پورتال اینترنتی سرگرمی، تفریحی، عکس، پزشکی، اس ام اس، آشپزی، نیک شو
  • صفحه نخست+
  • اخبار+
  • آرایش و زیبایی+
  • آشپزی+
  • اس ام اس+
  • سرگرمی و تفریحی+
  • دنیای مد و فشن+
  • زناشویی+
  • پزشکی و سلامتی+
  • کامپیوتر,اینترنت و موبایل+
  • زندگی بهتر+
  • دنیای سینما و موسیقی+
  • دنیای عکس+
  • مطالب جالب علمی+
  • گردشگری+
  • دین و مذهب+
  • فیلم و کلیپ+
  • مطالب خواندنی و جالب
  • دنیای مد و فشن
  • زناشویی
  • آرایش و زیبایی
  • اخبار
  • آیا باید همیشه همه چیز را به همسرم بگویم؟

    مجموعه : همسرداری

    آیا باید همیشه همه چیز را به همسرم بگویم؟

    از اسم اش معلوم است، زندگی مشترک. یعنی زندگی اشتراکی، یک زوج همه چیزشان را شریک هستند، حسات شان، دارایی های شان، و راز های شان، اما با همین تعاریف برای زوج ها هم یک سری حریم هایی هست که نباید بدون رضایت طرف مقابل به آن پا گذاشت. در ادامه به طور مفصل در این باره صحبت می کنیم همراه ما بمانید.

    آیا باید همیشه همه چیز را به همسرم بگویم؟

    چه چیزهایی را به همسرمان بگوییم و چه چیزهایی را نگوییم.

     

    حقیقت و دروغ

    البته بین حق مشروع برای داشتن حریم شخصی و فریب و نیرنگ تفاوت هست. اما چه مسائلی را می توانید شرعاً و بدون رسیدن هیچگونه آسیب به کسی، پیش خود نگه دارید؟ کدام مسائل در صورتی که برملا شود، باعث ایجاد شکاف و جدایی عمیق بین شما و همسرتان خواهد شد؟ دکتر رآل اعتقاد دارد که همه ی ما ذاتاً و غریزتاً می دانیم که این حد و حدود تا کجاست. بااینحال مقیاسی برای ما عنوان میکند:

     

    از خودتان سوال کنید، در صورتی که کسی از این کار شما فیلم بگیرد و آن را به همسرتان نشان دهد، آیا ناراحت یا عصبانی می شود؟ آیا می توانید جلوی آینه بایستید و رودردرو به خودتان گویید که بیگناه و بی تقصیرید؟ در صورتی که نتوانید اینکار را کنید حتماً کارتان مشکل دارد. در این حالت باید بفهمید که پنهان کردن این مسئله به خاطر حق طبیعی شما برای داشتن حریم شخصی نیست، بلکه به این خاطر است که می دانید کارتان اشتباه بوده است. و اینجاست که همسرتان را فریب می دهید.

     

    دکتر رنی کوهن اعتقاد دارد، “فعالیت های بزرگسالانه ای هست که گزارش جزء به جزء آن به همسر الزامی ندارد. شما دیگر بچه نیستید که بخواهید برای کارهایتان اجازه بگیرید. باید اینقدر اعتماد و اطمینان در ازدواجتان باشد که این آزادی عمل را به شما بدهد.” در پایان باید بگویم اینکه چه چیزهایی را باید از همسرتان پنهان کنید و چه چیزهایی را نباید، بستگی به نوع رابطه ی شما وهمسرتان دارد.

     

    شناختی که از همسرتان دارید می تواند کمک خوبی برایتان باشد و از آن طریق بفهمید که دوست دارد چه چیزهایی را با او میان بگذارید. و در صورتی که در موردی تردید داشتید، صراحت را انتخاب کنید: گاهی اوقات برملا کردن حقایق بهتر از نگه داشتن راز است. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد هر چه دو طرف رابطه مسائل بیشتری را از هم پنهان کنند، ازدواجشان بی ثبات تر و ناپایدارتر خواهد شد.

     

    حریم شخصی

    سونیــــا و همـسرش طـی ۱۰ ســـــالی کــه از ازدواجشان می گذرد مسائل بسیاری را با هم سهیم شده اند: تـغییر شغل،ساختن خانه،بیماری مادرش،بزرگ کردن دخترشان، و…اما اخیراً مسئله ای پیش آمد که سونیا حاضر به سهیم کـردن شـوهرش در آن نشده است. ایمیل شوهرش از کـار افتاده بود و می خواست که از ایـــمیل او استفاده کند. بعد از اینکه شوهرش وارد سیستم شد،از او رمز عبور ایمیلش را خـواست امـا سونیا گفت کـه بـاید خودش آن را وارد کند.

     

    شوهرش تصور می کرد که شوخی می کند و دوباره تقاضایش را مطرح کرد. امـــا سونیا لام تـــــا کــــــام حرف نزد. و هنگامی که مـی خواست رمـز عبور را وارد کند شوهرش را مـجبور کـرد جای دیگری را نگاه کند. سونیا درمورد حس شوهرش در آن لحظه میگوید، “او گیج و بسیار عصبانی بود. من برایش توضیح دادم که چیزی در ایمیلم وجود ندارد که باعث ناراحتی او شود اما فکر هم نمی کنم که زیرا که متاهل هستم باید خصوصی ترین مسائلم را هم با او درمیان بگذارم.”

     

    دو نفر یکی میشوند…من به ما تبدیل می شود و دو طرف همه چیزشان را با هم شریک می شوند. این یک ایده آل در ازدواج رمانتیک است. اما بعد از حرف زدن با زنانی مثل سونیا حیرت می کنم: آیا این کار واقع بینانه است؟ آیا حتی برای ما خوشایند است؟ یک روان شناس، می گوید، “توازن و تعادل بین جدایی و پیوستگی یکی از مهمترین مسائل در ازدواج است. همه ی زوج ها تلاش می کنند راهکاری را پیش گیرند که هر دو طرف با آن راحت باشند.

     

    گاهی اوقات یک زوج دوست دارد در رابطه پیوستگی بیشتری داشته باشد، درحالیکه زوج دیگر ممکن است جدایی بیشتر طلب کند.” اکثر دوستانم در عقیده ی خود راسخند که زن و شوهر باید در همه چیز باهم شریک باشند. اما هنگامی که کمی فکر میکنند، می بینند که خیلی وقت ها بعضی مسائل را از همسرشان پنهان می کنند—مثل کیفیت رابطه ی جنسیشان با یکدیگر یا چیزهایی درمورد خانواده ی همسرشان.

     

    یکی از همسایگانم روزی به من گفت، “من همه چیز را به شوهرم می گویم.” اما کمی از گفتن این ادعا نگذشته بود که حرفش را پس گرفت، “نمی دانم، شاید همه چیز نه…” لحظه ای صبر کرد و بعد گفته اش را اینطور تکمیل کرد، “باشه باشه قبول می کنم، همه چیز را نمی گویم، فقط چیزهایی را که فکر میکنم لازم است بداند با او درمیان می گذارم.”

     

    کمی جدایی

    اما متخصصین چندان هم از این مسئله تعجب نمی کنند، آنها معتقدند که جمله ی “هیچ رازی بین ما نیست” بیشتر شعار و خیالبافی است تا واقعیت. ترنس رآل روانشناس اعتقاد دارد، “هیچ زوجی همه چیز را باهم درمیان نمی گذارند، و نباید هم بگذارند. هر انسانی نیاز به مرز و محدوده دارد و در یک ازدواج دو طرف باید اینقدر انعطاف پذیر باشند که اجازه دهند طرف مقابلشان مرز و محدوده ای برای خود تعیین کند. کلید آن تعادل است:

     

    در صورتی که این مرزها خیلی ثابت و محکم باشند، احتمال بسیاری هست که دوطرف از هم دور شده و جدا شوند. و در صورتی که هم هیچ مرز و حدودی برای خود تعیین نکنید، دوطرف بیش از حد با هم قاطی خواهند شد که به این هم رابطه ی سالم نمی توان اطلاق کرد.” به عبارت دیگر، ترکیب شدن دو طرف در ازدواج کمی حالت مجازی دارد نه واقعی. زن و شوهر همیشه افرادی جدا از هم خواهند بود، و درون هر فردی فضایی است که نیاز به حفاظت دارد.

     

    یعنی شما این حق را ندارید که ایمیل ها، کمدها، یا حتی کیف همدیگر را بدون اجازه ی طرفتان چک کنید. درواقع، همه ی کارشناسانی که مسئله ی بین سونیا و همسرش را مطالعه کردند، اتفاق نظر داشتند که سونیا کاملاً حق داشته که بخواهد رمز عبور ایمیل خود را از همسرش پنهان کند. اما شناخت از نیاز به داشتن حریم درونی در دنیای واقعی چگونه شکل می گیرد؟ در بهترین ازدواج ها، زوجین به هم اجازه می دهند که از حد خود فراتر بروند، و به طور ضمنی به هم اعتماد می کنند که هر چه را که باید به همدیگر بگویند.

     

    این مسئله به ویژه در مورد مسائل مالی بسیار اتفاق می افتد—همانطور که در اکثر مواردی که از خانم ها سؤال می کنم که چه چیز را از همسرانشان پنهان می کنند، به همن نکته اشاره میکنند. ترتیبات مالی معمولاً در روابطی که بازجویی های هر روزه از دخل و خرج طرفین انجام نمی شود، معمولاً بهتر صورت می گیرد. زوجی را می شناختم که بین خود قرار گذاشته بودند که درمورد خرج های بالای ۲۰۰ هزار تومان با هم مشورت کنند، و تا زیر این قیمت خودشان مختار بودند.

     

    هنگامی که یکی از طرفین در ازدواج عادت داشته باشد تا یک ریال خرج و مخارج طرف مقابل را هم حساب کند، تمایل به پنهان کردن خرج ها در طرف مقابلش بیشتر خواهد شد—مشکلی که ریشه و بنیاد آن از بی اعتمادی نشات می گیرد. بله، مسئله ی حریم شخصی نیز در ازدواج مثل خیلی از مسائل دیگر به مسئله ی اعتماد برمی گردد. طرفین رابطه چقدر باید به هم آزادی عمل بدهند؟ چه وقت پنهان کردن یک مسئله، یا برعکس آن، تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، خیانت در اعتماد به شمار می رود؟

     

    خودِ من، بااینکه چیزی برای پنهان کردن ندارم، اما در صورتی که می فهمیدم شوهرم بدون اجازه ام وارد ایمیلم شده است مطمئناً آزرده خاطر می شدم و مطمئنم او هم در صورتی که من چنین کاری می کردم همین حس را داشت. شوهر من که یک عکاس است زمان زیادی را در سفر می گذراند و گفتن همه ی جزئیات زندگیش هنگامی که پیش من نیست کمی دشوار است. و در صورتی که همه ی اتفاقاتی که برایش می افتد را برای من تعریف نکند مطمئناً من ناراحت یا ناامید نمی شوم.

     

    زیرا که می دانم که قادر به نفوذ به همه ی شکاف های مغزش نیستم. او هم درعوض از رازهای کوچکی که برای خودم دارم ناراحت نمی شود. درواقع من فکر می کنم داشتن این حریم شخصی باعث می شود بتوانم خودم را در رابطه هر از گاهی احیاء کنم. در صورتی که من مجبور بودم که همه ی کارها و افکارم را با شوهرم درمیان بگذارم، آنقدر از انرژی خالی می شدم که دیگر چیزی برای سایر قسمت های زندگیم مثل کار و بچه ها نمی ماند.

     

    حفظ ظاهر

    علاوه بر این مسائل، آشکار کردن همه ی افکاری که از ذهنتان می گذرد ممکن است گاهاً خطرناک باشد. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد، “طبیی است که گاهی اوقات افکار منفی داشته باشیم—حتی گاهی از همسرمان متنفر می شویم…اما به زبان آوردن آن برای همسرمان چندان خوشایند نخواهد بود، به خصوص در صورتی که روز بعد دیگر چنین حسی به او نداشت باشید. در صورتی که بخواهید هر وقت که از همسرتان متنفر یا آزرده خاطر شدید به او بگویید، ازدوجتان خیلی زود به هم خواهد خورد.”

     

    سعی کنید کمی از حسات طرف مقابلتان چشمپوشی کنید: آیا این بهترین دلیل برای نگه داشتن بعضی چیزها پیش خودتان نیست؟ یکی از دوستانم روزی به من گفت که از سکس با همسر قبلیش بیشتر حس رضایت می کرده است اما هیچوقت جرات گفتن این مطلب را به همسر فعلیش که بسیار برایش قابل احترام است ندارد. او به درستی این مسئله را برای حفظ احترام همسرش، پیش خود پنهان کرده است—مثل هنگامی که که بعضی چیزها را برای حفاظت از خودتان پیش خود مخفی می کنید.

     

    دوست من لیزا از گفتن وزنش به همسرش ابا می کند. او می گوید، “من خیلی سبک تر از وزنم به نظر می آیم پس چرا باید همسرم را با گفتن این واقعیت همسرم را از خودم نامید کنم؟” حفظ این حریم شخصی، از شما محاظت می کند؛ باعث می شود در نظر فردی که برایتان قابل ارزش و احترام است، رقت انگیز و ناتوان به نظر نیایید. زنی را می شناختم که می گفت:

     

    “هنگامی که یکبار کودکم از روی میز به پایین پرت شد به همسرم نگفتم، کودک آسیبی ندیده بود خودم هم به اندازه ی کافی ناراحت بودم پس چرا باید فکر همسرم را هم آشفته می کردم؟” یکی از دوستانم می گفت که چند هنگامی که از طرف یکی از دوست پسران سابقش نامه های عاشقانه ای به دفتر کارش می رسد.

     

    او این نامه ها را جواب نمی داد اما لزومی هم نمی دید که این مسئله را با همسرش درمیان بگذارد زیرا که حس می کرد بی دلیل باعث رنجش او خواهد شد. چه کسی می تواند این زن را از کتمان حقیقت از همسرش متهم کند؟ همه ی ما به تجربه دریافته ایم که صداقت همیشه هم خوب نیست و گاهی خانه خراب کن می شود.

     

    مهارت های بیشتر:

     

    چرا همسران پس از مدتی شبیه هم می شوند؟

    روابط عاشقانه از این راه ها به جدایی می رسند

    با علامت های یک رابطه مسموم آشنا شوید

    راز شادی در زندگی همسرانی که با هم متفاوت هستند

     

     

    کاندوم
    تبلیغات
  • مطالب پربازدید