن زیبا

     

    ۵۹ سحر

    معنی سحر: بامدادان، پگاه، سپیده دم، شبگیر، شفق، فلق

     

    ۶۰ آرزو

    معنی آرزو: آرمان، اشتیاق، امل، امید

     

    ۶۱ مژگان

    معنی مژگان: مژه ها، موی پلک چشم، (در اصطلاح عشاق) اشاره به سنان و نیزه و پیکان و تیر که از کرشمه و غمزه های معشوق به هدف سینه ی عاشق می رسد، دارد – مژه ها

     

    ۶۲ شهلا

    معنی شهلا: دارای چشم رنگ سیاه چون رنگ چشم میش و (به مجاز) زیبا و فریبنده (چشم )، (در گیاهی) ویژگی نوعی نرگس که حلقه ی وسط آن سرخ یا بنفش است، نرگس، نرگس شهلا – دارای رنگ سیاه چون رنگ چشم میش، رنگ میشی، زیبا و فریبنده (چشم )، نوعی نرگس که حلقه وسط آن سرخ یا بنفش است

     

    ۶۳ عاطفه

    معنی عاطفه: مهر، مهربانی، مهرورزی

     

    ۶۴ سعیده

    معنی سعیده: (مؤنث سعید )، سعید – مؤنث سعید، خجسته، مبارک، خوشبخت، سعادتمند

     

    ۶۵ لیلی

    معنی لیلی: سرخوشی از می، درازترین و تارترین شب، (در قدیم) از الحان موسیقی قدیم ایرانی، (در اعلام) لیلی دختر حطیم از زنان پیامبر اسلام (ص )، لیلی زنی از قبیله ی بنی عامر عرب که طرف عشق مجنون قرار گرفت (لیلی و مجنون) – شب دراز، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی

     

    ۶۶ صفیه

    معنی صفیه: (مؤنث صفی )، صفی، (در اعلام) دختر اخطب زوجه ی رسول اکرم (ص) و نیز نام یکی از عمه های پیامبر (ص) – مؤنث صفی، نام یکی از همسران پیامبر (ص)

     

    ۶۷ اقدس

    معنی اقدس: پاکتر، پاکیزه تر، مقدس تر، عنوانی احترام آمیز برای بزرگان یا مکان های مقدس – پاک تر، مقدس تر

     

    ۶۸ زیبا

    معنی زیبا: پریچهر، پریرو، جمیل، خوبرو، خوب صورت، خوش اندام، خوشگل، خوش منظر، رعنا، زیبارو، شیک، صبیح، ظریف، قشنگ، لطیف، لعبت، مطبوع، مقبول، ملیح، نازنین، نیک منظر، نیکورو، وجیه، وسیم، باطراوت، تماشایی، خوش، شکیل

     

    ۶۹ ندا

    معتی ندا: بانگ. فریاد. آواز. اعلان

     

    ۷۰ منصوره

    معنی منصوره: (مؤنث منصور )، مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز

     

    ۷۱ عذرا

    دوشیزه، باکِره، آشکار، (در اعلام) لقب حضرت مریم مادر حضرت عیسی (ع )، لقب حضرت فاطمه (س) – دوشیزه، باکره، بکر، لقب مریم (ع) و لقب فاطمه (س )، نام معشوق وامق

     

    ۷۲ شیرین

    هر چیزکه نسبت به شیر داشته باشد، خصوصاً در حلاوت. : شکرین، شهددار، گلوسوز، دلکش، نغز، نوشین

     

    ۷۳ آسیه

    نام زن فرعون معاصر موسی در روایات اسلامی زنی صالح و متقی و نیکوکار معرفی شده است . استوارساخت، اندوه گـُسار، سُتون

     

    ۷۴ مهدیه

    معنی مهدیه: مؤنث مهدی، عروس

     

    ۷۵ ام البنین

    نام همسر علی (ع) و مادر عباس (ع). از کنیزان امام موسی کاظم (ع ) و مادر امام رضا بود. وی از زنان فاضل زمان بشمار می آمد.

     

    ۷۶ منیژه

    نام دختر افراسیاب است که بیژن پسر گیو بر او عاشق شد و منیژه او را بخانه خود برد و افراسیاب با خبر گشته منیژه را از شهر اخراج کرد و بیژن را گرفته در سیاه چالی انداخت تا اینکه رستم رفته او را از چاه بیرون آورد . خود خواه متکبر

     

    ۷۷ زلیخا

    به معنی جای لغزیدن پا (به لحاظ داشتن زیبایی زیاد )، (در اعلام) نام پاتیفار عزیز مصر در زمان حضرت یوسف (ع) – نام همسر عزیز مصر که مفتون زیبایی یوسف (ع) شد

     

    ۷۸ گوهر

    اصل، تبار، حسب، نژاد، نسب، جوهر، ذات، جواهر، در، گهر، مروارید

     

    ۷۹ شهین

    (از: شه + َین، پسوند نسبت )منسوب به شاه، مانند زرین و سیمین. دارای ارزش و مقامِ شاهانه

     

    ۸۰ پری

    موجود متوهم صاحب پر که اصلش از آتش است و بچشم نیاید وغالباً نیکوکار است بعکس دیو که بدکار باشد. فرشته ،موجود خیالی و افسانه ای

     

    ۸۱ خانم

    بانو، بی بی، بیگم، خاتون، سیده، کدبانو، مادام، مخدره، زن، زوجه، همسر

     

    ۸۲ طوبی

    بهشت، پردیس، جنت، فردوس، خلد، نعیم، خیر، سعادت، پاک، پاکیزه، نیکو، خوشبو، معطر، خوشی، خوشا، پاک تر، پاکیزه تر

     

    ۸۳ ایران

    پهلوی، «اِران » . به کشور ایران در عهد ساسانی «اران شتر» میگفتند. در عصر هخامنشی ایی ریا نام قوم ایرانی بود و این کلمه را نام قوم اُسِّت ِ قفقاز بصور «ایرون »، «ایرو» و «ایر» بخود اطلاق کرده اند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کلمات آریا، آریائیان و ایران و امثال آن که در زبان باقی مانده از این کلمه گرفته شده است.

     

    ۸۴ عفت

    اتقا، پارسایی، پاکدامنی، پاکی، شرافت، شرف، عصمت، عفاف، ناموس، نجابت

     

    ۸۵ نصرت

    پیروزی، ظفر، غلبه، فتح، کمک، مدد، یاری

     

    ۸۶ نجمه

    اختر، ستاره، سها، کوکب، نجم

     

    ۸۷ مدینه

    یکی از شهرهای عمده کشور عربستان سعودی و دومین شهر اسلامی از جهت عظمت و تقدس واقع در شمال شرقی مکه درناحیه حجازمیباشد-بلد، شهر، ولایت

     

    ۸۸ فاطمه خانم

    از ترکیب اسامی فاطمه نام دخت گرامی پیامبر و خانم به معنای زن پاکیزه سرشت است

     

    ۸۹ خاور

    مشرق، جای بر آمدن آفتاب،مطلع، خاوران، شرق، خراسان، مشرق، خار، خاشاک

     

    ۹۰ خاتون

    بانو، کدبانو، بی بی، بیگم، خانم، مخدره، همسر، زن اصیل، شریفه، کنیز، کلفت، خادمه

     

    ۹۱ مهسا

    معنی مهسا: مثل ماه، مانند ماه، (به مجاز) زیبا رو – مانند ماه، زیبا

     

    ۹۲ زبیده

    مصغر زبدة است.دختر جعفر بن منصور ( ف . ۲۱۶ ه . ق . / ۸۳۱ م . ) زن هارون الرشید و مادر خلیفه امین

     

    ۹۳ محترم

    ارجمند، باآبرو، بااعتبار، باشخصیت، بزرگوار، شخیص، شریف، حرمت دار، با حرمت، عزتمند، قابل احترام، عزیز، گرامی، گرانقدر، گرانمایه، متشخص، محتشم، معز، معزز، معظم، مکرم، موقر

     

    ۹۴ سیما

    چهر، چهره، رخ، رخسار، رو، روی، صورت، عارض، عذار، قیافه، علامت، نشان، هیئت

     

    ۹۵ زینت

    آرایش، آن چه با آن آرایش کنند. پیرایه، زیور.

     

    ۹۶ شوکت

    بزرگی، تشخص، جاه، جبروت، جلال، حشمت، شان، شکوه، شوکت، عظمت، فر، فره، کبریا

     

    ۹۷ آذر

    آتش . ماه نهم از سال شمسی . روز نهم از هر ماه شمسی . نام ایزدی . روز نهم از نهمین ماه تقویم اوستایی که ایرانیان قدیم در ماه آذر این روز را به خاطر یکی شدن نام ماه و روز جشن می گرفتند، آذرروز، آذرگان، آذرجشن: ای خردمند سرو تابان ماه / روز آذر می چو آذر خواه

     

    ۹۸ مرجان

    جانور بی مهره ی کوچک دریایی که پوشش آهکی ترشح می کند و نسل های جدید آن روی بقایای نسل قدیمی زندگی می کنند و جزایر مرجانی را بوجود می آورند، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که از آن در جواهر سازی و ساخت اشیای زینتی استفاده می شود، کنایه از لب معشوق و شراب است به سبب سرخی رنگ آن – معرب از سریانی، جانور بی مهره کوچک دریایی، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که در جواهرسازی کاربرد دارد

     

    ۹۹ حبیبه

    تأنیث حبیب. محبوبة. دوست (زن ).

     

    ۱۰۰ رباب

    از آلات موسیقی قدیم شبیه تارکه کاسه آن کوچکتر است، ابر، ابرسفید، واحدش ربابه

     

    ب پرطرفدارترین و بهترین اسم دختر با ریشه فارسی و ایرانی

    گذشته از اسامی با ریشه های عربی و گرایش های مذهبی، انتخاب اسم دختر ایرانی هم بین مردم بسیار رایج است. در میان نام های ایرانی در گروه زنان با بررسی ۹۰ میلیون سند سجلی پرطرفدارترین اسم دختر ایرانی از ۱۲۹۷تا پایان ۱۳۸۰ به شرح زیر معرفی شدند.

     

    ۱. شهربانو
    معنی شهربانو: ملکه. بانوی شهر.

     

    ۲. فریبا
    معنی فریبا: افسونگر، افسونکار، طناز، فتان، فریبنده، فریفته، خوشگل، زیبا، وجیه

     

    ۳. مهناز
    معنی مهناز: زیبای نازنین – آن که چون ماه ناز و زیبا است، آن که به ماه ناز و فخر می فروشد

     

    ۴. نسرین
    معنی نسرین: نام گلی است معروف و آن سفید و کوچک و صدبرگ می باشد

     

    ۵. فرزانه
    معنی فرزانه: حکیم. دانشمند. عاقل. (برهان ). بخرد. فرزان. فیلسوف. مقابل دیوانه.

     

    ۶. فرشته
    معنی فرشته :جبرئیل، سروش، ملک، ایزد، پری. فریشته. در زبان سنسکریت پرشیته و مرکب از پر و اش به معنی سفیر، در فارسی باستان فرائیشته است.

     

    ۷. پروین
    معنی پروین: ثریا. شش ستاره کوچک نزدیک به هم مانند خوشه ٔ انگور است که یکجا جمع شده اند.

     

    ۸. ناهید
    معنی ناهید: نام ستاره ٔ سوم از هفت سیاره است که نام دیگرش زهره است.

     

    ۹. شهناز
    معنی شهناز: نام نوائی از موسیقی. (از غیاث ) (ناظم الاطباء). نام آوازی. یکی از شش آواز است وآن از زیرافکند خیزد.

     

    ۱۰. افسانه
    معنی افسانه: سرگذشت و حکایات گذشتگان باشد. قصه. داستان. حکایت. تمثیل. سرگذشت. (ناظم الاطباء). حکایت گذشتگان.

     

    ۱۱. مهری
    معنی مهری: نوعی از چنگ باشد و آن سازی است که مطربان نوازند، و بعضی گویند یکی از نامهای ساز چنگ است.

     

    ۱۲. مهین
    معنی مهین: بزرگ تر، بزرگ، بزرگترین.

     

    ۱۳. پروانه
    معنی پروانه: اجازه، حکم و جواز و نیز نام حشره ای پرنده بزرگتر از زنبور و رنگارنگ.

     

    ۱۴. پریسا
    معنی افسونگر: افسونگر، زیبا مانند پری. کنایه از زنی زیبا روی است. مخفف پری افسانه ای در ایران باستان پریساتیس بوده است.

     

    ۱۵. سحر
    معنی سحر: وقت آخر شب و زمان پیش از صبح، بامداد، پگاه، سپیده دم

     

    ۱۶. آرزو
    معنی آرزو: آرمان، اشتیاق، امل، امید

     

    ۱۷. مژگان
    معنی مژگان: جمع مژه است که موی پلک چشم باشد یعنی مژه ها.

     

    ۱۸. زیبا
    معنی زیبا: زیبنده. به معنی نیکو و خوب است که نقیض زشت و بد باشد. پریچهر، پریرو، جمیل، خوبرو، خوب صورت.

     

    ۱۹. ندا
    معنی ندا: بانگ. فریاد. آواز. اعلان.

     

    ۲۰. شیرین
    معنی: هر چیزکه نسبت به شیر داشته باشد، خصوصاً در حلاوت.شکرین، شهددار، گلوسوز، دلکش، نغز، نوشین.

     

     

    اسم دختر جدید و باکلاس ۹۸،اسم دختر جدید و قشنگ،اسم دختر تک،اسم دختر امروزی،اسم دختر جدید ۲۰۱۹،اسم دختر خاص و تک،اسم دختر ۹۸،اسم دختر تک و قشنگ

     

     

  • مطالب پربازدید